فرشته روحافزا، استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات زنان و خانواده
شبکه نمایش خانگی و سینما بهعنوان بخشی از ابزار گذران اوقات فراغت، مورد توجه جامعه بهویژه جوانان است. اما متأسفانه تولیدات فرهنگی در این فضا از جهات مختلف با موازین خانواده ایرانی و اسلامی در تضاد قرار دارد. هفته گذشته مقام معظم رهبری در بیانات خود به مسئله کرامت زن، شأن زن و حقوق زن تأکید فرمودند، اما میبینیم که شأنیت و کرامت زنان نهتنها در شبکه نمایش خانگی، بلکه در سینما و تئاتر نیز رعایت نمیشود.
میلیونها زن فرهیخته ایرانی که کار پژوهشی و دانشگاهی انجام میدهند، دانشمند هستهای و پزشک متخصصاند، یا در سنگر خانواده بزرگانی چون حاج قاسم سلیمانی را تربیت میکنند و مادر چند شهید دفاع مقدس هستند، هیچ جایی در تولیدات شبکه نمایش خانگی و سینما ندارند.
هیچ تصویری از زن ایرانی که پاسدار خانواده است و به فرموده امام راحل(ره) «مرد از دامن او به معراج میرود» در تولیدات فیلمها و سریالهای نمایش خانگی دیده نمیشود.
تصویری که در برنامهها و مسابقات شبکه نمایش خانگی از زن ایرانی ارائه میشود، زنی در موقعیت پست و سخیف است که در معرض شوخیهای رکیک قرار میگیرد و صرفاً ابزاری برای خنده و مسخره کردن است. متأسفانه در اغلب سریالهای نمایش خانگی برای جذب مخاطب به بعد جنسیتی زنان متوسل میشوند و گمان میکنند این جلوهگریها بیننده بیشتری میآورد. سؤالم از نویسنده، کارگردان و تهیهکننده این برنامهها این است: آیا حاضرند چنین تصویری از مادران و زنان خانواده خودشان به نمایش بگذارند؟ چرا هیچگاه زنی ایرانی جدی و منطقی که زندگی درستی دارد در این تولیدات به نمایش درنمیآید؟ آیا از نظر سازندگان برنامههای شبکه نمایش خانگی، همه زنان ایرانی همان شخصیت سخیفاند که دنبال مردها میدود و ابراز نیاز میکند؟!
تولیدات فرهنگی از قدرت تأثیرگذاری بر جامعه برخوردارند؛ یعنی میتوان حدس زد که تلاش برای نمایش زن بدبخت، بیهویت و سخیف، در واقع ایجاد نسلی از همین زنان در جامعه است. زنی که هرگز توانایی تربیت سعدی و فردوسی و حافظ را ندارد، زنی که نمیتواند شهید سلیمانی و شهید باقری و سلامی را تربیت کند، زنی که برای جوک گفتن و مسخرهبازی مناسب است، نمیتواند نخبه علمی و دانشگاهی و دانشجوی برتر المپیادی پرورش دهد.
پایگاه اجتماعی و فرهنگی زن ایرانی در تولیدات شبکه نمایش خانگی مورد هدف قرار گرفته است. نمایش زن خلافکار، دزد، معتاد و سطح پایین درست مانند زدن چکش بر سر زنان ایرانی است. آیا سازندگان این نوع آثار میدانند که مادران، زنان، همسران و دختران خودشان نیز مخاطب همین تولیداتاند و آن چکشی که بلند کردهاند، ابتدا بر سر خودشان خواهد خورد؟ سازندگان چنین مجموعههایی در مرحله اول در حق زنان نخبه جامعه ایرانی ــ که اکنون بیشترین سهم از تحصیلات دانشگاهی را دارند و در فضای پاک موجود در حال رشد هستند ــ ظلم میکنند. آنها باید توضیح دهند که چرا چهره واقعی زن ایرانی را پنهان میکنند و دوست ندارند یک زن ایرانی توانمند به جامعه معرفی شود؟!

