پس از پیشنهاد اخیر افغانستان برای ثبت نقاشی مینیاتور «کمالالدین بهزاد» در فهرست میراث ناملموس یونسکو، نگرانیهایی در میان افکار عمومی و جامعه فرهنگی ایران شکل گرفته است. این نگرانیها عمدتاً حول این محور قرار دارد که آیا یکی از شاخصترین نمادهای هنر ایرانی میتواند به نام کشوری دیگر ثبت جهانی شود؟
میراث مشترک؛ راهکاری برای کاهش تنش یا تهدیدی برای هویت؟
ایران و افغانستان با تاریخ و تمدن مشترک در زمینههای فرهنگی و هنری، همواره به عنوان بخشی از یک جغرافیای فرهنگی گسترده در نظر گرفته میشوند. در این راستا، بسیاری از آثار و صنایع دستی در این منطقه ریشههای مشترک دارند و طبیعی است که بسیاری از این میراثهای فرهنگی میتوانند در قالب مشترک به ثبت برسند. در حالی که هر کشوری ممکن است بخشی از این میراث را به نام خود ثبت کند، در مورد هنرهای ایران و افغانستان، همچون مینیاتور و قالی، بحثهای پیچیدهای پیرامون مالکیت و ثبت جهانی به وجود آمده است.
مالکیت مطلق؛ مفهومی غیرقابل تعریف در میراث فرهنگی
مفهوم مالکیت مطلق در زمینه میراث فرهنگی بهویژه در زمینه هنرهای سنتی از جمله فرش و مینیاتور، همواره چالشی بوده است. در مورد فرش به عنوان یک هنر ایرانی، نمیتوان گفت که این هنر تنها مختص ایران است، چرا که در بسیاری از کشورهای همسایه، طرحها و نقوش مشابهی وجود دارد که ریشه در تاریخ مشترک فرهنگی دارند. این روند برای بسیاری از دیگر صنایع و هنرها نیز صدق میکند، از جمله هنر مینیاتور که به کمالالدین بهزاد نسبت داده میشود و ایران و افغانستان هردو در این زمینه میراث مشترک دارند.
پروندهای که پیشتر به ثبت رسیده است
ایران پیش از این پروندهای با عنوان «نقاشی ایرانی» به یونسکو ارائه کرده و به ثبت رسانده است. در این زمینه، اگر افغانستان بخواهد نقاشیهای بهزاد را تحت عنوان یک مکتب خاص ثبت کند، باید پیش از هر چیز با ایران وارد گفتوگو شود و رضایت کشورمان را جلب کند. ثبت آثار مشترک همچون این مکتب، باید در چارچوب مذاکرات رسمی صورت گیرد و نهادهای بینالمللی از هر دو کشور دادههای دقیق در این زمینه میخواهند.
تجربه موفق ثبت مشترک؛ درسهایی برای همکاریهای آینده
ایران پیشتر تجربهای موفق از ثبت مشترک در زمینه ساز «رباب» با افغانستان داشته است. در این مورد، ایران با مراجعه به دولت افغانستان و پذیرش پیشنهاد ثبت مشترک، این ساز را بهعنوان میراث مشترک ثبت جهانی کرد. اینگونه همکاریهای فرهنگی میتواند به کاهش تنشها کمک کند و موجب گسترش روابط فرهنگی میان کشورها شود.
آینده پروندههای میراثی؛ از گلاب تا ماهیگیری در خلیج فارس
ایران علاوه بر پروندههایی همچون «نقاشی ایرانی»، در حال آمادهسازی دیگر پروندههای مشترک با کشورهای همسایه است. یکی از این پروندهها شامل گلاب است که ایران قصد دارد آن را به همراه آیینها و مناسک مربوطه بهعنوان میراث مشترک به ثبت برساند. همچنین ایران در حال همکاری با کشورهای همسایه برای ثبت پروندههای مربوط به «ماهیگیری در خلیج فارس» و دیگر هنرها و سنتها است.
چشمانداز ثبت میراث مشترک
در نهایت، رویکرد ایران در زمینه ثبت مشترک میراث فرهنگی به نظر میرسد یک استراتژی هوشمندانه است که میتواند هم منافع ملی را تأمین کند و هم در عین حال فرصتهایی برای همکاریهای فرهنگی گستردهتر در منطقه ایجاد کند. این رویکرد، از حساسیتهای ملی در برابر تهدیدات احتمالی حفظ میکند و همزمان امکان برقراری دیالوگهای مثبت و سازنده با کشورهای همسایه را فراهم میآورد.

