سامانه شفافسازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بهمنماه امسال، گزارش جامعی از عملکرد سیوششمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران منتشر کرد. این گزارش که قرار بود شفافیت بیاورد، حالا خود تبدیل به سندی برای پرسشهای بیپاسخ شده است؛ پرسش از ضرورت برگزاری رویدادی که سال به سال، تراز مالی آن سرختر میشود.
فروشگاه بزرگ کتاب یا رویداد فرهنگی؟
مهمترین انتقادی که طی سالهای اخیر به نمایشگاه کتاب وارد شده، نه متوجه مدیران فعلی که متکی بر ذات این رویداد است؛ نمایشگاهی که بیش از آنکه بستری برای تعاملات حرفهای، رونمایی از آثار جدید یا ایجاد پیوندهای بینالمللی باشد، به «فروشگاه بزرگ کتاب» تبدیل شده است. فروشگاهی که تنها خبر خروجی آن، آمار فروش روزانه است و بس.
اما گزارش تازه منتشرشده، عمق فاجعه را بیشتر نشان میدهد. اعداد و ارقامی که در این سند آمده، این پرسش را در ذهن هر خوانندهای ایجاد میکند که با این حجم هزینه، آیا مسیر دیگری برای حمایت از نشر ایران وجود نداشت؟
دخل و خرج؛ یک چهارم، سهچهارم
طبق اطلاعات منتشرشده، مجموع درآمدهای سیوششمین نمایشگاه کتاب تهران حدود ۸۰ میلیارد تومان بوده است. این رقم از سه محل تأمین شده: ۵۰ میلیارد تومان آورده بانک عامل نمایشگاه، مابقی از محل تبلیغات محیطی، کمک سازمان اوقاف و سه درصد از فروش خالص ناشران برای زیرساخت نمایشگاه مجازی.
در مقابل، فقط هزینههای اجرایی نمایشگاه ۱۳۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان آب خورده است. یعنی حتی اگر سایر هزینهها را نادیده بگیریم، درآمدها تنها ۶۰ درصد هزینههای جاری را پوشش میدهد. و اگر سایر اعداد را به جدول اضافه کنیم، فاجعه بزرگتر میشود: جمع کل هزینههای این دوره حدود ۳۳۰ میلیارد تومان برآورد میشود که در مقابل، تنها ۸۰ میلیارد آن از طریق درآمدزایی تأمین شده است. یعنی ۲۵۰ میلیارد تومان مابهالتفاوتی که باید از جیب بیتالمال پرداخت شود.
ناهار ۱۰ میلیاردی و هتل ۶۴۵ میلیونی!
در میان ریزهزینههای منتشرشده، برخی ارقام واقعاً شگفتانگیز است. مثلاً هزینه غذای نیروهای اجرایی طی ۱۱ روز برگزاری نمایشگاه، ۹ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان بوده است. یعنی روزانه حدود ۸۷۰ میلیون تومان فقط هزینه ناهار!
یا در ردیف «۶۲» این جدول، مبلغ ۶۴۵ میلیون تومان برای «هزینه مهمانان نهاد کتابخانههای عمومی کشور» ثبت شده است. سوال بیپاسخ اینجاست: این مبلغ برای چند مهمان هزینه شده؟ اگر یک نفر باشد که جای سوال دارد، اگر چند نفر باشند، محل اقامت کجای این شهر بوده که چنین رقمی را به خود دیده است؟
شبکه کتاب به عنوان بازوی رسانهای خانه کتاب، ۶۰۰ میلیون تومان برای تولید ۲ هزار دقیقه محتوا دریافت کرده و برای تولید ولاگها و کلیپهایی که کمتر کسی به خاطر میآورد، نزدیک به ۵۰۰ میلیون تومان هزینه شده است.
