ماه رمضان، بهار قرآن است. در این ماه، مساجد ایران و جهان تشیع، آکنده از نوای تلاوت کلامالله مجید میشود و صفحات قرآن، با انگشتان مؤمنان ورق میخورد. این تصویر آشنا، هر سال تکرار میشود؛ قرآنی در حاشیه زندگی روزمره، در ویترین مساجد و مجالس ترحیم. اما پرسش اینجاست: آیا همین قرآن که در قاب مساجد محصور مانده، میتواند دشمن را به وحشت اندازد؟ پاسخ روشن است: تا وقتی قرآن صرفاً خواندنی است و نه زیستنی، تا وقتی در تصمیمگیریها و تصمیمسازیهای فردی و اجتماعی حضور ندارد، خطری برای استکبار جهانی محسوب نمیشود.
قرآنسوزی؛ آتشی بر پیکر هراس از قرآنِ زنده
تابستان دو سال پیش، صحنهای شنیع در سوئد رقم خورد؛ ورقهای قرآن در آتش سوخت تا بار دیگر چهره نفرت از اسلام را به نمایش بگذارد. این رویداد اما واکنشهای متفاوتی برانگیخت؛ از محکومیتهای دیپلماتیک گرفته تا تحلیلهایی که دستهای پشتپرده را در این ماجرا جستجو میکردند. برخی تحلیلگران از نقش سرویسهای امنیتی در طراحی این صحنهها سخن گفتند؛ اینکه چرا باید در کشوری که آزادی بیان را شعاریترین ارزش خود میداند، آتش زدن کتاب مقدس میلیونها انسان نه تنها ممنوع نباشد، که با حمایت پلیس و نیروی انتظامی همراه شود؟ پاسخ را باید در هراسی عمیقتر جستجو کرد.
وقتی مساجد هدف میشوند
در ناآرامیهای دیماه ۱۴۰۱، دهها مسجد در ایران مورد هجوم قرار گرفت و هزاران جلد قرآن در آتش سوخت. طراحی این حملات از سوی سرویسهای اطلاعاتی بیگانه، نشانهای آشکار از کینهای بود که ریشه در عمق باور دینی این ملت دارد. اما آیا این کینه از آن روست که قرآن در مساجد ایران خوانده میشود؟ بیگمان خیر. دشمن از تلاوت قرآن در محرابها و مجالس ترحیم هیچ واهمهای ندارد. خطر برای او آنگاه آغاز میشود که قرآن از محراب به میدان بیاید؛ آنگاه که آموزههای آن به راهبردی برای ایستادگی در برابر زورگویی تبدیل شود.
داستان موسی و فرعون؛ روایت دیروز، الگوی امروز
در میان داستانهای قرآن، قصه تقابل موسی و فرعون، شاید بیش از هر روایت دیگری، تصویری زنده از مواجهه حق و باطل را ترسیم میکند. آنگاه که بنیاسرائیل در پی فرار از چنگال فرعون، خود را در برابر دریای نیل و لشکر فرعون گرفتار میبینند، یأس بر آنان چیره میشود و فریاد برمیآورند: «اِنّا لَمُدرَکون؛ قطعاً به ما خواهند رسید». پاسخ موسی اما نه برآمده از محاسبات عادی، که برگرفته از ایمانی عمیق به معیت الهی است: «کَلّا اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین؛ هرگز چنین نخواهد شد، بیگمان پروردگارم با من است و مرا راه خواهد نمود».
این معیت الهی، رمز غلبه بر قدرتهایی است که با همه ابهت خود، در برابر ارادهای که با خدا پیوند خورده است، هیچاند. معیت خداوند با متقیان و محسنان، وعدهای است که اگر درک شود و بدان عمل گردد، نه تنها از آمریکا، که از ده برابر قدرت او نیز هراسی بر دل نمینشاند.
ایران؛ کشوری بر سر اصول قرآنی
چهار دهه و اندی است که جمهوری اسلامی ایران، بر مبنای همین آموزهها، راه خود را از دیگر کشورهای منطقه جدا کرده است. ایران نه فریب وعدههای فریبنده دشمن را خورده و نه از لفاظیها و تهدیدات نظامی او به هراس افتاده است. دلیل این ایستادگی را باید در همان معیت الهی جستجو کرد؛ معیتی که اگر با تقوا و احسان همراه باشد، هیچ قدرتی یارای مقابله با آن را نخواهد داشت.
دشمنان ایران به خوبی میدانند که این کشور تنها نقطهای در جهان است که بر سر اصول قرآنی ایستاده و بر همین مبنا، بسیاری از طرحهای خباثتآلود را در منطقه و فراتر از آن ناکام گذاشته است. از این روست که کینه آنان از قرآن و مسجد، کینهای مزمن و عمیق است.
بهار قرآن، فرصت بازگشت به متن
این روزها که در آغاز مهمانی خدا، ماه نزول قرآن، قرار داریم و از سوی دیگر دشمن با انواع ترفندها میکوشد جامعه را دچار هراس، اشتباه محاسباتی و ناامیدی کند، فرصتی مغتنم است برای رجوع دوباره به کلام وحی. قرآن، تنها کتابی نیست که تلاوت شود و بر دیواره مساجد جای گیرد. قرآن کتاب زندگی است؛ کتابی که اگر به متن تصمیمگیریها راه یابد، میتواند جامعه را از همه بحرانها عبور دهد و دلها را آرامش بخشد.
دشمنان با همه ابهت و عظمتی که برای خود ساختهاند و به نمایش میگذارند، در برابر قدرت الهی هیچ و کمتر از هیچاند. دست خداوند یار و یاور مؤمنان و صابران است و این وعدهای است که هرگز تخلفناپذیر مینماید. رمضان امسال، میتواند نقطه عطفی باشد برای بازتعریف رابطه ما با قرآن؛ از قرآنی در حاشیه، به قرآنی در متن زندگی.

