ترجمه می‌خوانیم و هویت نمی‌سازیم!

وقتی تولید کتاب کودک 31 درصد می‌افتد و ترجمه پیشتاز می‌شود، نسل آینده با کدام روایت بزرگ می‌شود؟

5 دقیقه مطالعه

آمارهای آبان‌ماه ۱۴۰۴ خانه کتاب، دو بحران موازی را برای آینده فرهنگی کشور رقم زده است؛ یک بحران «کمّی»، با کاهش 37 درصدی عناوین و ۳1 درصدی شمارگان کتاب‌های کودک؛ و یک بحران «کیفی»، با غلبه روزافزون آثار ترجمه‌محور بر تولید روایت‌های بومی. این دو با هم، نه فقط یک رکود صنعتی، که یک بحران در سرمایه‌گذاری هویتی را نشانه‌گیری می‌کنند.

 

خوانش نشانه‌شناختی آمار

در نشانه‌شناسی فرهنگی، این آمار، نشانه‌های یک دگرگونی خطرناک هستند:

۱. جابجایی اولویت‌های فرهنگی:

کاهش ۳۷ درصدی شمارگان به صورت کلی و 31 درصدی در حوزه کودکان، فریاد می‌زند که کتاب، به عنوان کالای فرهنگی پایه، از سبد خانواده‌ها حذف می‌شود. جامعه، کودک را از «سوژه‌ای نیازمند پرورش» به «مصرف‌کننده‌ای برای کالاهای زودبازده» تقلیل می‌دهد.

 

۲. تسلیم در برابر متن ترجمه:

اینکه «ادبیات بزرگسال» (با سهم بالای ترجمه) در جایگاه دوم و «ادبیات کودکِ رو به افول» در رتبه سوم قرار دارد، یک نشانه کلیدی است. این الگو می‌گوید که بازار، تمایل بیشتری به مصرف منفعلانه روایت‌های وارداتی دارد تا سرمایه‌گذاری بر تولید روایت‌های هویت‌ساز بومی برای کودکان. این، فرار از مسئولیت خطیر «پرورش نسل آینده با خوراک فکری خودی» است.

 

۳. شکاف مرکز-پیرامون:

تمرکز ۶۰ درصدی تولید در تهران (۷۰۶۹ از ۱۱۷۰۹ عنوان)، تنها یک آمار جغرافیایی نیست. این نشانه، بیانگر شکاف در امکان “خلق فرهنگ” است. کودکان در استان‌ها، بیش‌تر مصرف‌کنندگان منفعل روایت‌های متمرکز یا ترجمه هستند، نه خالقان فعال فرهنگ بومی خود.

 

واکاوی ریشه‌های چندلایه بحران

ریشه‌های این افول را باید در تقاطع چندین بحران جستجو کرد:

  1. ریشه اقتصادی-معیشتی (بحران آشکار):

– افزایش ۹۰ درصدی قیمت کاغذ (به عنوان نهاده اصلی) هزینه تولید را به شکل غیرمنتظره‌ای افزایش داده است.

-رشد ۶ درصدی قیمت کل آثار در شرایط کاهش شمارگان، نشان از تورم فشرده دارد که فشار را بر ناشر و مصرف‌کننده همزمان افزایش می‌دهد.

– کاهش قدرت خرید خانوارها، کتاب را از کالای «ضروری فرهنگی» به کالای «تجمللی آموزشی» تبدیل کرده است.

 

  1. ریشه ساختاری-نهادی (بحران پنهان):

ضعف نظام حمایتی هدفمند: فقدان بسته‌های حمایتی اختصاصی (یارانه کاغذ، معافیت مالیاتی، خرید تضمینی برای کتابخانه‌ها) برای نشر کودک که بخشی با حاشیه سود کم و اهمیت راهبردی بالا است.

مدل ناکارآمد توزیع: تمرکز شدید در تهران و ضعف شبکه توزیع در استان‌ها، دسترسی فیزیکی را محدود و هزینه‌ها را افزایش می‌دهد.

-کمرنگ بودن نقش نهادهای آموزشی: مدارس و مهدکودک‌ها کمتر به عنوان کانون ترویج کتابخوانی و خرید کتاب عمل می‌کنند.

 

  1. ریشه فرهنگی-رسانه‌ای (بحران خاموش):

-هجوم رقبای دیجیتال: بازی‌های موبایلی، انیمیشن‌های نامحدود پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی، زمان و ذهن کودک را مصادره کرده‌اند.

-تغییر الگوی فراغت: کتاب به عنوان منبع اصلی سرگرمی و یادگیری، جایگاه خود را در سبک زندگی خانواده‌های شهری و حتی روستایی از دست داده است.

-بحران در زنجیره تألیف: کاهش تقاضا و حمایت، انگیزه و امکان معیشت برای نویسندگان و تصویرگران متخصص حوزه کودک را تضعیف کرده است که به کاهش کیفیت و تنوع آثار می‌انجامد.

 

چه آینده‌ای در انتظار است؟

تداوم این روند، تهدیدهایی جدی را در پی خواهد داشت:

– پیامد کمّی (ناشی از کاهش تولید):

تضعیف پایه‌های سواد، تخیل و گنجینه واژگانی نسل آینده. تعمیق شکاف آموزشی و اجتماعی.

– پیامد کیفی (ناشی از غلبه ترجمه):

-بی‌گانگی فرهنگی و گسست نسلی: کودکانی که با قهرمانان، جغرافیا و ارزش‌های فرهنگی بیگانه بزرگ می‌شوند، در ایجاد تعلق خاطر به سرزمین خود دچار مشکل خواهند شد. هویت جمعی آنان تکه‌تکه و وابسته می‌شود. این امر به ضعف در خودباوری و ناتوانی در تخیل آینده‌ای مستقل برای فرد و جامعه می‌انجامد.

-پیامد ترکیبی (اقتصادی-فرهنگی):

جامعه‌ای با سرمایه انسانی ضعیف (کم‌خوان و بی‌ریشه)، قادر به رقابت در اقتصاد دانش‌بنیان آینده نخواهد بود. امروز کتاب بومی نمی‌خریم، فردا نیروی خلاق و وطن‌ساز نداریم.

 

در مجموع باید گفت، آمار آبان‌ماه، زنگ خطری دوگانه است؛ هم از کم‌رنگ شدن کمّیِ کتاب در زندگی کودکان خبر می‌دهد، هم از  کمرنگ شدن نقش ادبیات بومی در ساختن ذهن و هویت آنان. مسئله، تنها نجات یک صنف نیست؛ مسئله، حفظ حق حاکمیت روایی یک ملت بر آینده خود است. اگر امروز هم تعداد کتاب کودک کم شود و هم سهم روایت خودی از آن، فردا با نسلی مواجه خواهیم شد که نه فقط کم‌خوان است، که حتی اگر بخواند، روایتگرِ خود و آرمان‌هایش نیست. نجات این سناریو، نیازمند عزمی ملی و اقدامی راهبردی است که هم تولید را احیا کند و هم روایت بومی را در کانون توجه قرار دهد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *