گرانی، میهمان ناخوانده کتابخانه کودکان

3 دقیقه مطالعه

آمارهای رسمی منتشرشده از وضعیت نشر در آذرماه ۱۴۰۴، تصویری متناقض‌نما از بازار کتاب ایران ترسیم می‌کند، از یک سو، رشد ۱۲.۷ درصدی تعداد عناوین منتشرشده و افزایش ۲۷ درصدی کتاب‌های چاپ اول نشان از حیات و پویایی نسبی این صنف دارد. اما از سوی دیگر، کاهش ۱۵.۱ درصدی میانگین شمارگان و به‌ویژه افزایش ۵۵.۱۷ درصدی قیمت کتاب در گروه کودک و نوجوان، زنگ خطری جدی برای آینده سرمایه انسانی و فرهنگی کشور محسوب می‌شود.

گروه کودک و نوجوان با هزار و ۷۸۲ عنوان، پس از علوم اجتماعی، پرتیراژترین بخش بازار نشر در آذرماه بوده است. اما میانگین قیمت در این بخش با رشد انفجاری ۵۵ درصدی مواجه شده است. این بدان معناست که کتابی که پارسال با قیمت ۱۰۰ هزار تومان در دسترس خانواده‌ها قرار داشت، امروز باید با ۱۵۵ هزار تومان خریداری شود. این افزایش، فراتر از نرخ تورم عمومی و حتی فراتر از افزایش ۲۶ درصدی میانگین قیمت کل کتاب‌هاست.

 

چرا کتاب کودک قربانی شد؟

دو عامل عمده در این گرانی بی‌سابقه نقش کلیدی دارند:

۱. هزینه سنگین تولید: کتاب کودک به دلیل ضرورت تصویرگری رنگی، کیفیت بالای کاغذ، صحافی مقاوم و احتمالاً جلد سخت، همواره هزینه تولید به مراتب بالاتری نسبت به کتاب بزرگسال دارد. هرگونه افزایش در قیمت کاغذ، رنگ و چاپ، تأثیر مستقیم و تشدیدشده‌ای روی قیمت نهایی این کتاب‌ها می‌گذارد.

۲. تکانه‌های قیمت کاغذ: معاون دفتر صنایع نساجی وزارت صمت کاهش ۳۰ درصدی واردات کاغذ در هشت ماهه سال جاری را تأیید کرده است. هرچند وی تخصیص ارز را عامل اصلی نمی‌داند و بخشی از مشکل را به “ویرایش کالا” توسط تاجران پس از دریافت ارز ترجیحی مرتبط می‌داند (یعنی دریافت ارز برای کاغذ، اما واردات کالای سودآورتر). این نوسان و کمبود در عرضه، قیمت کاغذ را در بازار داخلی به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

پیامد مستقیم این گرانی، حذف تدریجی کودکان خانواده‌های کم‌درآمد از دایره مخاطبان کتاب است. وقتی کتاب کودک از کالایی ضروری و فرهنگی به کالایی نیمه‌لوکس تبدیل شود، اولین قربانیان، کودکانی هستند که در محرومیت‌ترین مناطق زندگی می‌کنند. این امر نه تنها شکاف آموزشی را عمیق‌تر می‌کند، بلکه به شکاف فرهنگی و هویتی در نسل آینده دامن خواهد زد. کودکی که از داشتن کتاب محروم است، تنها از یک سرگرمی محروم نشده؛ از توسعه مهارت‌های زبانی، تفکر خلاق و درک جهان اطراف نیز بازمی‌ماند.

در نهایت باید گفت، رقم ۵۵ درصد، تنها یک شاخص اقتصادی نیست؛ بلکه نشانگر عمق خطر تهدیدکننده فرهنگ مکتوب برای کودکان ایران است. اگر امروز چاره‌ای برای این روند اندیشیده نشود، فردا با نسلی روبه‌رو خواهیم بود که نه از لالایی‌های مکتوب کهن چیزی شنیده، نه با قصه‌های تصویری مدرن انس گرفته، و جهانی‌اش را تنها در صفحات کوچک نمایشگرها جستجو کرده است. نجات کتاب کودک، به معنای نجات گنجینه تخیل و دانایی جمعی ملت است.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *