روایت نادرست و خلاف واقع خبرگزاری ایرنا از جلسه اخیر هیئت دولت، بیش از هر چیز بیانگر آستانه تحمل پایین برخی مسئولان اجرایی در برابر پرسشهایی برخاسته از متن و بطن جامعه است؛ آن هم در شرایطی که رسانه ملی، علیرغم همه حاشیهها، طی سالهای اخیر همواره بر مسیر حمایت، همراهی و یاریرسانی به دولت در حوزههای مختلف تأکید داشته و عمل کرده است.
بررسی مواضع رسمی رئیس سازمان صداوسیما در جلسه هیئت وزیران نشان میدهد آنچه در یکی از برنامههای خبری با حضور معاون اجرایی رئیس جمهور رخ داده، نه خروج از چارچوب حرفهای رسانه، بلکه مصداق روشنی از ایفای مسئولیت اجتماعی رسانه ملی در انتقال مطالبات عمومی بوده است. طرح پرسش از سوی مجری، در بستری صورت گرفت که افکار عمومی، بهویژه در شرایط دشوار معیشتی، انتظار پاسخگویی شفاف و مستقیم از مسئولان اجرایی دارد.
رسانه ملی؛ آنتن پاسخگویی، نه میدان تقابل
رئیس رسانه ملی با تأکید بر رویکرد اثباتشده صداوسیما در همراهی با دولت، به این نکته تصریح کرده که آنتن رسانه ملی همواره در اختیار مسئولان بوده و هست تا عملکردها، برنامهها و دستاوردهای خود را برای مردم تبیین کنند. این رویکرد، نهتنها در حوزه سیاست، بلکه در زمینههایی چون فرهنگسازی، اطلاعرسانی عمومی، کاهش مصرف انرژی و ایجاد امید اجتماعی نیز بهطور مستمر دنبال شده است.
در همین چارچوب، تأکید بر رعایت شأن مسئولان از سوی مجریان، در کنار لزوم حفظ شأن مجریان بهعنوان نمایندگان افکار عمومی، نشاندهنده تلاش رسانه ملی برای حفظ تعادل حرفهای میان پرسشگری مسئولانه و احترام متقابل است.
مسئله اصلی؛ پرسش نیست، واکنش است
آنچه این ماجرا را از یک اختلاف رسانهای معمول فراتر میبرد، واکنش به اصل پرسش است، نه محتوای آن. پرسشی که از سوی رسانه ملی مطرح شد، برخاسته از مطالبه عمومی بود؛ اما واکنش تند به آن، این شائبه را تقویت کرد که مسئله اصلی، نه نقد یا پرسش، بلکه تحمل نقد است.
این در حالی است که برخی رسانههای منتسب به جریان اصلاحطلب، در ماههای گذشته بارها از مرز نقد عبور کرده و با فضاسازیهای سنگین، دولت و اعضای آن را هدف قرار دادهاند؛ از طرح مباحثی چون استعفای رئیسجمهور گرفته تا هجمه مستقیم به وزرا و سیاستهای کلان. با این حال، واکنش معناداری از سوی برخی مسئولان نسبت به این نوع مواجهه رسانهای مشاهده نشده است.
برخورد دوگانه و پرسشهای بیپاسخ
همین مقایسه، پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد:
چرا پرسش یک مجری در رسانه ملی، با واکنش فوری و تند مواجه میشود، اما نقدهای صریح و بعضاً تخریبی برخی رسانههای همسو، بدون پاسخ میماند؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که به موضوع تعارض منافع رسانهای نیز توجه شود؛ جایی که رسانهای وابسته به رئیس شورای عالی اطلاعرسانی دولت، در مواردی نهتنها نقش حمایتی ایفا نکرده، بلکه در مسیر فشار رسانهای حرکت کرده است. سکوت در برابر این وضعیت، در کنار حساسیت نسبت به رسانه ملی، تصویری از برخورد دوگانه رسانهای را ترسیم میکند.
آستانه تحمل؛ سرمایه پنهان حکمرانی
تجربه حکمرانی رسانهای نشان میدهد کاهش آستانه تحمل در برابر پرسشهای رسانهای، نهتنها به تضعیف رسانه منتقد نمیانجامد، بلکه میتواند به فرسایش سرمایه اجتماعی دولت منجر شود. رسانهای که امکان پاسخگویی فراهم میکند، در عمل به اصلاح رویهها و تقویت اعتماد عمومی کمک میکند.
در این میان، رسانه ملی با تأکید بر همراهی با دولت و پرهیز از تقابل، همچنان در جایگاه «حامی مسئولانه» ایستاده است. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، افزایش آستانه تحمل برخی مدیران اجرایی و تفکیک نقد حرفهای از پروژههای فشار رسانهای است؛ ضرورتی که تحقق آن، بیش از هر نهاد دیگری، به نفع خود دولت خواهد بود

