بررسی لایحه بودجه ۶۰۰۰ همتی سال ۱۴۰۵، حکایت از یک اولویتبندی سخت در شرایط دشوار دارد. لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ تصویری از اولویتهای اقتصادی دولت ترسیم میکند که در آن فرهنگ و قدرت نرم، در حاشیه قرار گرفته است. در ساختار این بودجه، سهم بخش «ورزش، تفریح، فرهنگ و مذهب» رقمی در حدود۸۴ هزار میلیارد تومان (۸۴ همت) است که سهمی معادل ۱.۴ درصد از کل بودجه عمومی کشور را تشکیل میدهد. این رقم نه تنها در مقایسه با سایر بخشها ناچیز است، بلکه در شرایطی تعیین شده که اهمیت فرهنگ به عنوان مهمترین مؤلفه قدرت نرم در عصر جنگهای شناختی و رسانهای، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. این سهم ناچیز، در مقایسه با رقبای منطقهای، زنگ خطری جدی برای جایگاه ایران در عرصه قدرت نرم به صدا درآورده است.
بررسی ها نشان می دهد ترکیه با بودجه فرهنگی حدود ۶ میلیارد دلار، عربستان سعودی ۱۷ میلیارد دلار و امارات متحده عربی ۷ میلیارد دلار، چندین برابر ایران هزینه میکنند. این ارقام نه تنها به تولید محتوا و رسانه، بلکه به دیپلماسی فرهنگی، صنایع خلاق و نفوذ نرم در منطقه اختصاص یافتهاند. ایران در این مقایسه، با بودجهای کمتر از ۱ میلیارد دلار، در انتهای جدول قرار دارد – جایی که قدرت نرم به عنوان ابزار کلیدی رقابت ژئوپلیتیکی، عملاً نادیده گرفته شده است.
فرهنگ؛ سرمایهای راهبردی در میانه نیازهای فوری
دولت در تنظیم بودجه، ناگزیر به پاسخگویی به نیازهای مبرم و فوری جامعه از جمله مسائل معیشتی، سلامت و امنیت است. تخصیص بخش عمدهای از منابع به این حوزهها، تصمیمی قابل درک در کوتاهمدت است. اما مشکل زمانی پدید میآید که نگاه به فرهنگ، صرفاً یک هزینه لوکس(اختیاری و کماهمیت) تلقی شود، نه یک سرمایهگذاری راهبردی بلندمدت. در واقع، چالش اصلی، تقابل بین فرهنگ و معیشت نیست؛ بلکه یافتن راهی برای حفظ و تقویت سرمایه فرهنگی و هویتی ملت، در کنار پرداختن به نیازهای ضروری معیشتی است. غفلت از این سرمایه، خود در بلندمدت میتواند به بحرانهای هویتی و اجتماعی بیانجامد که حل آنها هزینههایی به مراتب سنگینتر خواهد داشت.
قدرت نرم فرهنگی؛ سرمایهای استراتژیک در عصر رقابت شناختی
در دنیای امروز، قدرت نرم – مفهومی که جوزف نای آن را «جذب و اقناع بدون اجبار» تعریف کرده- بیش از هر زمان دیگری تعیینکننده جایگاه کشورها در عرصه بینالمللی است. ایران با تمدن چند هزار ساله، آرمان انقلابی و ظرفیتهای فرهنگی غنی، پتانسیل بالایی برای ایفای نقش در منطقه دارد؛ اما بودجه محدود فرهنگی، این ظرفیت را تضعیف کرده است. رقبا مانند ترکیه (با تمرکز بر سریالها و گردشگری فرهنگی)، عربستان (با سرمایهگذاری در رسانههای جهانی) و امارات (با پروژههای فرهنگی لوکس مانند موزهها و نمایشگاهها) از فرهنگ به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ استفاده میکنند.
در شرایطی که ایران آماج عملیات شناختی پیچیدهای از سوی غرب و رژیم صهیونیستی قرار دارد – از القای ناامنی تا تحریف روایتهای تاریخی – فرهنگ به عنوان سپر اصلی عمل میکند. اما با بودجهای که حتی با هزینه تولید یک بازی ویدئویی بزرگ قابل مقایسه نیست، این سپر شکنندهتر از همیشه است.
تهدید کاهش بودجه؛ خالی شدن میدان در نبرد روایتها
رقم ۸۴ همت برای کل حوزه فرهنگ، وقتی در میدان عمل جهانی بررسی شود، عمق یک آسیبپذیری راهبردی را آشکار میسازد. امروزه دشمنان و رقبای جمهوری اسلامی ایران، بودجههای کلانی را صرف عملیات روانی، جنگ شناختی و تولید محتوای جهتدار برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی داخل و خارج کشور میکنند. توان مقابله با این هجمه سازمانیافته، مستلزم داشتن صنایع فرهنگی قدرتمند، خلاق و جذاب است. سینما، سریالسازی، بازیهای رایانهای، پویانمایی و تولید محتوای دیجیتال، تنها وسایل سرگرمی نیستند؛ آنها امروز سلاحهای نوین در نبرد تمدنی محسوب میشوند.
