در ادامه نقشه راه تحولآفرین رسانه ملی و در مسیر عدالتگستری رسانهای، اینبار کاروان «ایرانجان» در سرزمینی کهن با اقلیمی منحصر به فرد، در استان گلستان، توقفی راهبردی کرده است. افتتاح رسمی «ایرانجان – گلستان ایران» نه به مثابه یک رویداد عادی رسانهای، بلکه بهعنوان گامی بلند در پروژه «بازخوانی هویت ملی» و «تعادلبخشی به جغرافیای روایت رسانهای کشور» قابل تحلیل است. این حرکت، که از خوزستان آغاز شد و اکنون به آستانه شرقی دریای مازندران رسیده، بیانگر عزمی راسخ برای به تصویر کشیدن تمامیت ظرفیتهای ایران عزیز است.
پیوند ارگانیک مجلس و رسانه
در آستانه این رویداد، دکتر پیمان جبلی، رئیس سازمان صداوسیما، در نشستی کارشناسی با نمایندگان مجلس شورای اسلامی از استان گلستان، بر نقش محوری این نهادها بهعنوان «حلقه اتصال مردم و حاکمیت» تأکید ورزید. وی با فراتر رفتن از سطح شعارهای معمول، اقدام عملی در مسیر همراهی با نمایندگان را «سرمایهای ثمربخش» خواند که ثمره آن «گسترش میدان امید و پاسخگویی» در سطح ملی است.
جبلی با اشاره به پروژه «ایرانجان»، آن را محملی مؤثر برای «بازنمایی فرهنگی حتی دورافتادهترین نقاط کشور» و حرکتی بالنده توصیف کرد که «دامنه تأثیرات آن با گذر زمان، ابعادی گستردهتر مییابد». نوآوری راهبردی وی، پیشنهاد «همکاری ساختاریافته» به نهادهای استانی برای احصای اولویتها و چالشهای محلی و انعکاس آن در سطح شبکههای سراسری بود؛ الگویی که میتواند گفتمان «مسئلهمحوری» را در کانون توجه رسانه ملی قرار دهد.
گلستان در کانون توجه؛ از آمار تا عمل
بر اساس اعلام رسول شکرینیا، مدیرکل صداوسیما گلستان، میزبان این رویداد، شاهد تولید و پخش بیسابقه محتوا خواهد بود؛ بیش از ۱۰۰ شبکه داخلی و برونمرزی به معرفی جامع این استان خواهند پرداخت و بالغ بر ۲۱۰۰۰ دقیقه محتوای اختصاصی در قالبهای گوناگون تولید و پخش میشود.
این رویداد فراتر از معرفی کلیات، به طرح ۱۵ مسئله محوری استان—از پروژه عظیم پتروشیمی تا علاجبخشی حیاتی خلیج گرگان—میپردازد. همچنین، پرداختن به اقوام گوناگون ساکن در این خطه با برنامههای ویژه موسیقی و آیینی، بر نقش «ایرانجان» در تقویت «وحدت در عین کثرت» تأکید دارد.
آمار ارائهشده توسط مدیر مرکز تحقیقات صداوسیما از تجربه موفق خراسان جنوبی، با ۶۱.۴ درصد پوشش مخاطب و ۸۶ درصد رضایتمندی، گواهی بر اثربخشی و مقبولیت این الگوی نوین رسانهای در میان مردم است.
از پوشش رسانهای تا مهندسی تمدنی
اهمیت این پویش را میتوان در چهار لایه کلان تحلیل نمود:
۱.تحقق عدالت روایی: این پروژه، عملیاتیسازی شعار «شنیدن صدای تمام ایران» است. با اختصاص ابررسانه ملی به هر استان، موازنهای تاریخی در «توزیع فرصت روایتگری» ایجاد میکند و جغرافیای پیرامونی را به کانون توجه بدل میسازد.
۲.بازسازی سرمایه اجتماعی و امید ملی: در فضایی که گاه سیطره روایتهای بحرانمحور بر فضای عمومی سنگینی میکند، «ایرانجان» با احیای روایت «داشتهها و فرصتها»، به ترمیم روان جمعی ملت و تقویت حس تعلق سرزمینی و غرور ملی کمک شایانی میکند.
۳. خلق زیرساخت مولد محتوایی: این رویداد صرفاً یک پخش زنده نیست، بلکه یک «کارخانه تولید محتوا» و «آکادمی تربیت نیرو» در استانهاست. فعالسازی نهضت تولید مستند و گزارشهای عمیق، سرمایهای ماندگار و نیروی انسانی متبحر برای آینده رسانه ملی به ارمغان میآورد.
۴.دیپلماسی رسانهای هوشمند: تولیدات باکیفیت و زیباییشناختی حاصل از این رویداد، پلتفرمهای برونمرزی را تغذیه کرده و به ابزاری قدرتمند برای ارائه تصویری واقعی، باشکوه و صلحآمیز از ایران به جهانیان تبدیل میشود.
استقرار «ایرانجان» در دیار گلستان، نماد عزم رسانه ملی برای ایفای نقشی تمدنساز است. این پروژه با تکیه بر سه پایه هویت ایرانی-اسلامی، عدالت رسانهای و مهندسی امید اجتماعی، الگویی نوین ارائه میدهد که میتواند گفتمان مسلط در رسانههای ملی را از حالت واکنشی به پیشآهنگ و از کلیگویی به مسئلهمحوری تغییر دهد. تداوم و تعمیق این مسیر، نهتنها اعتماد عمومی را جلب خواهد کرد، بلکه رسانه را به موتور محرکهای برای انسجام ملی و شناساندن ظرفیتهای بینظیر کشور بدل خواهد ساخت.

