شبکه نمایش خانگی که در نمونه اولیهاش با شبکههای کابلی به جهان معرفی شد و سپس با ظهور اینترنت و بر بستر پلتفرمنمایش خانگی گسترش یافت،یکی از مهمترین صنایع فرهنگی قرن است. اما آنچه باعث شده تا شبکهنمایش خانگی مورد توجه قرار گیرد، نه گردش مالی قابل توجه آن، بلکه تأثیرات مستقیم فرهنگیاش بر خانوادهها است. صنعتی که از سوی بخش خصوصی گسترش پیدا کرده، اما حاکمیتها به سرعت با ایجاد نهادهای نظارتی این شبکه گسترده را تحت نظارت قانونی قرار دادند. ازFCC درآمریکا گرفته تا Ofcom در بریتانیا، نمونههای شناختهشده نهادهای حاکمیتی در دنیا هستند که ضمن تدوین آییننامههای نظارتی، کار نظارت را بر عهده دارند.
در ایران اما به دلایل متعددی، ایجاد نهاد نظارتی بر شبکه نمایش خانگی باتأخیر رخ داده است. یکی از دلایل آن مقاومت سرمایهگذارانی است که تلاش دارند تا بهره اقتصادی از شبکه نمایش خانگی را با ایجاد جاذبههای غیراخلاقی همراه کنند.گواه این موضوع تولیدات بعضاً سخیفی است که در شبکه نمایش خانگی از طریق پلتفرمها عرضه میشود. از مجموعههای نمایشی گرفته تا تاکشوها، مسابقات و حتی آثار سینمایی دوبله شده که بخش اعظمی از سبد محصولات نمایشی پلتفرمها را تشکیل میدهد. اما چه نهادی در ایران صلاحیت حرفهای نظارت بر شبکه نمایش خانگی را دارد؟
دوگانهسازی میان صداوسیما و وزارت ارشاد و حتی کشیدن پای نهادهای درونصنفی به عنوان ناظر به ماجرای نظارت، بخشی از تلاشی است که در چند سال اخیر برای مبهم نگهداشتن موضوع نظارت انجام شده است و به غلط نظارت را مترادف سانسور قرار میدهند تا برای مخاطب عام نسبت به نظارت یک نگاه منفی ایجاد کنند.
در نگاهی فراتر از این بازیهای رسانهای،اگر اصل را بر توان حرفهای و لجستیکی نظارت بر شبکه نمایش خانگی بگذاریم، تکلیف نظارت تا حد بسیار زیادی مشخص میشود. اولاً در دوگانه وزارت ارشاد و صداوسیما،این وزارت ارشاد است که با تغییر دولتها رویکردهای نظارتیاش نیز به سرعت تغییر میکند و حتی ممکن است با ۱۸۰ درجه تغییر نسبت به دولت قبل نظارت کند. پس عملاً از حیث سیاستگذاری ناظر مطمئنی نیست،در ثانی وزارت ارشاد به هیچ وجه نیرو و تجهیزات لازم برای این کار را ندارد. درحالی که صداوسیما به عنوان قدیمیترین رسانه صوت و تصویر در ایران که پشتوانه قانون اساسی را دارد، چندین دهه است که کار تولید و نظارت را توأمان انجام داده.در نهایت نظارت درونصنفی، به دلیل رقابتهای خاص داخلی و اصل نظارت که یک وجهه حاکمیتی دارد، نه در ایران و نه در جهان به رسمیت شناخته نمیشود. به نظر میرسد،در روند قانونگذاری برای قانونمندسازی شبکه نمایش خانگی، باید به این نکات توجه شود. صداوسیما اکنون قابلترین و توانمندترین ساختار نظارتی بر شبکه نمایش خانگی را دارد و میتوان با مصوبه خوب مجلس این نظارت را از نظر قانونی قوت بخشید.

