تاب‌آوری فرهنگ در برابر سیاست

4 دقیقه مطالعه

جشنواره بین‌المللی فیلم فجر در دوره اخیر خود، فراتر از یک رویداد هنری، به آزمونی جدی برای تاب‌آوری ساختار فرهنگی کشور در برابر فشارهای سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شد. بخشی از فضای رسانه‌ای و برخی جریان‌های سیاسی با القای مفهوم «تحریم» و ایجاد دوقطبی‌سازی، کوشیدند حضور هنرمندان در این رویداد ملی را کم‌اثر و بی‌اعتبار جلوه دهند. این پروژه که ظاهراً با شعار «آزادی انتخاب» و «اعتراض هنری» پیگیری می‌شد، در باطن به تحمیل یک دیدگاه واحد و محدودسازی صداهای متفاوت می‌انجامید؛ رویکردی که بیش از هر چیز با منطق ذاتی فرهنگ و هنر در تعارض است و نگاهی آشکارا ضدفرهنگی به سینما و تولیدات هنری را نمایان می‌سازد.

نگاه مشترک جامعه سینمایی در این دوره روشن بود؛ اعتراض مدنی و اثرگذاری واقعی تنها زمانی معنا می‌یابد که در میدان اصلی خود ـ یعنی حضور فعال ـ رخ دهد، نه از طریق کناره‌گیری و انزوا. سینماگران تأکید دارند که حضور در جشنواره، ارتباط مستقیم با مخاطب، امکان گفت‌وگو و نقد سازنده را فراهم می‌کند؛ ابزارهایی که حذف آن‌ها به معنای تسلیم در برابر بازی‌های سیاسی و رسانه‌ای است. تجربه این دوره نشان داد که غیاب اختیاری از میدان فرهنگی، نه تنها تأثیری ندارد، بلکه هنرمند را از جایگاه تأثیرگذاری‌اش دور می‌سازد و راه را برای سلطه روایت‌های تک‌صدایی هموار می‌کند.

یکی از ابعاد برجسته این تجربه، فشارهای رسانه‌ای و فضای احساسی شبکه‌های اجتماعی بود که گاه با ایجاد ترس، دوقطبی و تهدید به طرد اجتماعی، هنرمندان را از حضور بازمی‌داشت. این روش نه نشانه‌ای از آزادی بیان، بلکه بیانگر تحمیل یک گفتمان و حذف صداهای متفاوت است. رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی نباید به عرصه‌ای برای اعمال فشار سیاسی و تهدید هنرمندان بدل شوند؛ زیرا در این صورت، فرهنگ و هنر به ابزاری در خدمت منافع سیاسی تبدیل شده و استقلال و هویت ذاتی خود را از دست می‌دهد.

با این حال، جشنواره فجر این فشارها را عملاً بی‌اثر کرد. حضور گسترده هنرمندان، آثار و مخاطبان نشان داد که سرمایه اجتماعی و فرهنگی سینما همچنان توان مقاومت در برابر پروژه‌های تحریم فرهنگی را دارد. این دوره به‌خوبی اثبات کرد که سینما می‌تواند همچنان حامل پیام، نقد و روایت واقعیت‌های اجتماعی باشد و هرچند رسانه‌ها گاه به انفعال و تحریف روی آورند، تجربه مستقیم و حضور زنده، اعتماد مخاطب و سرمایه فرهنگی را بازتولید می‌کند.

از منظر راهبردی، برگزاری منظم جشنواره فجر نماد یک مقاومت فرهنگی پایدار است؛ مقاومتی که می‌کوشد میدان فرهنگ را فعال نگه دارد، هنرمندان را از حاشیه‌نشینی دور کند و نگذارد سیاست‌زدگی کامل، هنر را به ابزار اهداف سیاسی فروکاهد. این دوره پیامی روشن برای جریان‌های سیاسی داشت: فشارهای رسانه‌ای و تحریم‌های فرهنگی نمی‌توانند جایگزین حضور مستقیم و گفت‌وگوی فرهنگی شوند و اثرگذاری واقعی تنها در بستر هنر و مواجهه بی‌واسطه با مردم ممکن است.

در نهایت، جشنواره فیلم فجر امسال بار دیگر مسیر سینمای ایران را یادآوری کرد؛ مسیر حضور، گفت‌وگو و روایت واقعیت. این تجربه نشان داد که تحریم‌های فرهنگی نه تنها ناکارآمدند، بلکه مقاومت در برابر آن‌ها استقلال و تاب‌آوری عرصه فرهنگی را تقویت می‌کند. سینمای ایران با تکیه بر قدرت متن آثار و حضور جسورانه هنرمندان، همچنان می‌تواند در مرکز جریان فرهنگی و اجتماعی کشور قرار گیرد و نقش خود را در پیام‌رسانی و نقد اجتماعی ادامه دهد؛ تجربه‌ای که درس‌های راهبردی ارزشمندی برای آینده هنر و فرهنگ ایران به همراه دارد.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *