پیوند حماسه دیروز با تعهد امروز

تحلیل فیلم «جانشین» و بازتاب روحیه دفاعی در جامعه؛ آیا سینمای دفاع مقدس می‌تواند پلی میان نسل‌ها باشد؟

4 دقیقه مطالعه

سینمای دفاع مقدس در چهار دهه گذشته، همواره در تقلایی دوگانه میان «روایتِ تاریخ» و «خلقِ اسطوره» بوده است. فیلم سینمایی «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی که در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر حاضر است، نمونه‌ای جالب‌توجه از این تقلاست؛ اثری که از یک سو می کوشد با وفاداری به واقعیت‌های زندگی شهید حسین املاکی، فرمانده لشکر قدس گیلان، تصویری انسانی و باورپذیر ارائه دهد، و از سوی دیگر در دام «قالب‌های شناخته‌شده سینمای جنگ» گرفتار می‌آید.

فیلم که محصول بنیاد روایت فتح است، برش‌هایی از طراحی و اجرای عملیات نصر۴ را روایت می‌کند. شامحمدی در این اثر، برخلاف فیلم اولش «مجنون»، مستقیم‌تر به سراغ ساختار کلاسیک روایی رفته و تلاش کرده با حفظ ریتمی پرتنش، مخاطب را در فضای عملیات نگه دارد. اما همان‌جاست که نخستین چالش پدیدار می‌شود؛ تضاد میان مستندنگاری و درام‌پردازی؛. فیلم در نیمه نخست، با صحنه‌های قدرتمندی چون وداع رزمندگان و مناسک پیش از عملیات، موفق به خلق «حس زیست‌لحظه» می‌شود، اما در نیمه دوم، با غرق شدن در صحنه‌های طولانی درگیری، از پیشبرد روان قصه بازمی‌ماند.

در حوزه بازیگری، آرمان درویش در نقش شهید املاکی، بیش از آنکه با دیالوگ، با سکوت و نگاه‌های معنادارش شخصیت را می‌سازد. این انتخاب هوشمندانه‌ای است، اما در جای‌جای فیلم، ضعف در ارائه دیالوگ‌های باورپذیر، به ویژه در لحظات احساسی، کاراکتر را از عمق لازم دور می‌کند. در مقابل، شکیب شجره در نقش فرامرز، با شخصیت‌پردازی گرم و لهجه اصیل لنگرودی، به جذاب‌ترین عنصر زنده فیلم بدل شده و ظرفیت اصلی دریافت جایزه نقش مکمل مرد جشنواره را دارد.

نکته حائز اهمیت در تحلیل «جانشین»، مسئله تدوین است. فیلم با زمانی حدود دو ساعت، نیازمند جراحی دقیق‌تری در میز تدوین است. بسیاری از سکانس‌های تکراری تبادل آتش، بدون پیشبرد درام یا ارائه اطلاعات جدید، تنها به خستگی تماشاگر می‌انجامد. این همان ضعف ساختاری است که سینمای جنگ ایران را در سال‌های اخیر گرفتار کلیشه کرده است.

اما فراتر از نقد فنی، «جانشین» پرسشی بنیادی‌تر را پیش روی ما می‌گذارد؛ آیا روایت دفاع مقدس، هنوز توانایی ارتباط با نسل جوان را دارد؟ فیلم شامحمدی هرچند در بخش‌هایی موفق است، اما نتوانسته به کلی از الگوهای تکراری فاصله بگیرد. گویی سینمای دفاع مقدس، هنوز در جستجوی زبانی تازه برای گفت‌وگو با نسلی است که جنگ را ندیده، اما هر روزه در معرض جنگ روایت‌هاست.

در همین بستر است که نامه سرگشاده یک شهروند برای اعلام آمادگی دفاع از کشور، معنای نمادین عمیقی می‌یابد. این متن که خواستار «فراهم شدن شرایط ثبت‌نام داوطلبان دفاع از کشور» شده، گویای تداوم همان روحیه‌ای است که فیلم «جانشین» می کوشد آن را بازسازی کند. نویسنده نامه با عباراتی چون «این سرزمین، امانتی گران‌بهاست» و «وظیفه ملی و دینی»، پیوند ناگسستنی بین گذشته و امروز را یادآور می‌شود.

این دو متن در کنار هم، حلقه اتصالی میان روایت دیروز و تعهد امروز می‌سازند. از یک سو، سینما می کوشد حماسه رزمندگانی چون املاکی را زنده نگه دارد، و از سوی دیگر، جامعه نشان می‌دهد که روحیه دفاع از میهن، نه یک خاطره تاریخی، که اراده زنده و جاری است.

در مجموع باید گفت،«جانشین» اگرچه اثری کامل نیست، اما گامی ضروری در مسیر ثبت حماسه‌های دفاع مقدس است. موفقیت آن نه در گرو جایزه جشنواره، بلکه در توانایی ایجاد گفت‌وگو میان نسل‌هاست. در جهانی که جنگ روایت‌ها، گاه از جنگ سلاح‌ها خطرناک‌تر است، سینمای دفاع مقدس ناگزیر است از بازتولید صرف صحنه‌های نبرد فراتر رود و به عمق معنای مقاومت در دنیای امروز بپردازد. نامه آن شهروند، بهترین نشانه است که مخاطب این روایت، نه تنها حاضر است، که مشتاق شنیدن است  به شرطی که با زبان زمانه او سخن بگوییم.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *