همنشینی برای «نام» و «نان»!

ادعاهای بی‌پشتوانه کارگردان و بازیگر درباره واقعیت تولیدات تلویزیونی و ظرفیت گسترده رسانه ملی در یک برنامه جویای نام و نان، پروژه دیگری را کلید زد

5 دقیقه مطالعه

بررسی فضای رسانه ای کشور نشان می دهد که برخی جریان های به ظاهر رسانه ای – فرهنگی در زیست رسانه ای خود از مدلی استفاده می کنند که اصولا بنیادش بر آب است.

تاملی بر کنش ها و پروژه های این جریان واضح است که آنان در گام اول محوری را به صورت نادرست به عنوان یک مساله، یک معضل و یک مشکل مطرح کرده  و خود برای این مشکلی ذهنی ای که خود آفریده اند، اقدام به فضاسازی کرده و خود را به یک عنوان یک عقل حق پندار تعریف و تفسیر می کنند.

در این میان اما شاهد این هستیم کسانی که زیست حرفه ای خود را مدیون رسانه ملی هستند به موجب برخی مشکلات و یا غلطیدن خود در فضای شبه روشنفکری و یا مسدود شدن کسب و کارهای خود اقدام به برنامه سازی علیه رسانه ملی می کنند تا خود به تعبیر ذهن محاسبه گرشان، رونمایی از معضل و مساله نمایند.

نمونه اخیر این رویکرد را می‌توان در گفت‌وگوی مهران احمدی با محمود گبرلو در روزنامه فرهیختگان مشاهده کرد. احمدی در این مصاحبه تلویزیون را هدف حملات تند خود قرار داد و مدعی شد که برنامه‌ها تنها برای «۱۰ تا ۱۵ درصد جامعه» تولید می‌شوند و باقی مخاطبان اهمیتی ندارند. او همچنین تلویزیون را ناکارآمد معرفی کرده و از نبود آثار ارزشمند در جدول پخش گله کرد.

این ادعاها اما با واقعیت‌های موجود فاصله دارد. نخست اینکه، هیچ نهاد رسمی تلویزیون چنین آماری اعلام نکرده است و عدد ۱۰ تا ۱۵ درصد، تنها ادعایی شخصی است. واقعیت آن است که رسانه ملی با تولید و پخش گسترده در شبکه‌های سراسری و استانی، طیف وسیعی از مخاطبان را پوشش می‌دهد. سریال‌هایی چون «نون.خ»، «پایتخت» و تولیدات متعدد شبکه‌های استانی، نمونه‌های واضحی از استمرار تولیدات موفق و جذاب تلویزیون هستند که میلیون‌ها نفر مخاطب دارند.

نکته دیگر اینکه، ادعای احمدی مبنی بر «کار نکردن کسی برای تلویزیون» نادرست است. در همین سال‌ها، پروژه‌های متعدد تلویزیونی به اجرا درآمده و آثار شاخصی همچون سریال‌های چندفصلی و برنامه‌های شاخص سرگرمی، مستند، ورزشی و فرهنگی روی آنتن رفته‌اند. حتی دوستان و همکاران سابق احمدی، بدون نیاز به تبلیغات جنجالی، تولیداتی پربیننده و موفق ارائه کرده‌اند. در این میان همکاری چهره هایی همچون مهران مدیری، سعید آقاخانی نیز از مهمترین قرینه هایی هستند برای رد ادعای مهران احمدی.

تأمل در رفتار احمدی نشان می‌دهد که انتقاد او بیشتر از سر تجربه شخصی و غیبت خود در جدول پخش تلویزیون است. او با نشستن در مقابل گبرلو و ارائه این اظهارات، در واقع نارضایتی خود از عدم حضور فعال در رسانه ملی را به صورت گسترده بیان کرده و تلاش کرده تلویزیون را ناکارآمد جلوه دهد. این در حالی است که واقعیت تلویزیون امروز، حضور گسترده تولیدکنندگان و تنوع برنامه‌ها است و بسیاری از پروژه‌ها با کیفیت بالا به روی آنتن می‌روند.

کارشناسان رسانه‌ای تأکید دارند که چنین حملاتی، تصویر واقعی از ظرفیت‌های رسانه ملی را نادیده می‌گیرد. تلویزیون ایران با تولید شبکه‌های استانی HD، برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی و پروژه‌هایی مانند ایران‌جان، همچنان نقش مؤثری در پوشش عادلانه مخاطبان و تقویت آگاهی عمومی ایفا می‌کند. برنامه‌های مستند، ورزشی، طنز و مسابقات اجتماعی نمونه‌هایی از تلاش تلویزیون برای جذب مخاطبان و بازنمایی ظرفیت‌های کشور است.

در واقع، جریان‌هایی که به تلویزیون حمله می‌کنند، غالباً با تکیه بر برداشت‌های ذهنی و تجربیات فردی خود، سعی دارند مشکلات ساختگی را برجسته کنند و ضعف تلویزیون را تبلیغ کنند؛ در حالی که آمار واقعی و جدول پخش نشان می‌دهد تلویزیون همچنان یکی از بزرگ‌ترین و تأثیرگذارترین رسانه‌های کشور است.

بنابراین، ادعاهای احمدی نه تنها فاقد شواهد است، بلکه نگاهی یک‌طرفه و شخصی به تلویزیون ارائه می‌کند. رسانه ملی با تولیدات متنوع و گسترده، حضور فعال در شبکه‌های استانی و سراسری و پوشش مخاطبان در اقصی نقاط کشور، هنوز هم جایگاه خود را حفظ کرده و نقشی حیاتی در زندگی فرهنگی و اجتماعی مردم ایفا می‌کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *