چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی به کار خود پایان داد که نگاهی به آمار ژانرهای آثار حاضر در این رویداد، تصویری روشن از یک ناترازی عمیق در سبد تولیدات سینمای ایران ارائه میدهد. آماری که نشان میدهد سینمای ایران همچنان بر مدار ژانرهای محدود و تکراری میچرخد و بخش قابل توجهی از سلیقههای متنوع مخاطبان را نادیده میگیرد.
بررسی فهرست ۳۱ فیلم حاضر در جشنواره نشان میدهد که ژانر اجتماعی با اختلافی چشمگیر، سهم ۳۶ درصدی از کل آثار را به خود اختصاص داده است. این یعنی از هر سه فیلم جشنواره، یکی صرفاً در این ژانر تعریف میشود. پس از آن، ژانر درام با ۱۳ درصد و معمایی با ۱۳ درصد در ردههای بعدی قرار دارند. این سه ژانر روی هم رفته ۶۲ درصد از سبد محصولات جشنواره را تشکیل میدهند؛ یعنی نزدیک به دوسوم فیلمها در یک طیف نسبتاً محدود و همخانواده حرکت میکنند.
سهمهای تکرقمی؛ حکایت فراموششدگان
اما نکته تأملبرانگیزتر، سهم ناچیز سایر ژانرهاست. سینمای دفاع مقدس که روزگاری نه چندان دور، یکی از ارکان اصلی جشنواره فجر محسوب میشد، امسال تنها ۱۰ درصد از آثار را به خود اختصاص داده است. ژانرهای پرطرفداری چون اکشن و کمدی، هر یک تنها با ۶ درصد حضور در جشنواره، عملاً به حاشیه رانده شدهاند. این در حالی است که این دو ژانر در گیشه و جذب مخاطب عام، همواره پیشتاز بودهاند.
ژانر سیاسی نیز با ۶ درصد سهم، نشاندهنده محافظهکاری سینماگران در ورود به موضوعات ملتهب اجتماعی-سیاسی است. حتی جنگ ۱۲ روزه به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای ملی یک سال اخیر، تنها ۶ درصد از آثار را به خود اختصاص داده؛ آن هم آثاری که به اذعان بسیاری از منتقدان، بیش از آنکه به عمق ماجرا بپردازند، از آن به عنوان بهانهای برای دریافت بودجه استفاده کردهاند.
در پایینترین نقطه این طیف، ژانر فلسطین با ۳ درصد حضور قرار دارد؛ عددی که برای یک جشنواره در جمهوری اسلامی ایران که هموعه بر محوریت آرمانهای انقلاب تأکید دارد، جای سؤال جدی باقی میگذارد.
هشدار؛ خالی شدن سبد سلیقه مخاطب
این آمارها یک پیام روشن دارد: سینمای ایران عملاً بخش بزرگی از مخاطبان بالقوه خود را از دایره مصرف خارج کرده است. طرفداران فیلمهای اکشن استاندارد، علاقمندان به کمدیهای باکیفیت، دنبالکنندگان ژانر وحشت (که امسال هیچ سهمی نداشت) و حتی مخاطبان جدی سینمای سیاسی و تاریخی، در این جشنواره یا چیزی برای دیدن نداشتند و یا با تعداد انگشتشماری اثر مواجه بودند.
نتیجه این وضعیت را میتوان در گیشههای سینما هم مشاهده کرد. وقتی سبد تولیدات سینمایی از تنوع لازم برخوردار نباشد، مخاطب یا به سمت محصولات خارجی (در فضای غیررسمی) میرود و یا اساساً سینما را کنار میگذارد. این یعنی کوچک شدن کیک اقتصاد هنر و کاهش سهم سینما از سبد فرهنگی خانوادهها.
چرا این وضعیت ادامه دارد؟
دلایل این ناترازی ژانری را باید در چند عامل جستجو کرد: نخست، محافظهکاری تهیهکنندگان که ترجیح میدهند به جای ورود به ژانرهای پرریسک و پرهزینه، روی موضوعات آشنا و به اصطلاح «امن» سرمایهگذاری کنند. دوم، نگاه برخی نهادهای حمایتی که بودجهها را به سمت سوژههای خاص هدایت میکنند. سوم، ضعف زیرساختهای فنی و آموزشی برای تولید در ژانرهای پیچیدهای مانند علمی-تخیلی، فانتزی یا وحشت که نیازمند تخصصهای چندگانه هستند.
جشنواره فجر ۴۴ آینه تمامنمای این وضعیت بود. شاید مهمترین دستاورد این دوره از جشنواره، نه معرفی یک فیلم خاص، که نمایش این واقعیت تلخ باشد که سبد ژانرهای سینمای ایران تعادل خود را از دست داده است. اگر این روند ادامه یابد، باید منتظر روزی باشیم که حتی همین مخاطبان محدود ژانر اجتماعی نیز از تکرار مکررات خسته شوند و سالنهای سینما را برای همیشه ترک کنند.

