هر چه دلت می‌خواهد انجام بده؛ اما پول‌مان را فراموش نکن!

هم‌زمان با رونق گرفتن تولید محتوای یوتیوبی، موجی از برنامه‌های مبتذل و تحقیرمحور شکل گرفته که در آن شوخی‌های سطحی و توهین‌آمیز جایگزین طنز واقعی شده است؛ وضعیتی نگران‌کننده که نشان می‌دهد رقابت برای دیده‌شدن چگونه مرزهای اخلاقی و کرامت انسانی را بی‌رحمانه جابه‌جا کرده است.

4 دقیقه مطالعه
این روزها که تولید محتوای تصویری در یوتیوب رونق فراوانی یافته، بسیاری تنها به‌دنبال دیده‌ شدن و کسب درآمد دلاری هستند و برای رسیدن به این هدف از هیچ روشی فروگذار نمی‌کنند؛ گویی هدف برایشان هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند.در کنار برنامه‌های یوتیوبی که این روزها ساخته می‌شوند و چه‌بسا حاشیه‌های زیادی هم به‌همراه داشته‌اند ــ مانند «نصف‌شب» علی صبوری یا «لیگ میلیونر» با حضور چهره‌هایی چون شهرام جزایری ــ که محوریت‌شان اغلب شوخی‌های جنسی و سطحی است، برنامه‌ای تازه ظهور کرده که مرز ابتذال را به سطح دیگری برده و می‌توان گفت در «لیگی دیگر» بازی می‌کند.اساس این برنامه نه شوخی‌های ساده، بلکه تحقیر، تمسخر و رفتاری است که از اخلاق و فطرت انسانی به‌کلی دور است. شیوه کار نیز چنین است که مهمان برنامه روی صندلی می‌نشیند و سایر افراد حاضر، او را همچون سیبل یک صفحه‌ی دارت مورد حمله و تمسخر قرار می‌دهند و عباراتی به‌کار می‌برند که جای بیانش در یک رسانه نیست و فقط باید بر آن‌ها بوق گذاشت.
چرند و پرندالبته این نکته را نیز باید یادآوری کرد که طنازی به معنای شوخی‌های جنسی نیست؛ برداشتی نادرست که میان برخی از به‌اصطلاح کمدین‌ها رواج یافته است. برای درک عمق این تغییر، کافی است تصور کنید مسعود فراستی روی صندلی نشسته باشد و فیروز کریمی وارد شود و بگوید: «اگر تو به آن فرد گفتی بی‌پدر، ما هم می‌توانیم همین را به تو بگوییم.» یا در جایی دیگر، شهاب عباسی شعری را در ابتدای برنامه می‌خواند و از «عقرب» بر زمین می‌گوید که کنایه‌ای به تندی رفتار فراستی است؛ اما فیروز کریمی که در گفت‌وگوهای قبلی‌اش نیز سطح نگاه و درک فرهنگی خود را به‌خوبی نشان داده بود و حتی اظهار کرده بود «کتاب و فرهنگ و این‌ها چیست اصلاً» توضیح می‌دهد که باید به جای «عقرب»، لفظ «انتر» را به کار می‌بردند.پول بده، هرکاری خواستی انجام بدهفاجعه زمانی آشکارتر می‌شود که می‌بینیم مهمان برنامه، در برابر تحقیر شدن، پول دریافت می‌کند؛ و نه‌تنها اعتراضی نمی‌کند، بلکه صحنه را با نوعی احساس پیروزی و افتخار ترک می‌کند. این وضعیت نشان می‌دهد که سقوط اخلاقی تنها محدود به تولیدکنندگان محتوا نیست، بلکه در سطح وسیع‌تری جریان دارد؛ جایی که «تحقیر شدن» به کالایی قابل فروش تبدیل می‌شود و مخاطب نیز آن را مصرف می‌کند.این روند، زنگ هشداری جدی است برای فضای فرهنگی امروز: وقتی تحقیر، توهین، لمپنیسم و خشونت کلامی در قالب سرگرمی عرضه می‌شود و به محصولی پرمخاطب تبدیل می‌گردد، معنایش این است که جامعه در مسیر خطرناکی از عادی‌سازی ابتذال قرار گرفته است؛ مسیری که در آن ارزش‌ها، احترام و کرامت انسانی قربانی جلب توجه و الگوریتم می‌شوند.
یوتیوب بستری بدون ناظراز سوی دیگر، بستر انتشار این برنامه یوتیوب است؛ پلتفرمی که در آن نظارت ساختاری یا الزامات فرهنگی مشخصی وجود ندارد. در نتیجه، مسئولیت تشخیص و تفکیک محتوای سالم از محتوای آسیب‌زا تا حد زیادی بر عهده‌ مخاطب است.نظارت همگانی برای محتوا اگر جامعه نسبت به کیفیت این‌گونه تولیدات بی‌تفاوت باشد، چنین برنامه‌هایی با اتکا به بازدیدهای میلیونی و درآمدهای دلاری به رشد خود ادامه خواهند داد. اما اگر مخاطبان به آگاهی جمعی و نقد مسئولانه برسند، تحریم و عدم تماشای این دست محتوا می‌تواند مؤثرترین واکنش باشد؛ چرا که چرخه‌ مالی این تولیدات تنها زمانی از حرکت می‌ایستد که دیگر جذابیتی برای مصرف‌کنندگان نداشته باشد.
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *