فانوس های رمضان در شب های ایمان غزه

ماه رمضان رنگ و بوی دیگری در نوار غزه پیدا کرده؛ جایی که زنان و کودکان با کارتون‌های بازیافتی، فانوس می‌سازند تا بذر امید را در دل ویرانه‌ها بکارند

5 دقیقه مطالعه

تقویم که نیمه شعبان را رد می کند، شهرهای عربی یکباره رنگ عوض می‌کنند. از قاهره قدیم تا دمشق زخم‌خورده، از بیروت تا امان، و از بیت‌المقدس تا غزه محاصره‌شده، کوچه‌ها و خیابان‌ها ریسه‌های رنگارنگ و فانوس‌های کوچک و بزرگ می‌پوشند. گویی شهری که ماه رمضان به آن وارد می‌شود، باید چراغانی باشد تا میزبان شایسته‌ای برای این مهمان عزیز باشد.

در کشورهای عربی-اسلامی، استقبال از ماه مبارک رمضان چیزی شبیه عید نوروز خودمان است؛ خانه‌تکانی، خرید، آذین‌بندی خیابان‌ها و چراغانی مساجد. مردها به جان خیابان‌ها می‌افتند و هلال‌های کاغذی و ستاره‌های حلبی را بر سردر مغازه‌ها و مساجد می‌آویزند. زنها نیز در خانه‌ها سفره‌های افطار را آماده می‌کنند و شیرینی‌های مخصوص ماه رمضان، به ویژه «قطیف»، را می‌پزند. اما در این میان، یک عنصر هست که فصل مشترک تمام این تزیینات است؛ فانوس.

 

نمادی به قدمت تاریخ

فانوس رمضان فقط یک وسیله تزیینی نیست. پشت این چراغ کوچک و رنگارنگ، قرن‌ها تاریخ و روایت خوابیده است. برخی می‌گویند ریشه آن به قرن چهارم هجری و ورود «المعزالدین‌الله الفاطمی» به قاهره بازمی‌گردد؛ شبی در پنجم رمضان سال ۳۵۸ که مصری‌ها با مشعل و فانوس به استقبال خلیفه رفتند و این روشنایی تا پایان ماه مبارک ادامه یافت. از آن پس، فانوس به نماد شادی و میهمانی در ماه خدا تبدیل شد.

روایت دیگر اما کاربردی‌تر است: در روزگاری که صدای اذان به همه جا نمی‌رسید، فانوس‌ها را بالای مناره‌ها می‌بردند و هنگام سحر روشن می‌کردند تا مردم بدانند وقت سحری تمام شده است. خاموش شدن فانوس، معنایش شروع روزه بود.

این سنت زیبا از مصر به دیگر سرزمین‌های عربی رفت؛ به شام و حلب و ام‌ان و بیت‌المقدس و غزه. در هر شهری، فانوس‌ها شکل و شمایل محلی خود را پیدا کردند. قاهره اما همچنان پایتخت فانوس‌سازی جهان عرب است. در منطقه «تحت‌الربع» نزدیک الازهر، و «الغوریه» و «برکات الفیل» در سیده‌زینب، کارگاه‌های کوچکی هنوز نفس می‌کشند و فانوس‌های حلبی و شیشه‌ای می‌سازند؛ فانوس‌هایی که راهی خانه‌های مجلل و مساجد و کافه‌ها می‌شوند.

 

غزه؛ فانوس‌هایی از جنس امید

اما امسال قصه فانوس‌های رمضان در غزه، روایت دیگری دارد. غزه‌ای که دو سال است زیر آوار جنگ و بمباران نفس می‌کشد، هنوز هم برای استقبال از ماه خدا بیتابی می‌کند. اینجا نه از ریسه‌های براق خبری است و نه از فانوس‌های زرکوب. اینجا فانوس‌ها را از جعبه‌های مقوایی کمک‌های بشردوستانه می‌سازند.

ریحان شراب، بانوی آواره خان‌یونس، یکی از همین فانوس‌سازان است. او و دو فرزندش در یک چادر پارچه‌ای زندگی می‌کنند. خانه‌شان در بمباران ویران شده، وسایل زندگی‌شان زیر آوار مانده، اما دستانش بیکار ننشسته است: «مواد اولیه بسیار گران است، یا اصلاً پیدا نمی‌شود. اما شکر خدا توانستم با پارچه‌هایی که از این طرف و آن طرف جمع کردم و کارتون‌های مقوایی بسته‌های خیریه، فانوس‌های بسیاری در شکل‌ها و اندازه‌های مختلف بسازم.»

ریحان از همان روزهای نخست جنگ، حتی در میان آوارها، وسایل کارش را بیرون می‌کشید و به کار ادامه می‌داد. خانه پدر و مادرش هم بمباران شد و دوباره آواره شدند، اما باز در سکوت و سختی، فانوس ساخت. امروز چادر کوچکش پر از فانوس‌های رنگارنگ است؛ فانوس‌های کوچک برای کودکان و فانوس‌های بزرگتر برای مغازه‌ها و مساجدی که هنوز پابرجا هستند.

 

چیزی از هیچ

برای ریحان، ساخت فانوس دو فایده دارد: هم منبع درآمدی است در نبود شغل و کار، و هم راهی برای زنده نگه‌داشتن روحیه مردم جنگ‌زده: «فانوس‌ها حال و هوای رمضان را منعکس می‌کنند. نمی‌خواهم از واقعیتی که در آن زندگی می‌کنیم جدا شوم. اما چیزی که بیشتر از همه مرا به ادامه کار تشویق می‌کند، فرزندانم هستند. باید کار کنم تا بتوانم نیازهای آنها را برآورده کنم.»

او «چیزی از هیچ» می‌سازد. از جعبه‌های دورریختنی، از تکه پارچه‌های باقی‌مانده، از مقواهای بسته‌های غذایی. و این فانوس‌ها را میان کودکان غزه پخش می‌کند، تا شاید در تلألؤ نور کوچکشان، بذر امیدی در دل‌های مچاله شده از اندوه بکارند.

غزه این روزها چیزی جز ویرانه ندارد. اما مردمانش، زنانی مثل ریحان، تلاش می‌کنند ثابت کنند که رمضان فقط ماه روزه نیست؛ ماه مقاومت است، ماه امید است، ماه فانوس‌هایی است که حتی در تاریک‌ترین شب‌ها هم روشن می‌مانند. فانوس‌هایی که این بار نه از جنس شیشه و فلز، که از جنس ایمان و اراده ساخته شده‌اند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *