نسخه جدید حکمرانی رسانه‌ای

3 دقیقه مطالعه

چهار سال اخیر را می‌توان مهم‌ترین دوره بازطراحی رسانه ملی در دهههای گذشته دانست؛ دوره‌ای که در آن مدیریت رسانه از یک الگوی«پخش‌محور» به یک پارادایم «زیست‌محور» منتقل شد. این تحول نه با شعار، که با یک منطق مدیریتی مستمر؛ منظم و قابل ترسیم شکل گرفت؛ منطقی که از تشخیص دقیق مسئله آغاز شد، با توانمندسازیزیرساختی ادامه یافت و در نهایت در قالب جریان‌سازی‌های عینیخود را نشان داد و مرزهای قبلی فعالیت رسانه‌ای را جابه‌جا و ارتباط را با مخاطب فراتر از مرکز به پیرامون گستراند.

در گام نخست، رسانه ملی با کنار گذاشتن رویکرد عمومی و کلی‌نگرگذشته، دست به شناسایی گسل‌های روایی کشور زد. نقشه‌برداری از لایه‌های اجتماعی استان‌ها، تحلیل نیازهای واقعی مخاطبان در زیست‌بوم‌های متفاوت و تهیه اسنادی که قابلیت نقطه‌زنی دقیق داشته باشند، پایه تحول را ساخت. برای نخستین‌بار، روایت رسانه به‌جایتکیه بر مرکز، روی بافت محلی و نیازهای واقعی جامعه سوار شد و اینتغییر مسیر، رسانه را از یک نهاد اطلاع‌رسان به یک نهاد «شناخت‌محور» تبدیل کرد.

در مرحله بعد، مانور تحول از سطح مفهومی به سطح فنی و اجرایی رسید. ارتقای کیفیت پخش شبکه‌های استانی، که معمولاً پروژه‌هایی زمان‌بر و پرهزینه‌اند، در مدتی کوتاه عملی شد. HD شدن همگانی شبکه‌ها صرفاً یک ارتقای فنی نبود بلکه یک پیام روشن داشت؛ عدالت رسانه‌ای باید از قالب شعار خارج شده و به کیفیت تجربه مخاطب در سراسر کشور تبدیل شود. این زیرساخت تازه، زمین بازی رسانه ملی را از تمرکزگراییجدا کرد و ظرفیت خلق رویدادهای ملی اما غیرپایتخت‌محور را فراهم ساخت.

در گام سوم، رسانه ملی وارد فاز جریان‌سازی شد. تجربه «ایران‌جان»نمونه کامل این مرحله بود؛ جریانی که نشان داد رسانه نه‌تنها تواناییواکنش سریع دارد بلکه می‌تواند روایت ملی را در لحظه بازتولید کند. استفاده از داده‌های لحظه‌ای مرکز تحقیقات، مدیریت ضرب‌الاجلی برایتولید مستمر و فراهم کردن میدان برابر برای روایت تمام استان‌ها، اینجریان را از یک برنامه تلویزیونی به یک الگوی نوین عملیات رسانه‌ایتبدیل کرد.

محصول نهایی چهار سال گذشته، یک بازطراحی زیرپوستی اما مؤثر است: رسانه ملی از یک سازمان پخش‌کننده، به یک نهاد فهم‌کننده، توانمندساز و جریان‌ساز تبدیل شده است. اگر این مسیر با همین منطق ادامه یابد، رسانه ملی دیگر صرفاً «بازتاب‌دهنده جامعه» نخواهد بود؛ بلکه یکی از سازندگان اصلی معنای جمعی در ایران خواهد شد و نقش فعال‌تری در شکل‌دهی افق‌های فرهنگی ایفا می‌کند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *