آمار فروش هفتگی سینمای ایران در ششمین روز اسفندماه، روایتی تلخ اما واقعی از وضعیت این روزهای سالنهای تاریک دارد. فروش ۱۵ میلیارد و ۳۸۷ میلیون تومانی در ۱۳ هزار و ۷۶۰ سانس برای ۲۲۶ هزار مخاطب، شاید در نگاه اول رقم قابل قبولی به نظر برسد، اما واقعیت آن است که این آمار در قیاس با ظرفیت واقعی سینماهای کشور و در آستانه پرفروشترین فصل سال، زنگهای خطر را به صدا درآورده است.
آنچه این آمار را شایان تأمل میکند، نه فقط رقم فروش، که الگوی استقبال مخاطبان از فیلمهاست. الگویی که نشان میدهد سینمای ایران در فاصله میان جشنواره فجر و اکران نوروز، با «خلأ محتوایی» دستوپنجه نرم میکند و مخاطب بلاتکلیف، بیش از هر زمان دیگری به سراغ آثار شاخص و متفاوت میرود.
انیمیشن ایرانی در تعقیب کمدیها
شاید جذابترین بخش آمار این هفته، جایگاه دوم انیمیشن سینمایی «یوز» باشد. اثری که با فروش ۳۹ هزار بلیت و درآمد ۲ میلیارد و ۴۴۰ میلیونی، از چندین فیلم کمدی پرمخاطب پیشی گرفته و پس از «کفایت مذاکرات» در جایگاه دوم ایستاده است.
این رخداد را باید فراتر از یک اتفاق ساده آماری تحلیل کرد. «یوز» که محصول مرکز انیمیشن سوره و روایتی از بازگشت یک یوزپلنگ ایرانی به وطن است، نشان داد مخاطب سینمای ایران هنوز برای داستانهای بومی، اصیل و غیرکلیشهای ارزش قائل است. موفقیت این انیمیشن در روزهای رکود گیشه، پیامی روشن به تهیهکنندگان و کارگردانان دارد: «تشنه محتوای تازه و باکیفیتیم، حتی اگر قهرمانش یک یوزپلنگ باشد.»
دو سر طیف؛ از «کفایت مذاکرات» تا «شاهنقش»
در بالاترین نقطه این جدول، «کفایت مذاکرات» با فروش نزدیک به ۳ میلیاردی، همچنان سلطان بلامنازع گیشه است. ترکیب مهران غفوریان و محسن کیایی و تهیهکنندگی ابراهیم عامریان، فرمولی است که جواب میدهد. اما در پایینترین نقطه، آمارها فریاد میزنند. فیلم «شاهنقش» با بازی زندهیاد عنایت بخشی، تنها دو بلیت فروخته است. دو بلیت!
این دو سر طیف، تصویری از شکاف عمیق در سینمای ایران ترسیم میکند. از یک سو، آثاری که با اتکا به ستارهها و فرمولهای کمدی، مخاطب را به سالن میکشانند و از سوی دیگر، فیلمهایی که حتی نامشان برای مخاطب ناآشناست، در سکوت کامل محو میشوند. «های کپی» با ۶۳ بلیت و فروش ۴ میلیونی، و «ملکه آلیشون» با ۲۰۷ بلیت، در همین دسته جای میگیرند.
پیامهای پنهان در ارقام
تحلیل عمیقتر این آمار، چند پیام راهبردی برای سینمای ایران دارد:
نخست؛ فروش ۱۵ میلیاردی در هفته، در حالی که فیلمهای کمدی صدرنشین هستند، نشان میدهد سینمای ایران برای خروج از رکود، بیش از هر چیز به «تنوع ژانر» نیاز دارد. مخاطب از تکرار خسته شده است.
دوم؛ موفقیت انیمیشنهایی چون «یوز» و «افسانه سپهر» (با فروش ۱.۴ میلیاردی) گواه آن است که ظرفیت انیمیشن ایرانی فراتر از یک سرگرمی ساده کودکانه است. این آثار میتوانند به یکی از ارکان اکران تبدیل شوند، اگر کیفیت و داستانگویی در اولویت باشد.
سوم؛ آمار تکاندهنده فیلمهای انتهای جدول، ضرورت بازنگری در نظام اکران را یادآور میشود. وقتی فیلمی با دو بلیت فروخته میشود، هم زمان و هم سرمایه هدر رفته است. باید پرسید آیا سازوکار اکران آنلاین نمیتواند برای چنین آثاری که در سینماها گم میشوند، راه نجاتی باشد؟ فیلم «شاهنقش» که این هفته به اکران آنلاین آمد، شاید مسیری را نشان دهد که بسیاری از فیلمهای کممخاطب باید طی کنند.
در نهایت باید گفت، هفته منتهی به اسفند ۱۴۰۴ برای سینمای ایران، هفته انتظار و رکود بود. مخاطبان چشم به اعلام فیلمهای نوروزی دوختهاند و مدیران سینمایی در اندیشه چیدمانی که بتواند سال آینده را پربارتر کند.
اما آنچه از این آمار باید به عنوان یک «هشدار» جدی گرفت، تغییر ذائقه مخاطب است. مخاطبی که به «یوز» رأی داد، به ما گفت از کمدیهای تکراری خسته شده است. مخاطبی که به «شاهنقش» بیاعتنا بود، به ما گفت برای دیدن یک فیلم، باید دلیلی جز نام بازیگران داشته باشد.آینده سینمای ایران در گرو شنیدن همین پیامهای پنهان در لایههای آمار فروش است.

