اگر فضای رسانهای امروز را شبیه یک بازار بزرگ در نظر بگیریم، ایران یکی از شلوغترین غرفههاست؛ غرفهای که مشتری زیاد دارد، بحث زیاد دارد و مهمتر از همه، اثرگذاری بالایی دارد. به همین دلیل، تمرکز رسانههای معارض روی ایران نه یک تصمیم لحظهای، بلکه بخشی از یک طراحی بلندمدت است.
نگاهی به عملکرد رسانههایی مثل بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال نشان میدهد که تولید انبوه محتوا برای مخاطب ایرانی، صرفاً یک انتخاب رسانهای ساده نیست. این حجم تولید، بیشتر شبیه اجرای یک برنامه چندلایه است که همزمان سه هدف را دنبال میکند؛ شکل دادن به ادراک عمومی، حفظ حضور دائمی در ذهن مخاطب و تبدیل شدن به مرجع خبری جایگزین.
اولین بخش این برنامه، «اشباع اطلاعاتی» است. وقتی مخاطب در طول روز با دهها و گاهی صدها محتوا درباره یک موضوع خاص روبهرو میشود، بهمرور همان روایت را به عنوان تصویر غالب از واقعیت میپذیرد. در چنین مدلی، اهمیت با کیفیت تکخبر نیست، بلکه با تکرار و حجم است. تولید مداوم محتوا باعث میشود روایت مدنظر، حتی بدون استدلال قوی، در ذهن مخاطب تثبیت شود.
بخش دوم، «مدیریت لحظه بحران» است. تجربه سالهای اخیر نشان داده که در زمانهای حساس سیاسی یا اجتماعی، سرعت انتشار محتوا اهمیت حیاتی پیدا میکند. رسانهای که زودتر روایت اولیه را منتشر کند، شانس بیشتری برای شکل دادن به برداشت عمومی دارد. به همین دلیل، داشتن آرشیو عظیم محتوا و تیم تولید دائمی، به این رسانهها امکان میدهد در لحظات حساس، میدان روایت را سریعتر در اختیار بگیرند.
اما دلیل مهمتر، به اقتصاد رسانه برمیگردد. مخاطب ایرانی برای رسانههای خارجی، یک سرمایه بسیار ارزشمند است. جامعهای جوان، آنلاین و حساس به اخبار سیاسی، نرخ تعامل بسیار بالایی ایجاد میکند. این نرخ تعامل، مستقیماً به جذب تبلیغ، سرمایهگذاری و حمایت مالی منجر میشود. در واقع، هر لایک، کامنت یا بازنشر، بخشی از چرخه اقتصادی این رسانهها را فعال نگه میدارد.
در این میان، تفاوت رفتار شاخههای مختلف یک رسانه هم معنادار است. برای مثال، تفاوت حجم تولید میان بی بی سی، بخش فارسی آن و حتی بی بی سی عربی نشان میدهد که اولویتها صرفاً بر اساس جمعیت تعیین نمیشود. در بسیاری موارد، میزان اثرگذاری سیاسی و رسانهای یک جامعه، مهمتر از اندازه جمعیت آن است.
از زاویهای دیگر، تولید انبوه محتوا به معنای تلاش برای تغییر تدریجی چارچوب فکری مخاطب است. این کار معمولاً با خبرهای صرف انجام نمیشود، بلکه ترکیبی از خبر، تحلیل، سرگرمی، روایت شخصی و حتی محتوای سبک زندگی را شامل میشود. در چنین ساختاری، مخاطب بهمرور نه فقط خبر، بلکه زاویه نگاه رسانه را نیز جذب میکند.
نکته مهم دیگر، رقابت بر سر «مرجعیت خبری» است. هر رسانهای که بتواند برای مخاطب تبدیل به منبع اصلی خبر شود، در واقع قدرت بالایی در شکل دادن به برداشت او از جهان پیدا میکند. تولید گسترده محتوا، یکی از سریعترین مسیرها برای رسیدن به این جایگاه است.
در نهایت، باید توجه داشت که این حجم تولید محتوا لزوماً فقط از نگاه سیاسی توضیح داده نمیشود. ترکیبی از اهداف سیاسی، اقتصادی و رسانهای باعث شده ایران به یکی از مهمترین میدانهای رقابت روایتها تبدیل شود. در چنین شرایطی، هر بازیگری که بتواند روایت جذابتر، سریعتر و قابلباورتر تولید کند، سهم بیشتری از توجه مخاطب را به دست میآورد.
در واقع، جنگ امروز بیشتر از آنکه بر سر جغرافیا باشد، بر سر ذهنهاست؛ و در این میدان، محتوا مهمترین ابزار قدرت محسوب میشود.
