پرده نقره‌ای، روی دیگر سلاح کشتار جمعی صهیونیسم

تحلیل «نقطه» از پیوند نرم‌افزار سینمای هالیوودی و سخت‌افزار نظامی صهیونیسم در پیشبرد «خاورمیانه جدید»

5 دقیقه مطالعه

مرور جریان تولیدات سینمایی با محوریت یهود و اسرائیل نشان می‌دهد که صهیونیسم، برخلاف ادعاهای خود، سینما را نه صرفاً رسانه‌ای هنری، بلکه یک راهبرد برای «تاریخ‌سازی»، «هویت‌پردازی»، «مشروعیت‌سازی» و «پاک‌سازی روایت» به‌کار گرفته است. این دستگاه تصویری مکمل همان ماشین سخت‌افزاری کشتار است که در میدان، فلسطین، هویت اسلامی و جریان مقاومت را هدف قرار داده؛ در پرده نقره‌ای، صورت مسئله پاک می‌شود و در میدان عملیات، انسان‌ها.

 

تاریخ‌سازی هدفمند در تداوم پروژه «حِرِم»

 

در هسته ایدئولوژی صهیونیسم، مفهوم «حِرِم» (نابودی کامل) مقدس‌ترین توجیه برای حذف ساکنان بومی سرزمین‌های ادعایی است. سینما طی یک قرن، این روایت افراطی را در قالب «روایت‌های تاریخ مقدس» بازتولید کرده است.

– بازنمایی خروج بنی‌اسرائیل و مشروعیت‌بخشی به تصاحب «ارض موعود» در فیلم‌هایی مانند ده فرمان صرفاً محصول نگاهی مذهبی نیست؛ این آثار در واقع دستگاهی مشروعیت‌ساز برای یک دستورالعمل سیاسی‌اند.

– سینما در این مرحله گذشته را شبیه‌سازی می‌کند تا آینده مطلوب صهیونیسم ـ یعنی تداوم اشغال، پاک‌سازی قومی و گسترش از نیل تا فرات ـ قابل پذیرش جلوه دهد.

به بیان دیگر، تاریخ در این آثار نه روایت، بلکه «مهندسی» می‌شود.

 

عاطفه‌سازی و مظلوم‌نمایی برای خنثی‌سازی تصویر جنایت

 

از دهه ۱۹۹۰ به بعد، صهیونیسم با چالش راهبردی مهمی مواجه شد. افکار عمومی جهان با چهره واقعی اسرائیل ـ رژیمی خشن، توسعه‌طلب و بی‌اعتنا به حقوق بشر ـ روبه‌رو گردید. در پاسخ، «پروژه هولوکاست» در سینما بازتعریف شد.

– فیلم‌هایی چون فهرست شیندلر و ده‌ها اثر مشابه، فراتر از روایت تاریخ، «استراتژی بازآرایی تصویر» هستند؛ یهود نه به‌عنوان کنشگر سیاسی، بلکه به‌مثابه قربانی دائمی معرفی می‌شود.

– این جابه‌جایی میدان عاطفی، رژیم اشغالگر را از جایگاه متهم به جایگاه رنج‌کشیده منتقل می‌کند و نقش محوری در خنثی‌سازی تصویر خشونت‌های معاصر اسرائیل ایفا می‌نماید.

به‌عبارت دیگر، سینما راهی است برای شستن دست‌های آلوده با اشک‌های تاریخ.

 

از روایت‌های اسطوره‌ای تا پروژه خاورمیانه جدید

 

صهیونیسم با هوشمندی، سه لایه تفسیری را همزمان در سینما به‌کار می‌گیرد:

  1. لایه اسطوره‌ای: بازسازی روایت‌های عهد عتیق و تثبیت هویت «قوم برگزیده» و حق تاریخی.
  2. لایه تاریخی-سیاسی: روایت‌پردازی از شکل‌گیری اسرائیل، توجیه ادعاهای امنیتی و مظلوم‌نمایی.

3.لایه ژئوپلیتیکی معاصر: ارائه چارچوب «خاورمیانه جدید» (که نتانیاهو از آن سخن می‌گوید) به‌صورت روایتی تمدنی و بشردوستانه؛ به‌گونه‌ای که توسعه‌طلبی نه توسعه‌طلبی، بلکه «بازگشت تاریخی» جلوه کند.

این معماری سه‌لایه، سینما را به سکوی پرتاب ایدئولوژی صهیونیسم تبدیل کرده است؛ سکویی که سیاست‌های میدانی در غزه، کرانه باختری و سراسر منطقه از آن تغذیه می‌کنند.

 

سفیدسازی هویتی و استحاله معنایی «یهودی ـ صهیونیست»

 

در سال‌های اخیر، اسرائیل با بحران بنیادینی مواجه شده است. تمایز میان یهودیت و صهیونیسم در سطح جهانی روشن‌تر شده و بخش قابل توجهی از جامعه یهودی با سیاست‌های این رژیم مخالف است. صهیونیسم برای مهار این گسست، از ترفند سینمایی بهره می‌برد:

– یهودیت با مظلومیت یکی انگاشته می‌شود.

– اسرائیل به‌عنوان نماینده طبیعی و تاریخی یهودیت معرفی می‌گردد.

– هرگونه نقد به سیاست‌های اسرائیل در ذهن مخاطب جهانی با «یهودی‌ستیزی» هم‌ارز می‌شود.

این همان مهندسی هویتی است که مخاطب را از «جنایت امروز» منحرف و به «زخم تاریخی» سرگرم می‌کند.

 

تولید تصویر رستگاری و پاک‌سازی آینده

 

بخشی از روایت صهیونیستی در سینما ناظر به آینده است. آینده‌ای که امنیت مطلق یهود با حذف کامل «دیگری» تعریف می‌شود. این نگاه، نسخه مدرن‌شده مفهوم «حِرِم» است؛ پاک‌سازی قومی در قالب روایتی تمدنی، ضروری و حتی اخلاقی نمایش داده می‌شود.

سریال‌ها و فیلم‌های امنیتی اسرائیلی ـ به‌ویژه آثار مرتبط با موساد ـ این دیدگاه را به‌خوبی بازتاب می‌دهند: حذف فلسطینی، عرب یا مسلمان نه خشونت، بلکه «پیشگیری اخلاقی» جلوه داده می‌شود.

در مجموع باید گفت، از مجموع این روند می‌توان به یک برنامه کلان و پیوسته رسید:

– سینما برای صهیونیسم ابزار نیست؛ بخشی از ساختار ایدئولوژیک آن است.

– تصویرسازی سینمایی، متن جنایت‌های میدانی را توجیه می‌کند.

– روایت‌سازی تاریخی، هویت جعلی اسرائیل را تثبیت می‌نماید.

– احساس‌سازی و مظلوم‌نمایی، سپر رسانه‌ای رژیم در برابر افکار عمومی می‌سازد.

– معماری اسطوره‌ای-سیاسی، طرح توسعه‌طلبی از نیل تا فرات را مشروع جلوه می‌دهد.

در نهایت، سینمای صهیونیستی بخشی از یک «ماشین قدرت» است؛ ماشینی که یک بال آن در غزه بمب می‌اندازد و بال دیگرش در هالیوود روایت می‌سازد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *