سامانه شفافسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بهمنماه سال جاری، اسناد مالی چندین رویداد هنری را منتشر کرد. این گزارشها اگرچه گامی در جهت پاسخگویی عمومی است، اما تصویری تأملبرانگیز از الگوی تخصیص منابع در عرصه فرهنگ به نمایش میگذارد؛ تصویری که در آن هزینههای اجرایی و دستمزدها سهمی برابر یا فراتر از جوایز و کمکهزینه هنرمندان دارند و پرسشهای بنیادینی درباره کارآمدی این رویدادها برمیانگیزد.
شفافیت، آینه تمامنما
انتشار صورتهای مالی رویدادهای فرهنگی، از جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان گرفته تا نمایشگاه پیکاسو در موزه هنرهای معاصر، فرصت مغتنمی برای واکاوی «منطق بودجهریزی فرهنگی» فراهم آورده است. آنچه در این اسناد خودنمایی میکند، نه صرفاً ارقام، که الگویی تکرارشونده از تخصیص منابع است: سهم بالای هزینههای تشکیلاتی و اجرایی در برابر سهم ناچیز تولید و حمایت مستقیم از هنرمند. پرسش اینجاست: آیا جشنوارههای هنری به مثابه «مسئله» فرهنگ عمل میکنند یا خود به «مسئلهای» برای بودجه تبدیل شدهاند؟
۱. ناترازی هزینهها؛ وقتی دبیرخانه از جوایز پیشی میگیرد
بررسی تطبیقی ارقام منتشرشده نشان میدهد که در بسیاری از رویدادها، هزینههای دبیرخانه، پذیرایی، اسکان و دستمزد عوامل اجرایی، رقمی معادل یا حتی فراتر از جوایز و کمکهزینه هنرمندان را به خود اختصاص داده است.
سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان با هزینهای بالغ بر ۸/۷۷ میلیارد تومان، نمونهای گویاست. در این رویداد، «هزینههای جاری دبیرخانه» با یک میلیارد و ۷۵ میلیون تومان، از مجموع «جوایز برگزیدگان» که یک میلیارد و ۹۳ میلیون تومان بوده، تنها ۱۸ میلیون تومان کمتر است. به عبارت دیگر، دبیرخانه جشنواره تقریباً به اندازه تمام برگزیدگان آن هزینه داشته است. کمکهزینه گروههای شرکتکننده نیز یک میلیارد و ۴۶۶ میلیون تومان بوده که در قیاس با هزینههای اجرایی، رقم چشمگیری به نظر نمیرسد.
در هجدهمین جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان با هزینهای حدود ۳/۲۴ میلیارد تومان، «پاداش شورای ارزشیابی و دبیر اجرایی» با ۴۵۰ میلیون تومان و «هزینه هیئت انتخاب» با ۳۴۵ میلیون تومان، مجموعاً ۷۹۵ میلیون تومان شده است. این رقم در حالی از «جوایز برگزیدگان» (۵۸۵ میلیون تومان) فراتر میرود که کمکهزینه گروهها (یک میلیارد و ۲۰۱ میلیون تومان) نیز بخش عمدهای از بودجه را بلعیده است.
۲. اقتصاد جشنوارهای؛ هزینه به مثابه هدف
آنچه از این ارقام برمیآید، حکایت از شکلگیری «اقتصاد جشنوارهای» دارد؛ پدیدهای که در آن برگزاری رویداد به خودی خود هدف میشود و زنجیرهای از منافع برای عوامل اجرایی، پیمانکاران و تأمینکنندگان خدمات ایجاد میکند، بیآنکه الزاماً به زیستبوم هنری تزریق شود.
در بیستودومین جشنواره نمایشهای آیینی سنتی با هزینهای بالغ بر ۱۳/۷۹ میلیارد تومان، تنها ۱/۹۳ میلیارد تومان (حدود ۱۴ درصد) صرف کمکهزینه اجراها شده است. در مقابل، اسکان و پذیرایی مهمانان با ۳/۷۱ میلیارد تومان (حدود ۲۷ درصد) و برگزاری کارگاههای آموزشی با ۱/۹۱ میلیارد تومان، سهمی بیش از کمک به تولید داشتهاند.
