الگوی میهن دوستی

اظهارات صریح استاد علی نصیریان مبنی عدم ترک ایران و فعالیت در آمریکا، تعهد به میهن و خط قرمز هنرمند ایرانی را به نمایش گذاشت

4 دقیقه مطالعه

علی نصیریان، استاد پیشکسوت و چهره ماندگار تئاتر و سینمای ایران، در گفتگویی صریح و شفاف، وفاداری به ارزش‌های ملی و اخلاق حرفه‌ای را شرط ذاتی کنشگری در عرصه هنر خواند و فعالیت هنری در آمریکا را عملی «موهن» و «سرشکستگی» دانست.

به گزارش «نقطه»، این هنرمند باسابقه که کارنامه‌ای درخشان و انباشته از نقش‌آفرینی‌های ماندگار در عرصه نمایش و سینما دارد، با اشاره به الزامات و پیش‌شرط‌های نهفته در همکاری با مراکز هنری غربی اعلام کرد: «اگر می‌خواستم خارج از کشور فعالیت کنم باید به حکومت بد و بیراه می‌گفتم و من این کار را نمی‌کنم؛ کار در آمریکا موهن و سرشکستگی است.»

این موضع‌گیری صریح را  که در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی با استقبال گسترده روبه‌رو شد، می‌توان یک کنش مبتنی بر امر ملی در دفاع از هویت مستقل هنر ایران دانست. به باور صاحب‌نظران، موضع استاد نصیریان فراتر از یک انتخاب شخصی، «الگویی رفتاری» برای نسل جوان هنرمند است که نشان می‌دهد تعهد به مبانی فرهنگی و ملی، نه تنها مانع پیشرفت هنری نیست، بلکه زیربنای اعتبار و ماندگاری اثر هنری است.

آنچه موضع‌گیری این چهره شاخص فرهنگی را حائز اهمیت مضاعف می‌کند، تداوم یک اندیشه اصیل در سراسر عمر هنری اوست. نصیریان با این اقدام، به‌وضوح مرز میان «تعامل فرهنگی» و «وابستگی هنری» را ترسیم کرده و نشان داد که هنرمند متعهد، پاسدار حریمی است که هرگز حاضر نیست به بهای قرارگیری در کانون‌های رسانه‌ای جهانی، آن را خدشه‌دار سازد. این رویکرد، سرمشق ارزشمندی برای هنرمندانی است که در عصر جهانی‌شدن، اصالت هنری خود را در گرو پیوند با هویت بومی و ملی می‌دانند.

این اظهارات در شرایطی صورت می‌پذیرد که جریان‌های هنری جهانی اغلب با پیش‌شرط‌های ایدئولوژیک همراه است و نصیریان با هوشمندی، این چالش را به فرصتی برای تأکید بر استقلال فرهنگی ایران تبدیل کرده است. پیام او تصریح می‌کند که هنر متعالی همواره در گرو پایبندی به اخلاق و میهن است و عرصه‌های جهانی تنها زمانی پذیرفتنی هستند که کرامت و هویت هنرمند ایرانی را به بازی نگیرند.

از دیگر سو اما این اظهارات استاد نصیریان می‌تواند از دو منظر کلیدی بررسی شود؛ نخست، از موضع امر ملی که بر هویت جمعی و استقلال فرهنگی تأکید دارد؛ و دوم، از دیدگاه جامعه‌شناختی که لایه‌های عمیق‌تر اجتماعی و فرهنگی این موضع را واکاوی می‌کند.

 

از منظر  «امر ملی»، موضع نصیریان با رد فعالیت در آمریکا به عنوان یک امر «موهن»، در واقع از هویت ملی ایران دفاع می‌کند و آن را در برابر نفوذ فرهنگی هالیوود – که اغلب به عنوان ابزاری برای ترویج ارزش‌های لیبرال-سرمایه‌داری غربی عمل می‌کند – قرار می‌دهد. این رویکرد، میهن‌پرستی را به عنوان یک «خط قرمز» تعریف می‌کند که هنرمند را ملزم به حفظ استقلال می‌کند، نه تسلیم شدن به پیش‌شرط‌هایی مانند انتقاد از حکومت دالی برای کسب پذیرش جهانی.

از دیدگاه  جامعه‌شناختی نیز می‌توان گفت که استاد نصیریان با انتخاب ماندن در ایران و رد وابستگی به غرب، سرمایه فرهنگی خود را بر پایه هویت بومی بنا نهاده و آن را در برابر «میدان هنری جهانی» – که اغلب توسط قدرت‌های اقتصادی غربی کنترل می‌شود – حفظ کرده است. این انتخاب، نه تنها یک عمل فردی، بلکه یک کنش اجتماعی است که به تقویت همبستگی ملی کمک می‌کند و نسل جوان را از «خودبیگانگی فرهنگی» نجات می‌دهد. در عصر جهانی‌سازی، جایی که مهاجرت هنری اغلب با از دست دادن ریشه‌ها همراه است، موضع نصیریان به عنوان یک «مقاومت فرهنگی» عمل می‌کند و نشان‌دهنده این است که میهن‌پرستی می‌تواند به عنوان یک سرمایه اجتماعی عمل کند که اعتبار هنرمند را در جامعه افزایش دهد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *