در بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در دهلینو، هنر آینهکاری در معماری ایرانی با رأی مثبت کمیته یونسکو در فهرست نماینده میراث ناملموس بشری ثبت شد.
پرونده این اثر که فروردین ۱۴۰۳ توسط ایران به یونسکو ارسال شده بود، با تدوین شهاب نیکمان تهیه شد و بهدلیل کیفیت و دقت بالای آن مورد تقدیر هیأت ارزیابی قرار گرفت. در حاشیه نشست نیز نمایشگاهی رسمی درباره این هنر برگزار شد که ایران در برپایی آن مشارکت مستقیم داشت.
با این ثبت، تعداد عناصر ناملموس ثبتشده ایران به ۲۷ مورد رسید.
اهمیت فرهنگی و تمدنی
آینهکاری یکی از برجستهترین شناسنامههای هنر معماری ایران است؛ هنری که از گنبدها و رواقهای مقدس تا تالارهای شاهانه و بناهای مدرن، حضور معناداری در تاریخ معماری دارد. ترکیب نور، انعکاس، هندسه و مهارتهای چندوجهی باعث شده این هنر هم جنبه معنوی داشته باشد و هم جلوهای از شکوه ایرانی تلقی شود.
یونسکو در گزارش خود تصریح کرده که این هنر از طریق آموزشهای استادشاگردی، کارگاههای حرفهای و نهادهای دانشگاهی از نسلهای گذشته به امروز منتقل شده و جایگاه اجتماعی استادان آینهکار، بخشی از میراث معنوی جامعه ایرانی را تشکیل میدهد.
در ظاهر، ثبت آینهکاری یک دستاورد مهم است؛ اما از زاویه راهبردی، یک هشدار هم هست.
ایران در حوزه میراث ناملموس ظرفیتهای انبوه و ثبتنشدهای دارد، اما رقابت منطقهای برای مصادره میراث ایرانی هر روز شدیدتر میشود. از یکسو کشورهایی مانند افغانستان و ازبکستان با انگیزههای سیاسی تلاش میکنند بخشی از تاریخ هنری ایران را به نام خود بزنند، و از سوی دیگر هر پروندهای که ایران دیر ارسال کند، بهراحتی سوژهای برای رقبا خواهد شد.
ثبت موفق آینهکاری نشان داد که وقتی پرونده دقیق، مستند و حرفهای آماده شود و کار به موقع پیگیری شود، نتیجه آن هم تثبیت هویت ایرانی در اسناد بینالمللی است. اما درست در همین روزها، ثبت سبک نگارگری بهزاد به نام افغانستان نشان میدهد که همین دستگاه اگر لحظهای غفلت کند، هزینه آن از دست دادن بخشهایی از حافظه تمدنی ایران است.
واقعیت این است که ثبت آینهکاری، یک نمونه درست از کنش مؤثر دیپلماسی فرهنگی است؛ اما به معنای حل مشکل نیست.
ایران همچنان فاقد یک راهبرد جامع برای صیانت از میراث ناملموس است. پروندههای موفق معمولاً نتیجه تلاش شخصی پژوهشگران یا موسسات محدود است، نه محصول یک ساختار سازمانی منسجم.
در شرایطی که کشورهای منطقه بهصورت برنامهریزیشده میراث ایرانی را هدف گرفتهاند، وزارت میراث فرهنگی، فرهنگستان هنر، وزارت خارجه و نهادهای پژوهشی باید زیر یک چتر واحد عمل کنند. تجربه آینهکاری ثابت کرد که وقتی اراده و سازماندهی درست باشد، نتیجه قابل دفاع است.
این هنر فقط در معماری ایرانی شکل گرفته، زاده شده و ادامه یافته است.
در پایان اما باید گفت، آینهکاری وارد فهرست جهانی شد؛ اتفاقی ارزشمند، درست و ضروری.اما این دستاورد باید آغاز یک دوره جدید در سیاستگذاری میراث ناملموس ایران باشد، نه یک نقطه پایان.
ایران اگر امروز ثبت آینهکاری را جشن میگیرد، باید همان جدیت را برای بازگرداندن میراث بهزاد، مقابله با مصادرههای منطقهای و ارسال پروندههای بیشتر نشان بدهد. هر چیز غیر از این یعنی تکرار همان چرخه آشنا: یک موفقیت کوچک، یک غفلت بزرگ، و بعد دوباره دفاع از چیزی که حق مسلم ایران است.