سیودومین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان با هزینهای معادل ۸/۸۹ میلیارد تومان، الگویی مشابه را نشان میدهد: ایابوذهاب، اسکان و پذیرایی با ۲/۹ میلیارد تومان (۳۲ درصد)، حقالزحمه شورای سیاستگذاری و داوران با ۹۵۷ میلیون تومان، و آمادهسازی کارگاهها با ۹۶۵ میلیون تومان. در این میان، سهم تولید و خلق اثر هنری کجاست؟
۳. سمفونی ناکوک بودجهریزی در موسیقی
شاید بارزترین نمونه ناترازی، هجدهمین جشنواره ملی موسیقی جوان باشد. در این رویداد با هزینهای معادل ۷/۲۷ میلیارد تومان، «حقالزحمه داوران و دبیر جشنواره» با یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان، فاصله چندانی با «جوایز برندگان» (یک میلیارد و ۴۱۰ میلیون تومان) ندارد. این یعنی دستمزد هیئتداوری تقریباً معادل مجموع جوایز تمام برگزیدگان است. پرسش اینجاست: آیا جشنواره برای داوری برگزار میشود یا برای حمایت از استعدادهای جوان؟
۴. هزینههای پنهان در نمایشگاه پیکاسو
نمایشگاه «پیکاسو در تهران» که با هزینهای معادل ۲/۲۵ میلیارد تومان برگزار شد، نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این رویداد، «آمادهسازی نمایشگاه» با ۴۳۱ میلیون تومان، «مراقبین آثار» با ۳۲۳ میلیون تومان و «عوامل اجرایی» با ۳۴۱ میلیون تومان، روی هم رفته حدود نیمی از بودجه را بلعیدهاند. این ارقام اگرچه برای برگزاری یک نمایشگاه بینالمللی ضروری است، اما پرسش از نسبت هزینهها با دستاوردهای فرهنگی را بیپاسخ نمیگذارد.
۵. مسئلهشناسی؛ خروجی در برابر هزینه
آنچه از این گزارشها برمیآید، فراتر از نقد عددی، یک مسئله ساختاری است:
– آیا جشنوارهها به «مصرفکننده بودجه» تبدیل نشدهاند؟ وقتی هزینههای اجرایی با جوایز برابری میکند، انگار رویداد برای خودش برگزار میشود، نه برای هنرمند و مخاطب.
– نسبت هزینهها با بازتولید سرمایه فرهنگی چیست؟ اگر هدف جشنوارهها کشف استعداد، حمایت از تولید و تقویت زنجیره ارزش هنر است، چرا سهم تولید و هنرمند در این معادله اینقدر ناچیز است؟
– آیا مدل بودجهریزی نیاز به بازتعریف دارد؟ الگوی فعلی که بخش عمده منابع را صرف «برگزاری» میکند، نیازمند بازنگری در جهت «حمایت از تولید» و «سرمایهگذاری روی هنرمند» است.
از شفافیت تا کارآمدی
گام وزارت ارشاد در انتشار صورتهای مالی، اقدامی شایسته و قابل تقدیر است. شفافیت، نخستین شرط اصلاح است. اما آنچه اکنون ضرورت مییابد، عبور از «شفافیت صرف» به سوی «کارآمدی» است. ارقام منتشرشده نشان میدهد که جشنوارههای هنری با الگوی فعلی، بیش از آنکه بستری برای خلق و حمایت باشند، به ساختارهای هزینهزا بدل شدهاند. بازاندیشی در نسبت «هزینههای اجرایی» با «هزینههای هدف»، بازتعریف اولویتها و جهتدهی منابع به سوی تولید و حمایت مستقیم از هنرمند، ضرورتی انکارناپذیر است. در غیر این صورت، جشنوارهها به چرخهای از مصرف بودجه تبدیل خواهند شد که خروجیشان چیزی جز گزارش پایانی نیست.

