در پی نوسانات شدید بازار ارز و طلا طی روزهای اخیر و شکلگیری اعتراضات صنفی محدود در بازار تهران، رسانه ملی با اتخاذ رویکردی متفاوت و پویا در پوشش خبری، خود را به عنوان محور اصلی مدیریت افکار عمومی و صیانت از امنیت ملی تثبیت کرد. رسانه ملی نشان داد که پوشش مستقیم و زودهنگام این رویدادها، نه تنها گامی به سوی شفافیت و پاسخگویی به مطالبات مشروع است، بلکه در عین حال، با تفکیک هوشمندانه میان اعتراض اقتصادی و سناریوی اغتشاش هدایتشده، می تواننقش بیبدیل خود را به عنوان سنگر دفاعی در جنگ روانی-اقتصادی دشمن ایفا نمود. این مسیر، عزم راسخ رسانه ملی برای همراهی سازنده با نظام و هوشیارسازی جامعه را به نمایش گذاشت.
بازار در التهاب، رسانه در خط مقدم
شوک ارزی روزهای پایانی سال ۱۴۰۴، که نرخ دلار را به مرز بیسابقهای رساند، تنها یک اعتراض اقتصادی نبود؛ بلکه به محکی برای تابآوری اجتماعی و رسانهای کشور تبدیل شد. در چنین شرایطی، تجمعات صنفی کسبه در محورهای مرکزی تهران مانند خیابان جمهوری، لالهزار و پاساژهای چهارسو و علاءالدین شکل گرفت. مطالبه اصلی، اعتراض به بیثباتی بازار و فقدان چشمانداز روشن اقتصادی عنوان شد. آنچه این رویداد را به یک «بزنگاه» تبدیل میکرد، تلاش همزمان جریانهای معاند برای سوءاستفاده و تبدیل نارضایتی اقتصادی به بیثباتی سیاسی بود؛ سناریویی که از سوی نهادهای امنیتی با عنوان «الگوی امنیتزدایی مرحلهای» شناسایی و هشدار داده شده بود. در این میان، نقش و واکنش رسانه ملی به عنوان کانون اعتماد و مرجعیت خبری، تعیینکننده بود.
تحلیل عملکرد رسانه ملی
عملکرد صداوسیما در پوشش اعتراضات بازار تهران را میتوان در سه محور اصلی و به هم پیوسته تحلیل کرد:
الف) پوشش مستقیم و مسئولانه
این رسانه ملی در خصوص این اعتراضات اقدام به پوشش اخبار و تصاویری از تجمعات کرد. این گزارشها، صدای معترضان را منعکس میکرد و مشکلات آنان را ناشی از «نوسانات شدید قیمت ارز و طلا» و «عملاً ناممکن شدن معامله و قیمتگذاری» عنوان مینمود. این اقدام، چند پیام مهم داشت:
– به رسمیت شناختن مطالبه مشروع: با انعکاس مستقیم نگرانیهای صنفی، رسانه ملی فضایی برای ابراز نارضایتی در چارچوب مقبول فراهم آورد.
– جلوگیری از غلبه روایتهای معاند: تجربه حوادث گذشته نشان داده که تأخیر رسانههای رسمی، میدان را برای روایتسازیهای جعلی دشمن باز میگذارد. پوشش بهموقع صداوسیما، اولین روایت رسمی را در اختیار افکار عمومی قرار داد و مانع از شکلگیری کامل روایت رقیب شد.
– افزایش اعتماد و کاهش التهاب: این شفافیت محدود، باعث شد تا بخشی از جامعه «احساس شنیده شدن» کند. سخنگوی دولت نیز همزمان بر این اصل تأکید کرد که «دولت حتی اگر صداهای تندی نیز وجود داشته باشد، با صبوری به این صداها گوش خواهد داد».
ب) مرزبندی دقیق میان «اعتراض صنفی» و «اغتشاش هدفمند»
کلید موفقیت رسانه ملی در این پوشش، انجام یک مرزبندی گفتمانی حیاتی بود. گزارشها و تحلیلهای صداوسیما به وضوح دو لایه از رویداد را از هم جدا کردند:
۱. لایه اول: اعتراض اصلی کسبه که ریشه در مشکلات ملموس اقتصادی داشت و فاقد شعارهای سیاسی بود.
۲. لایه دوم: اقدامات یک گروه اقلیت سازمانیافته که با هدف «رادیکالسازی فضای اعتراضی» وارد میدان شده بودند. گزارشها از حضور گروههایی ۳۰ نفره با «پوشش کامل و ماسک» که ناگهان به تجمع پیوستند و با «رفتارهایی مانند رصد و آواز» یا سر دادن شعارهای حاشیهای سیاسی سعی در تغییر ماهیت اعتراض داشتند، خبر دادند. رسانه ملی، این اقدامات را نه ادامه اعتراض صنفی، بلکه اجرای بخشی از «سناریوی امنیتزدایی دشمن» معرفی کرد که هدف نهایی آن «تبدیل نقد اقتصادی به بیثباتی سیاسی» است.
این تفکیک، به رسانه ملی اجازه داد تا ضمن پذیرش بخشی از انتقادات، جامعه را نسبت به خطر بزرگتر آگاه کند و مبنایی برای اقدام نیروهای امنیتی در مقابل اغتشاشگران فراهم آورد.
تثبیت مرجعیت در بزنگاه
عملکرد صداوسیما در این ماجرا نشان داد که این سازمان در مسیر تحول به سمت ایفای نقشی پیچیده و چندبعدی گام برداشته است. نقشی که در آن شفافیت مسئولانه، تفکیک هوشمندانه و هشیارسازی امنیتی در هم میآمیزد. این مسیر، دقیقاً منطبق بر تأکیدات مقامات بر لزوم قرار گرفتن «رسانه در کنار میدان و دیپلماسی» به عنوان ضلع سوم قدرت است. رسانه ملی با این رویکرد، نه تنها به افزایش اعتماد داخلی کمک میکند، بلکه مرجعیت خود را به عنوان منبع اصلی روایت رسمی در برابر جنگ روانی دشمن تثبیت مینماید.

