بررسی الگوهای مصرف رسانهای در جامعه ایران روایتی روشن و قابل تأمل ارائه میدهد. بر اساس دادههای پژوهشی و میدانی معتبر، تماشای برنامههای تلویزیونی صداوسیما نه تنها یک عادت پایدار باقی مانده، بلکه به عنوان کانون اصلی اتصال مخاطبان در تمامی ردههای سنی عمل میکند. این پدیده، که ریشه در دسترسی آسان، تنوع محتوای باکیفیت و اعتماد عمومی دارد، نشاندهنده نقش بیبدیل رسانه ملی در حفظ پیوندهای فرهنگی و اجتماعی است.
1- سهم تلویزیون در سبد مصرف رسانهای
دادههای دقیق از چهار گروه جمعیتی، تصویری گویا و مستند از جایگاه رسانه ملی ارائه میدهد. نکته حائز اهمیت این است که تمامی گروههای سنی روزانه بیش از یک ساعت از وقت خود را به تماشای برنامههای صداوسیما اختصاص میدهند که نشان از تداوم ارتباط مخاطبان با این رسانه دارد.
2-چهره واقعی مصرف رسانهای: فراتر از ادعاها
مطالعات تطبیقی در چهار گروه جمعیتی اصلی، تصویری گویا از ثبات و تداوم ارتباط مخاطبان با رسانه ملی ترسیم میکند. در میان آقایان زیر ۳۵ سال، تماشای برنامههای صداوسیما با ۱.۲ ساعت در روز، در کنار پلتفرمهای دیجیتال با ۱.۲ ساعت و فراتر از شبکههای ماهوارهای با ۰.۹ ساعت قرار دارد.
این برتری در گروه میانسال آشکارتر میشود؛ آقایان ۳۵ تا ۵۵ سال با ۱.۷ ساعت تماشای روزانه صداوسیما، تقریباً دو برابر پلتفرمها (۰.۹ ساعت) و ماهواره (۰.۹ ساعت) به رسانه ملی توجه نشان میدهند.
در میان بانوان نیز این الگو تداوم دارد. خانمهای زیر ۳۵ سال با ۱.۳ ساعت تماشای روزانه صداوسیما، از پلتفرمها (۱.۱ ساعت) و ماهواره (۰.۹ ساعت) پیشی گرفتهاند. حتی در گروه خانمهای ۳۵ تا ۵۵ سال که با ۱ ساعت تماشای روزانه صداوسیما در مقایسه با 1 ساعت پلتفرمها قرار دارند، همچنان فاصله معناداری با ماهواره (۰.۸ ساعت) حفظ شده است.
3-در جستجوی ریشههای ماندگاری
1-3-سرمایه اعتماد در عصر بیاعتمادی
در فضای اشباعشده از شبهه و اطلاعات متناقض، صداوسیما به دژ استواری از اعتماد عمومی تبدیل شده است. این رسانه با پوشش سراسری و مسئولیت اجتماعی، به منبعی مطمئن برای دریافت اخبار و تحلیلهای موثق بدل گشته است. بررسیهای پیمایشی نشان میدهد که بیش از ۷۰ درصد شهروندان، اخبار و تحلیلهای مربوط به مسائل مهم کشور را از طریق رسانه ملی پیگیری میکنند.
2-3-کارویژه رسانه جمعی در عصر فردیتگرایی
در شرایطی که رسانههای دیجیتال به سمت فردیسازی و انزوای مخاطب پیش میروند، تلویزیون کارکرد بیبدیل خود به عنوان محور گردهمآوری خانوادگی و ایجاد گفتوگوی مشترک را حفظ کرده است. این ویژگی به ویژه در مناسبتهای ملی و مذهبی، برنامههای ورزشی و سریالهای پرطرفدار به وضوح قابل مشاهده است.
3-3-تولید محتوای بومی و همزبان
حجم عظیم تولیدات بومی در قالب سریالها، برنامههای طنز، مسابقات و مستندهای متنوع، پیوندی ناگسستنی بین این رسانه و مخاطبان داخلی ایجاد کرده است. این تولیدات که ریشه در فرهنگ، آداب و رسوم و ارزشهای جامعه ایرانی دارند، توانستهاند سهم قابل توجهی از توجه مخاطبان را به خود جلب کنند.
4-مزیتهای رقابتی رسانه ملی
1-4-پوشش سراسری و فراگیر
صداوسیما با برخورداری از شبکههای متعدد استانی و ملی، توانسته است به شکلی بینظیر به همه نقاط کشور نفوذ کند. این در حالی است که بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال به دلیل محدودیتهای زیرساختی، هنوز نتوانستهاند به بسیاری از مناطق محروم دسترسی پیدا کنند.
2-4- هزینه دسترسی پایین
در مقایسه با پلتفرمهای دیجیتال که نیازمند خرید دستگاههای هوشمند و اتصال به اینترنت پرسرعت هستند، تلویزیون با کمترین هزینه در دسترس همه اقشار جامعه قرار دارد. این ویژگی به خصوص برای خانوادههای کمدرآمد و ساکنان مناطق محروم، مزیت بزرگی محسوب میشود.
3-4- تنوع محتوایی
از برنامههای کودک و نوجوان گرفته تا سریالهای خانوادگی، برنامههای علمی و اخبار، رسانه ملی توانسته است طیف گستردهای از سلیقهها و نیازها را پوشش دهد. این تنوع محتوایی، یکی از کلیدیترین عوامل توفیق این رسانه در جذب مخاطبان متنوع است.
5- سرمایهای اجتماعی برای امروز و فردا
در مجموع باید گفت، دادهها به وضوح نشان میدهند که تماشای برنامههای تلویزیونی صداوسیما، علیرغم تحولات گسترده در فضای رسانهای، نه تنها به قوت خود باقی مانده، بلکه در الگوی مصرف رسانهای ایرانیان جایگاهی ثابت و پایدار دارد.
این واقعیت، نشانهای روشن از «تعلق خاطر و اعتماد عمیق» مردم به رسانه ملی است. صداوسیما با تکیه بر این پشتوانه عظیم مردمی و با درک هوشمندانه از تحولات فضای رسانهای، میتواند نقش کانونی خود در زیست رسانهای ایرانیان را نه تنها حفظ، که برای دهههای آینده نیز تضمین کند.
تلویزیون، به عنوان میراثی مشترک و سرمایهای اجتماعی، شایسته بیشترین توجه، حمایت و سرمایهگذاری است.

