جهان پرشتاب امروز هر چه فناورانهتر میشود، گویا مهرورزی انسان با یار مهربان نیز کمتر و کمتر می شود. این هم شاید از تناقضهای دنیای اکنون باشد که در لبه فناوری ایستاده، اما همدمیاش با کتاب نسبتی معکوس یافته است.
این روایت، روایت جامعه ماست که تازهترین نظرسنجی «فرهنگ کتابخوانی در ایران» از سوی مرکز طرحهای ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، بسان یک تلنگر، ذهن و جان را به تأمل پیرامون آن فرامیخواند.
وقتی کتاب از سبد زندگی حذف میشود
بر پایه یافتههای این پژوهش، میانگین مطالعه روزانه ایرانیان به ۱۱ دقیقه تنزل یافته و ۵۸.۹ درصد از شهروندان اساساً با کتاب بیگانهاند. این ارقام صرفا عدد نیستند، بلکه روایتی از گسست فرهنگی جامعهای هستند که روزگاری به کتابدوستی و ادبپروری شناخته میشد.
در تحلیل این وضعیت باید گفت، این روند نگرانکننده، نشاندهنده دگرگونی در الگوهای گذران اوقات فراغت در سایه هجوم فناوریهای نوین و شبکههای اجتماعی است. جامعهای که زمانی با محفلهای ادبی و کتابخوانی عجین بود، امروز در انزوای دیجیتال غرق شده است.
پناه بردن به دنیای خیال
در میان خوانندگان، رمان و داستان با ۲۱.۲ درصد در صدر انتخابها قرار دارد. پس از آن کتابهای تاریخی (۱۵.۴ درصد)، روانشناسی و تربیتی (۱۴.۷ درصد) و کتب تخصصی (۱۴.۵ درصد) جای گرفتهاند. این ترجیح سلیقه اما از چه چیزی حکایت میکند؟
بی تردید این آمار نشان میدهد خواننده ایرانی از متنهای سنگین گریزان است و به دنبال پناهبردن به دنیای خیال و خودشناسی میگردد. این گرایش، هم زنگ خطری است و هم فرصتی برای برنامهریزی فرهنگی هوشمندانه.
کاغذ در برابر دیجیتال
علیرغم گسترش فناوری، ۵۲.۴ درصد ایرانیان کتاب کاغذی را ترجیح میدهند. این در حالی است که سهم کتاب الکترونیک ۱۸.۵ درصد و کتاب صوتی ۱۱.۷ درصداست. این ترجیح نشان از عمق رابطه حسی ایرانیان با کتاب فیزیکی دارد.
کتاب کاغذی حس زندهبودن به آدمی می دهد اما صفحه گوشی چشم را خسته میکند و لذت ورقزدن را ندارد. از سوی دیگر بوی کاغذ کتاب برای ایرانی ها که آنان را با نوستالوژی آشنا می سازد و لمس کاغذ و تورق نیز در این ترجیح نیز بی تاثیر نیستند.
چرایی یک گسست
۴۹.۷ درصد مردم کمبود وقت را دلیل اصلی کتاب نخواندن میدانند. «خستگی ذهنی» و «هزینه بالای کتاب» هم در رتبههای بعدی قرار دارند. زندگی پرتنش شهری، ترافیک، دغدغههای معیشتی و فشار اقتصادی، همه دست به دست هم دادهاند تا کتاب به حاشیه برود.
بلاشک، جامعهای که زمان برایش به کالایی لوکس تبدیل شده و وقتی معیشت روزانه به چالشی بزرگ بدل شود، طبیعی است که کتاب در اولویتهای پایینتر قرار گیرد.
لزوم احیای دیالوگ با کتاب
با همه این دشواریها اما نشانههای امیدواری هم وجود دارد. رشد کتابخانههای محلهای، ظهور کافهکتابها و استقبال از نمایشگاههای کتاب حاکی از ظرفیتهای نهفته برای احیای فرهنگ کتابخوانی است.
ما نیازمند بازتعریف رابطه جامعه با کتاب هستیم. باید کتاب را از انزوای قفسهها بیرون آورده و به متن زندگی روزمره مردم بازگردانیم. ایجاد کتابخانههای عمومی مجهز، توسعه فضاهای مطالعه و تولید محتوای دیجیتال مقرونبهصرفه میتواند گامهای مؤثری در این مسیر باشد.
بازگشت به کتاب
برای ارتقای فرهنگ مطالعه، نیازمند همزمانی چند اقدام راهبردی هستیم؛ کمپینهای گسترده ترویج کتابخوانی، بهرهگیری هوشمندانه از رسانهها، توسعه زیرساختهای دیجیتال و تولید محتوای علمی و آموزشی جذاب. این اقدامات میتوانند کتابخوانی را از یک فعالیت فردی محدود، به عادتی اجتماعی و فرهنگی پایدار تبدیل کنند.
جامعهای که از کتاب دور شود، آینده خود را به خطر انداخته است. این هشداری است که آمارهای ملی به صراحت بیان میکنند. با این حال، هر بحرانی فرصتی برای بازاندیشی و بازسازی است.
در مجموع باید گفت نظرسنجی اخیر تصویری قابل از وضعیت کتابخوانی در ایران ارائه میدهد؛ مطالعه محدود، تمرکز بر ژانرهای داستانی و آموزشی و نیاز مبرم به توسعه زیرساختها و فرهنگسازی مستمر.
امید است با حمایت نهادهای متولی، کاهش موانع اقتصادی و زمانی، و بهرهگیری خردمندانه از فناوری، بار دیگر شاهد شکوفایی فرهنگ کتابخوانی در کشور باشیم و ایرانی که روزی مهد تمدن و دانش بود، بار دیگر جایگاه واقعی خود را بازیابد.

