مجلس شورای اسلامی، طرح قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی، را آماده کرده است. این طرح که مفاد آن منتشر شده، تلاش دارد تا نحوه نظارت بر شبکه نمایش خانگی به عنوان بخش مهم حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی را قانونمند کند.
اهمیت نظارت بر شبکه نمایش خانگی، با گسترش استفاده از آن به عنوان مکمل شبکههای تلویزیونی و سینما، روز به روز بیش از گذشته مشخص میشود. به خصوص اینکه جریان تولید محصولات نمایشی در سطح شتابندهای به سمت بازار شبکه نمایش خانگی معطوف است و این نشانهای دیگر بر رونق یافتن استفاده از سکوهای نمایش خانگی است. با این حال، بحث نظارت بر شبکه نمایش خانگی، برخلاف سینما یا تلویزیون که دههها است دارای قوانین و آییننامههای مدون هستند، به دلیل نوظهور بودن و فراگیری آن هنوز قوام لازم را ندارد و قوانین فعلی، نیز با ماهیت شبکه خانگی همخوانی لازم را ندارد.
بحث نبود قوانین نظارتی، باعث نوعی عدم شفافیت در نظارت،در رفتار پلتفرمها در شبکه نمایش خانگی شده است. از موارد سادهای چون ممیزی تولیدات گرفته تا مباحث حقوقی چون حق کاربران که شامل تمامی شهروندان میشود و پرداخت به آن جزو حقوق عامه است، جزو مواردی است که نیاز است قانونگذار در آن ورود کند. داشتن قانون، در مرحله اول نقطه پایانی است بر خلاءقانونی که نظارت بر سکوها وجود دارد. قانونی که مردم به عنوان کاربران از آن بهرهمند خواهند شد و از جریان سالم اقتصادی و فرهنگی تولید در شبکه نمایش خانگی حمایت کند. در مقابل شاید اولین واکنش منفی نسبت به قانونمندی نظارت بر شبکه نمایش خانگی از سوی کسانی باشد که نفع خود را در تداوم عدم شفافیت در نظارت میبینند. به نظر میرسد بخشی از واکنشهای عصبی و غیر منصفانه به موضوع طرح مجلس برای نظارت بر شبکه نمایش خانگی ناشی از همین تضاد منافع است.
قبول این موضوع که طرح اولیه منتشر شده، مانند اغلب طرحهای مشابه دارای نقاط قوت و ضعف است و میتوان با نقد منصفانه کارشناسی، باعث تقویت آن شد، میتوانست شروع خوبی برای نگاه کارشناسانه به طرح قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی، باشد، ولی برخی از نقدهای منتشر شده بر این طرح فاقد ارزشهای نقد کارشناسانه هستند.
منتقدان طرح مجلس، با دست گذاشتن روی مواردی چون اسامی امضاکنندگان طرح، یا اینکه این نمایندگان منسوب به کدام حزب و جریان سیاسی هستند، بحث نقد طرح را از همان ابتدا به حاشیه میبرند. این نگاه حتی حق مجلس شورای اسلامی در قانون گذاری را به رسمیت نمیشناسد و به آن انگ حمایت از یک نهاد و سازمان خاص و نادیده گرفتن حقوق مالکان سکوها را میزند.
درحالی که این طرح دارای نقاط قوت فراوانی است، مانند توجه ویژه به حمایت از سکوها و تولیدکنندگان آثار در شبکه نمایش خانگی و ایجاد معافیت های مالیاتی برای آنها، توجه به حقوق کاربران که بعضا در فضای بی قانونی فعلی دچار نقصان و ضرر میشوند. طرح موضوع رعایت ردهبندی سنی که یک موضوع کارشناسی و مهم است. به نظر میرسد، نگاه حمایتگر مجلس از شبکه نمایش خانگی را باید ارج نهاد و فرصت خوبی که برای قانونمند شدن نظارت بر شبکه نمایش خانگی است را پاسداشت.

