مجرمانی که به پست این قاضی می خورند، به جای اینکه چند ماه به دلیل جرمی که مرتکب شده اند، گوشه زندان بیفتند و آب خنک بخورند، یا کتابخانه در منطقه محروم می سازند، یا صدها جلد کتاب به مدرسه ای اهدا می کنند یا هزینه تحصیل چند مددجوی بهزیستی را می دهند و این کار خیر آنقدر به جان شان می نشیند که بعد از مدتی تبدیل می شوند به خیران درجه یک و این مجازات برایشان احلی من العسل می شود و مقدمه ای برای خیر ماندگار.
مجرم محترم شما اجازه زندان رفتن ندارید!
در هفته کتاب و کتاب خوانی سراغ قاضی «علی نادری طاهری» رفتیم و راوی پرونده ها و احکامش شدیم. قاضی که احکام جنجالی می دهد اما از نوع فرهنگی. بی مقدمه سر اصل مطلب می رویم و از چند و چون احکام خاصی که برای مجرمان صادر می کند می پرسیم که همان اول کار با یک جمله آب پاکی را روی دست ما می ریزد؛« برای من، زندان همیشه آخرین راهحل است.» و بعد هم از ماجرای تصمیمش برای قضاوت میگوید: « پروندههایی که روی میز من می آید، مربوط به خلافکاران حرفهای نیستند. رانندگی بدون گواهینامه، به کارگیری اتباع غیرمجاز، یا یک تصادف منجر به فوت که ناشی از سهو و غفلت بوده نه سوءنیت. محکومانی که بخش زیادی از جرمشان برخاسته از سهلانگاری است. در حالت عادی این جرم ها جزو جرم های درجه هفت حساب می شود ودر بسیاری از جرائم عمدی سبک یعنی جرایم درجه هفت و هشت و یا تا یکسال حبس و یا حبس های جرایم غیرعمدی مثل تصادفات و حوادث ناشی از کار منجر به فوت، محکومان خلافکار حرفهای نیستند؛ بخش زیادی از جرمها ناشی از سهلانگاری است. مثلاً رانندگی بدون پروانه در جامعه امروز برای خیلیها جرم تلقی نمیشود، اما قانونگذار در صورت تکرار برای آن تا شش ماه حبس تعیین کرده است. من در احکام صادره تمام سعیام بر این است که چنین افردی را مجبور کنیم برای یک ارگان مشخص خدمات عمومی رایگان انجام دهند. فلسفهٔ کیفر این است که مجازات شخصی باشد و آثار آن دامنگیر خانواده و آبروی اجتماعی نشود.
ده سال قضاوت بدون حکم زندان
حرف امروز و دیروز نیست. قاضی نادری ده سالی میشود تجربه صدور آرای جایگزین حبس را در کارنامه قضاوتش دارد و این ده سال و تجربههای مختلف نشان داده که هیچکدام از این جایگزینها به اندازهٔ روشی که او اجرا میکند اثرگذاری اجتماعی، فرهنگی و تربیتی ندارد.این ادعای ما نیست که حرف قاضی نادری است و توضیحاتی که قلاب این ادعا میکند هم شنیدنی است؛ در قاموس قضاوت من، مجازات صرفاً یک تنبیه نیست؛ بلکه فرصتی برای اصلاح، مسئولیتپذیری و تقویت پیوندهای اجتماعی است. قانونگذار در فصل نهم قانون مجازات اسلامی، انواع مجازاتهای جایگزین حبس را پیشبینی کرده و در سالهای اخیر مسئولان قضایی به اجرای ماده ۸۴ آن قانون و صدور حکم به انجام خدمات عمومی رایگان تأکید بیشتری دارند. این مسیر قانونی، درست و ارزشمند است.
مجرمان به مناطق محروم میروند
راهکاری که این قاضی خلاق در ده سال گذشته اجرا کرده، همچنان در چارچوب قانون است. بخشی از جزای نقدی طبق قانون به حساب خزانه واریز میشود، اما بخش اصلی آن صرف امور خیریه و نیازهای واقعی شهر میشود و از اینجا به بعد حرفهای قاضی نادری شنیدنیتر هم میشود؛ یکی از دغدغههای من موضوع کتاب است. در بسیاری از احکام جایگزین حبس من در این ده سال ردپایی از کتاب بوده. خرید کتاب برای مناطق محروم، تجهیز کتابخانههای مناطق محروم، بخشی از احکام هم کمک به آموزشوپرورش و حمایت از مددجویان تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی و مراکز نگهداری سالمندان و معلولان بوده. این روش یک نتیجه زیبا و ماندگار دارد، اول اینکه محکومان حس مشارکت و مسئولیت اجتماعی پیدا میکنند و در مرحله مهمتر تجربهای ملموس از اثرگذاری عملشان بر جامعه دارند.یک کلام؛ عدالت وقتی اثرگذار و انسانی است که هم اجرای قانون، هم اصلاح فرد و هم منفعت اجتماعی، هر سه را همزمان تأمین کند.این ایدهآل ترین شکل اجرای عدالت است و تجربه هم نشان داده، کتابخانه پر و مدرسه مجهز، امنیت و فرهنگ پایدار بیشتری ایجاد میکند تا اینکه طرف پنج ماه، شش ماه گوشه زندان آب خنک بخورد.
در هفتهٔ کتاب و کتابخوانی، اهمیت این مسأله بیشتر هم میشود؛ چون بخش زیادی از این مبالغ در سالهای اخیر صرف تهیهٔ کتابهایی شده که امروز در کتابخانههای عمومی، مدارس، مراکز فرهنگی و حتی روستاها مورد استفاده است. این یعنی یک مجازات سبکِ قانونی، تبدیل شده به یک اثر ماندگار فرهنگی.