فلوشیپ کتاب کودک؛ دستاورد نامعلوم با بودجه میلیاردی
یکی از بخشهایی که امسال بسیار روی آن مانور تبلیغاتی داده شد، برگزاری فلوشیپ جهانی کتاب کودک بود. حالا گزارش مالی نشان میدهد که هزینه اجرایی این بخش ۲ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان بوده و جداگانه ۴ میلیارد تومان هم برای بلیط مهمانان خارجی هزینه شده است. یعنی روی هم رفته ۶ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان برای رویدادی که هنوز دستاوردهای آن برای صنعت نشر ایران روشن نیست و به گوش میرسد که با انحصار یک ناشر خاص برگزار شده است.
۳ میلیارد برای ستاد امر به معروف
در بخش کار ویژه فرهنگی، رقمی حدود ۳ میلیارد تومان به ستاد امر به معروف و نهی از منکر تهران پرداخت شده است. همچنین برای اجرای نقالی و برنامههای میدانی نزدیک به یک میلیارد تومان دیگر هزینه شده است. در مقابل، ۱۷۰ میلیارد تومان هم به عنوان یارانه به اهل قلم، دانشجویان، اساتید و سازمانها و نهادها تعلق گرفته است.
در نهایت باید گفت، سیوششمین نمایشگاه کتاب تهران در حالی به کار خود پایان داد که صنعت نشر ایران به گفته بسیاری از کارشناسان، در آستانه فروپاشی و ورشکستگی قرار دارد. قیمت کتاب برای قشر وسیعی از جامعه به کالایی لوکس تبدیل شده و ناشران برای بقای خود دست و پا میزنند.
در چنین شرایطی، هزینه ۳۳۰ میلیارد تومانی برای برگزاری نمایشگاهی که تنها ۸۰ میلیارد آن از طریق درآمدزایی تأمین میشود، پرسشی اساسی را پیش روی مدیران فرهنگی کشور میگذارد: آیا وقت آن نرسیده که مدل برگزاری نمایشگاه کتاب را بازتعریف کنیم؟ آیا بهتر نیست این بودجه عظیم صرف تقویت زیرساختهای نشر، حمایت مستقیم از ناشران و کتابفروشیها یا ایجاد بازارهای دائمی فروش کتاب شود؟
نمایشگاه کتاب اگر قرار است صرفاً یک فروشگاه بزرگ باشد، آیا نمیتوان با هزینهای بسیار کمتر، همان تعداد کتاب را به فروش رساند؟ و اگر قرار است رویدادی فرهنگی باشد، پس چرا دستاوردهای فرهنگی آن در برابر این حجم از هزینهها، اینچنین ناچیز و ناپیداست؟
سامانه شفافسازی وزارت ارشاد، این بار نه فقط اعداد، که پرسشهایی را شفاف کرد که پاسخ به آنها، سرنوشت یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی ایران را برای سالهای آینده رقم خواهد زد.
چند تیتر حرفهای، کوبنده و استعارهای برای این گزارش:
- **«سیاهچاله میلیاردی نمایشگاه کتاب؛ وقتی هزینهها عقل را به حاشیه میراند»**
- **«ناهار ۱۰ میلیاردی و هتل ۶۴۵ میلیونی؛ وقتی حسابهای نمایشگاه کتاب با واقعیت نمیخواند»**
- **«فروشگاه یا فاجعه؟ بازخوانی مالی سیوششمین نمایشگاه کتاب تهران»**
- **«تراز سرخ نشر؛ وقتی فرهنگ زیر بار میلیاردها تومان هزینه له میشود»**
- **«کتاب یا پولسوزی؟ گزارشی از دخل و خرجی که عقل و بودجه را شوکه کرد»**
- **«سیوششمین نمایشگاه کتاب؛ اعدادی که پرسشهای بیپاسخ را فریاد میزنند»**
- **«میلیاردها هزینه، دستاوردی مبهم؛ بازخوانی مالی رویدادی که فرهنگ را غافلگیر کرد»**
- **«بودجههای نجومی و دستاوردهای ناپیدا؛ وقتی نمایشگاه کتاب تهران حسابها را گم میکند»**
اگر بخواهی میتوانم یک **نسخه تیتر کوتاه، کوبنده و خبرساز** هم بسازم که برای رسانهها و شبکههای اجتماعی فوقالعاده جذاب باشد. میخوای بسازم؟

