در فضای رسانهای امروز ایران بی تردید برخی مجموعهها با روکش رسانه ای ظاهر شده اند اما در باطن بازوی نیابتی شبکههای سیاسیای هستند که پروژهای جز تخریب ارکان انسجامبخش نظام و مهار اقتدار ملی در سر ندارند.
در رأس این شبکه، خبرآنلاین بهعنوان ژورنالیسم تزئینی جریان خاصی قرار دارد که ماموریت خود را در عملیات ادراکی و مهندسی افکار عمومی علیه نهادهای حافظ تمامیت ارضی و امنیت ملی تعریف کرده است.
بررسی کنشهای خبرآنلاین و سایتهای همافزای آن (مانند انتخاب و عصر ایران)، تصویری روشن از یک شبکه منسجم عملیات روانی ارائه میدهد. این شبکه سه ویژگی کلیدی دارد:
– نیابت بیقید و شرط از خط سیاسی مشخص: عملکرد این رسانه در دهه ۹۰ و پس از آن، نشان میدهد که دستورکار محتوایی آن بر اساس توافقهای پشتپرده با جریانی سیاسی تنظیم میشود که حتی حاضر است برای پیشبرد پروژه ارتباط با آمریکا، منافع استراتژیک ملت ایران را قربانی کند. این شبکه سیاسی که چشم به آینده سیاسی و نشستن بر سریر قدرت را هدفگذاری کرده حتی ابایی از شکل دهی به کمپین ضدشرق و تاکید بر اصلاحات بنیادین حتی در عرصه سیاست خارجی آنهم در شرایط تهدیدات سخت و نیمه سخت ندارد.
– تکثیر پیام در مدار رسانههای معاند: تحلیل محتوای این شبکه نشان میدهد کلیدواژههای سیاهنمایانه مانند بنبست، ورشکستگی و فرسودگی با چه نظمی تولید و بلافاصله در رسانههای اپوزیسیون و اتاقهای فکر غربی بازتاب مییابد. این هماهنگی، تصادفی نیست و از اتاق فرمان مشترک خبر میدهد.
– هدفگیری چرخشی نهادهای حاکمیتی: این شبکه بهصورت دورهای و بر اساس اولویتهای سیاسی اربابان خط و ربط سیاسی خود، نهادهای مختلف را هدف میگیرد. گاه شورای نگهبان، گاه سیاست خارجی مبتنی بر عزت و در مقطع کنونی، رسانه ملی بهعنوان سنگر آگاهیبخش و وحدتآفرین در کانون حمله قرار میگیرد.
چرا تخریب رسانه ملی؟
حمله متمرکز این شبکه به صداوسیما تصادفی نیست. رسانه ملی به دلایل ذیل در کانون تهدید جنگ ترکیبی دشمن قرار دارد:
۱. مانع اصلی در جنگ شناختی: صداوسیما با پوشش حداکثری و تولید محتوای مبتنی بر هویت ایرانی-اسلامی، اصلیترین سد در برابر عملیات نفوذ ادراکی شبکههایی مانند خبرآنلاین است. فلج کردن این نهاد، میدان را برای هجمه بیامان روانی باز میکند.
۲. نماد ملی و آگاهی بخشی: شبکه سیاسی حامی خبرآنلاین طی یک پروژه مستمر در خصوص بودجه رسانه ملی و نیز تردید در اقبال مردمی به آن می کوشد تا بودجه سنواتی این رسانه را مورد هجمه قرار داده و در ماموریت آن در راستای کاهش ان اختلال ایجاد کرده و از سوی دیگر با فشار سیاسی رسانه ملی را مطیع مطالبات سیاسی خود نماید.
۳. پناهگاه روایت ملی: در شرایطی که شبکههای معاند داخلی و خارجی با روایتسازیهای مأیوسکننده، تصویر ایران در آستانه فروپاشی را القا میکنند، صداوسیما حامل روایت تابآوری، پیشرفت و اقتدار ملی است. خاموش کردن این صدا، گام نهایی برای جا انداختن روایت شکست است.
از برچسبزنی تا بحرانسازی مالی
این شبکه برای رسیدن به اهداف خود، از یک جعبه ابزار تاکتیکی ثابت استفاده میکند:
– برچسب غیرملی: بزرگترین دروغ این شبکه، تلاش برای تفکیک مصنوعی بین ملت و نظام است. آنها مدعی میشوند رسانه ملی چون خواستهای سیاسی آنان را بازتاب نمیدهد، غیرملی است! گویی ملی بودن را باید از دفتر جریان خاصی دریافت کرد، نه از میثاق و رضایت عمومی.
– تحریک علیه بودجه: ایجاد جوسازی علیه بودجه صداوسیما از تاکتیکهای محوری این شکبه است. هدف، ایجاد کمبود مالی مصنوعی برای مختل کردن ماموریتهای استراتژیک این نهاد، به ویژه در حوزه پدافند غیرعامل رسانهای است.
– ائتلافسازی فرصتطلبانه: این شبکه با ایجاد ائتلافهای مساله محور با برخی جریانها همچون اصلاح طلبان ساختاری تلاش میکند خط اپوزیسیون داخلی را علیه رسانه ملی هماهنگ و شارژ کند.
توطئه همیشگی برای تضعیف حاکمیت ملی
نقش شبکههای سیاسی-رسانهای در تضعیف حاکمیت ملی و افزایش هزینههای تصمیمگیری، موضوع جدیدی نیست. امروز، شبکههایی مانند خبرآنلاین با سیاهنمایی ساختارشکن و تحریک احساسات جهتدار، در حال پیادهسازی سناریویی هایی برای تحمیل هزینههای گزاف به انسجام ملی هستند.
فعالیت شبکه خبرآنلاین و همپیمانانش دیگر یک نقد رسانهای عادی نیست؛ این یک پروژه جنگ ترکیبی است با مراحل مشخص؛ نخست تخریب اعتماد عمومی به نهادهای حافظ ثبات، سپس ایجاد بحرانهای مصنوعی مانند بحران بودجه، و در نهایت تحمیل گفتمان سیاسی خاص به عنوان راهحل اجباری.
رسانه ملی در این شرایط، تنها سنگری است که میتواند با روایت واقعی پیشرفتها، افشای توطئههای روانی و تحکیم همبستگی ملی، این پروژه را خنثی کند.