بودجه ناچیز فعلی، عملاً توان ایران را برای تولید انبوه آثار فاخر، جذاب و رقابتپذیر در سطح جهانی محدود میکند. این امر دو پیامد فوری دارد؛ اول، ضعیف شدن دیوارهای دفاعی شناختی در داخل کشور و افزایش نفوذ فرهنگی بیگانه، و دوم، ضعیف شدن صدای ایران در عرصه بینالمللی و واگذاری میدان روایتسازی به دیگران.
اثرات کاهش سهم فرهنگی؛ از تضعیف هویت تا هزینههای پنهان
کاهش نسبی بودجه فرهنگی در لایحه ۱۴۰۵ (در مقایسه با سالهای پیشین و با توجه به تورم بالا)، پیامدهای چندلایهای دارد:
– تضعیف هویت ملی و مرزهای شناختی: بدون سرمایهگذاری کافی در تولید محتوا، رسانه و آموزش فرهنگی، نسل جوان بیشتر در معرض نفوذ خارجی قرار میگیرد.
– افزایش آسیبهای اجتماعی: مناطق کمبرخوردار از دسترسی به برنامههای فرهنگی محروم میمانند و چرخه آسیبهایی مانند اعتیاد و مهاجرت تشدید میشود.
– هزینههای اقتصادی پنهان: فرهنگ قوی بهرهوری را افزایش میدهد؛ اما کاهش آن، هزینههای جبرانی در حوزههای اجتماعی و امنیتی را چند برابر میکند.
– کاهش نفوذ منطقهای: ایران در رقابت دیپلماسی فرهنگی عقب میماند و رقبا بازارهای فرهنگی منطقه را تسخیر میکنند.
با در نظر گرفتن شرایط ویژه کنونی، اختصاص سهم کمی بیش از ۱.۴ درصد از بودجه به فرهنگ، پاسخگوی نیازهای راهبردی کشور نیست. دلایل این ضرورت را میتوان در چند محور خلاصه کرد:
– فرهنگ به عنوان زیرساخت امنیت ملی: در جهان امروز، امنیت تنها بعد سختافزاری ندارد. امنیت نرم یا امنیت فرهنگی که مبتنی بر حفظ هویت، انسجام اجتماعی و مقابله با جنگ روانی دشمن است، به اندازه امنیت مرزی اهمیت دارد. بودجه فرهنگ، در واقع بودجه صیانت از مرزهای هویتی و فکری کشور است.
– فرهنگ به عنوان موتور اقتصاد خلاق: صنایع فرهنگی، از پرسودترین و اشتغالآفرینترین بخشهای اقتصاد جهانی هستند. افزایش هدفمند بودجه و حمایت از این بخش، میتواند در بلندمدت، نه تنها هزینه نباشد، بلکه به یک منبع درآمدزایی و ایجاد اشتغال پایدار تبدیل شود.
– فرهنگ به عنوان زبان گفتوگوی تمدنی: برای تبیین منطق انقلاب اسلامی، معرفی تمدن کهن ایران و مقابله با ایرانهراسی، نیازمند تولید محتوای قدرتمند به زبانهای مختلف هستیم. این مهم بدون تخصیص منابع مالی کافی و حرفهای شدن تولید، ممکن نخواهد بود.
در مجموع باید گفت، سهم ۱.۴ درصدی فرهنگ از بودجه ۱۴۰۵، هشداری جدی است. این رقم نشان میدهد که با وجود تمام شعارها درباره قدرت نرم، در عمل، این حوزه آنچنان که باید در کانون توجهات راهبردی و مالی قرار نگرفته است. پرداختن به نیازهای معیشتی مردم امری ضروری و انکارناپذیر است، اما این نباید به قیمت نادیده گرفتن سرمایهای باشد که پشتوانه هویت و انسجام ملی است. انتظار میرود مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد ناظر و متعهد به منافع بلندمدت کشور، در بررسی لایحه بودجه، بازنگری در این سهمناقص را به جد در دستور کار قرار دهد. آینده قدرت نرم، اقتدار ملی و انسجام اجتماعی ایران، در گرو سرمایهگذاری امروز بر فرهنگ است.
بودجه فرهنگی ۱۴۰۵ نه تنها یک عدد مالی، بلکه انتخاب راهبردی است. در حالی که رقبا فرهنگ را به عنوان سرمایهگذاری در مرزهای نامرئی میبینند، ایران نمیتواند این حوزه را قربانی تمرکز بر معیشت و امنیت سخت کند. بازنگری در اولویتها، نه تنها هویت ملی را حفظ میکند، بلکه به رشد پایدار اقتصادی و امنیتی کمک خواهد کرد. قدرت نرم، سلاح بیصدای عصر حاضر است؛ و ایران نمیتواند آن را از دست بدهد.

