راهاندازی سرویس عبری پرس تیوی، نه تنها یک گام رسانهای، بلکه حرکتی راهبردی در عمق میدان اطلاعاتی است که رژیم صهیونیستی را به چالش کشیده است. این اقدام، نه تنها یک مانور استراتژیک تهاجمی در عمق میدان «جنگ روایتها» است که نشانگر عبور جمهوری اسلامی ایران از حالت دفاعی به یک نقشآفرینی پیشدستانه در جبهه رسانهای علیه رژیم صهیونیستی است. تحلیل واکنشهای گسترده و نگرانکننده رسانههای عبریزبان، حاکی از آن است که این حرکت، ضربهای دقیق به نقاط آسیبپذیر پروپاگاندای صهیونیستی وارد کرده و موجی از تحلیلهای هشدارآمیز را در محافل رسانهای و امنیتی این رژیم به راه انداخته است.
واکنش رسانه های عبری
بلافاصله پس از آغاز بهکار این سرویس، رسانههای اصلی رژیم صهیونیستی با لحنی آکنده از نگرانی به تحلیل ابعاد آن پرداختند. این واکنشها، چهار درک کلیدی و نگرانکننده از سوی دستگاه تبلیغاتی دشمن را آشکار میسازد.
۱. درک نفوذ مستقیم و بیواسطه: رسانههای عبری این اقدام را تلاشی برای نفوذ مستقیم به بطن جامعه اسرائیل و دور زدن فیلترهای رسانهای خود میدانند. آنا برسکی در تارنمای والا (Walla) نوشت این شبکه نشاندهنده تلاش تهران برای «حضور مستقیم در عرصه اطلاعرسانی به مخاطبان اسرائیلی» است. روزنامه معاریو (Maariv) نیز آن را تلاش برای «شکلدهی روایت جمهوری اسلامی ایران برای مخاطبان عبریزبان» توصیف کرد.
۲. درک تشدید جنگ روایتها: این رسانهها راهاندازی پرستیوی عبری را پاسخی تهاجمی و قرینه به فعالیتهای گسترده رسانهای فارسیزبان خود (مانند رادیو اسرائیل) ارزیابی کردند. کانال ۱۴ تلویزیون رژیم صهیونیستی به صراحت آن را «پاسخی به فعالیتهای رسانهای فارسیزبان اسرائیل» خواند. تارنمای Bhol نیز در گزارشی هدف شبکه را «پاسخ به تبلیغات اسرائیل علیه ایران» اعلام کرد.
۳. درک نقش شبکه به عنوان ابزار «جنگ شناختی»: خطرناکترین تفسیر صهیونیستها، تعریف این شبکه به عنوان سلاحی در یک نبرد گستردهتر است. آبراهام لندسبرگ، خبرنگار کانال ۱۴، مستقیماً از عبارت «جنگ شناختی» استفاده کرده و این شبکه را ابزاری برای «نهادینه کردن مبارزه فعال علیه اسرائیل» خواند. این تعبیر نشان میدهد آنها پرستیوی را تهدیدی برای «ذهن» شهروندان اسرائیلی میبینند.
۴. درک بهرهبرداری از بحران داخلی اسرائیل: رسانههای عبری به وضوح دریافتند که این اقدام، هوشمندانه بر بحران اعتماد و شکافهای عمیق اجتماعی در درون اسرائیل متمرکز شده است. واکنش کاربران عبری که اعتراف کردند «سطح اعتماد عمومی به کانالهای خبری اسرائیل بسیار پایین است» یا اینکه این شبکه «میتواند بر گروههای معترض و منتقد دولت اثر بگذارد»، گواهی بر موفقیت این هدف است. یک کاربر به درستی پیشبینی کرده بود «ایرانیها دقیقاً میدانند سراغ چه کسانی بروند».
عمیق نگرانی صهیونیستها
نگرانی برآمده از این واکنشها ریشه در چند تحول راهبردی دارد که پرستیوی عبری نماد آن است و تهدیدی بنیادین برای پروژه صهیونیسم محسوب میشود.
– شکستن انحصار اطلاعاتی: برای دههها، رژیم صهیونیستی با شبکهای گسترده از رسانههای فارسیزبان مانند «صدای اسرائیل»، اقدام به بمباران شناختی مخاطب ایرانی کرده و سعی در ایجاد شکاف و تردید داشته است. راهاندازی پرستیوی عبری، پاسخی متقابل و حسابشده در همان سطح زبانی و رسانهای است. این اقدام نشان میدهد ایران نه تنها در میدان نظامی، بلکه در عرصه جنگ نرم نیز بر فنون پیشرفته مسلط شده و معادله یکطرفه رسانهای را به چالش کشیده است.
– هدفگیری قلب جامعه اسرائیل: این شبکه در دورهای فعال شده که رژیم صهیونیستی با عمیقترین بحرانهای داخلی، از شکاف اجتماعی و سیاسی عمیق تا بیاعتمادی ساختاری به نهادهای حاکم، مواجه است. پرستیوی با ارائه روایتی متفاوت از تحولات منطقه و عملکرد رژیم صهیونیستی، مستقیماً بر این شکافها متمرکز شده است. نظرات کاربران عبری در شبکههای اجتماعی که اعتراف میکنند «سطح اعتماد به کانالهای خبری اسرائیل بسیار پایین است» یا اینکه این شبکه «میتواند بر گروههای معترض و منتقد دولت اثر بگذارد»، گواهی بر این موفقیت اولیه است. ایران نشان داده که «دقیقاً میداند سراغ چه کسانی برود».
– ارتقای جنگ سخت به جنگ نرم مؤثر و نهادینه: پیش از این، اقداماتی مانند تولید مستندهای عبریزمان توسط رسانههای ایران، ظرفیت کشور در جنگ روایت را نشان میداد. با این حال، پرستیوی عبری این حرکت را به یک پروژه مستمر، نهادی و جامع ارتقا داده است. این امر ثابت میکند که جمهوری اسلامی، پیروزی در میدان نبرد سخت (مانند عملیات موشکی) را با تسلط بر میدان نبرد نرم (تبیین همان پیروزی) دنبال می کند. حالا ایران میتواند پیروزیهای مقاومت و جنایات رژیم صهیونیستی را بیواسطه و به زبان خود مخاطب هدف منتقل کند.
– ایجاد رعبآوری عملیاتی و ترس از نفوذ: نگرانی صهیونیستها تنها به محتوای رسانهای محدود نمیشود. در پسزمینه ذهنیت استراتژیستهای این رژیم، که ایران را «محور اصلی تهدیدات منطقهای» و رهبر «محور مقاومت» میدانند، راهاندازی یک شبکه رسمی به زبان عبری، نشانهای از گسترش نفوذ و عمق عمل ایران تفسیر میشود. برای دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی، این شبکه پیشدرآمد یک جنگ گستردهتر شناختی است که میتواند بسترساز آشوبهای داخلی بیشتر باشد؛ ترسی که در گزارشهای مکرر آنها درباره افزایش بازداشتهای به ظاهر جاسوسی نیز منعکس است.
پاسخی که توازن روایت را بر هم زد
واکنشهای عبری به پرستیوی، اعترافی ناخواسته اما گویاست؛ رژیم صهیونیستی که همواره خود را مسلط بر جنگ رسانهای میپنداشت، اکنون احساس میکند «انحصار روایت» در سرزمینهای اشغالی از دستش خارج شده است. این شبکه، با هدفگیری هوشمندانه «بحران اعتماد» و «شکافهای اجتماعی» در قلب جامعه هدف، تنها یک تهدید تبلیغاتی نیست، بلکه یک ابزار راهبردی اثرگذار در تنشزاترین زمان ممکن است.
نگرانی صهیونیستها ریشه در این واقعیت دارد که دشمنی که آنها سعی در مهار آن داشتند، اکنون نه تنها در مرزهای جغرافیایی، بلکه در حریم خصوصیترین فضای زبانی و فرهنگی آنها حاضر شده است. پرستیوی عبری نشان میدهد نبرد آینده، نبردی است برای تسلط بر ذهن و قلب انسانها، صحنهای که ایران با درکی استراتژیک قدم به آن گذاشته و رژیم صهیونیستی را با ضعف تاریخی خود در جبهه صداقت و اعتبار عمومی مواجه ساخته است. این، آغاز فصل جدیدی از نبرد است که صحنه آن، صفحه موبایل و ذهن شهروند عبریزبان است.

