فرهنگ، به عنوان زیربنای هویت اجتماعی و ملی هر کشور، نه تنها یک عرصه از زندگی فردی و اجتماعی است، بلکه در جنگهای نرم و تأثیرگذاری جهانی نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. در شرایط فعلی که ایران با چالشهای فراوان اقتصادی و تحریمی روبهروست، تخصیص تنها ۱.۴ درصد از بودجه عمومی به حوزه فرهنگ، نه تنها نشاندهنده اولویت پایین آن در سیاستگذاریهای کلان است، بلکه میتواند آثار و پیامدهای زیانباری در بلندمدت برای کشور به همراه داشته باشد.
در لایحه بودجه ۱۴۰۵، سهم فرهنگ در کل بودجه عمومی کمتر از ۱.۴ درصد است که معادل حدود ۸۴ هزار میلیارد تومان میشود. این رقم در مقایسه با رقبا و کشورهای همسایه، جایگاه ایران را به شدت تضعیف میکند. در حالی که کشورهای منطقه نظیر عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی با سرمایهگذاریهای کلان در حوزه فرهنگ و رسانههای جهانی، خود را به قطبهای فرهنگی تبدیل کردهاند، ایران با اختصاص کمتر از یک میلیارد دلار به این حوزه، عملاً میدان نبرد روایتها را به رقبای خود واگذار کرده است.
فرهنگ به عنوان بخش مهمی از قدرت نرم یک کشور، ابزاری است که در جنگهای شناختی و تأثیرگذاری جهانی به کار گرفته میشود. در دوران کنونی که جهان به یک دهکده جهانی تبدیل شده و نبرد اصلی بر سر جذب قلوب و ذهنهاست، تضعیف حوزه فرهنگ میتواند ایران را در عرصه بینالمللی از مسیر تأثیرگذاری خارج کند. کاهش سهم بودجه فرهنگی باعث میشود کشور نتواند محتوای جذاب و اثرگذاری در قالب فیلم، سریال، بازیهای رایانهای و سایر تولیدات دیجیتال ارائه دهد که هم نسل جوان داخلی را جذب کند و هم صدای ایران را در عرصه بینالمللی به گوش جهانیان برساند.
یکی از مهمترین آسیبهای کاهش بودجه، فرسایش سرمایه اجتماعی و هویت ملی است. در غیاب برنامههای فرهنگی و هنری قوی، زمینه برای تضعیف روحیه جمعی، بیهویتی و گسترش آسیبهای اجتماعی فراهم میشود. این امر میتواند به افزایش بحرانهای اجتماعی و فرهنگی منجر شود که در بلندمدت، هزینههای جبران آن به مراتب بیشتر از سرمایهگذاری در فرهنگ خواهد بود.
مسئله دیگر، تضعیف جایگاه ایران در سطح بینالمللی است. در شرایطی که دیپلماسی عمومی و روابط بینالمللی نیازمند تولیدات فرهنگی و هنری قوی است، ایران با کمبود منابع مالی و محدودیتهای تولید، از معرفی درست تمدن و گفتمان انقلاب اسلامی در سطح جهانی ناتوان خواهد بود. در نتیجه، این امر فضا را برای تحریف واقعیتها و ایرانهراسی باز میکند.
برای جبران این کاستیها و ارتقای وضعیت فرهنگی کشور، مجلس شورای اسلامی باید با اتخاذ نگرش جدید و اصلاح تخصیص منابع، فرهنگ را به عنوان بخشی از امنیت ملی در اسناد بالادستی تعریف کند. علاوه بر این، افزایش سهم بودجه فرهنگی به حداقل ۳ درصد از بودجه عمومی باید در اولویت قرار گیرد.
در نهایت، فرهنگ نباید به عنوان یک هزینه، بلکه به عنوان یک سرمایهگذاری بنیادین برای صیانت از هویت، تقویت اقتصاد و تضمین امنیت ملی دیده شود. تنها با این رویکرد میتوانیم در دنیای امروز که نبرد بر سر قدرت نرم و جذب افکار عمومی است، جایگاه خود را حفظ کرده و از هویت ملی و فرهنگی خود دفاع کنیم.
