در آستانه برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، فاصله یکماهه تا آغاز رویداد با سکوتی غیرمعمول همراه شده است. این سکوت، برخلاف روال سالهای گذشته که در این ایام جزئیات رخ مینمایاند، فضایی از انتظار و پرسش آفریده است. وعده «بازنگری جدی» که در فراخوان دوره جاری آمده، به هسته اصلی این انتظار تبدیل شده است.
تمرکزگرایی در گزینش
مهمترین و محتملترین تغییری که در محافل سینمایی درباره آن سخن میرود، احتمال حذف هیأت انتخاب اصلی است. این نهاد که سالها وظیفه گزینش نهایی آثار را بر عهده داشته، همواره با پرسشهایی درباره شفافیت آراء و میزان استقلال عملی از دبیرخانه روبرو بوده است. حذف آن، اگر قطعی شود، به معنای انتقال کامل مسئولیت انتخاب به دبیرجشنواره و شورای مشاور اوست. این تغییر میتواند دو پیامد عمده داشته باشد؛ از یک سو، امکان سرعت بخشیدن به فرآیند گزینش و ایجاد وحدت رویه بیشتر در انتخاب آثار را فراهم میآورد و از سویدیگر، بار سنگین پاسخگویی را بر عهده فردی واحد میگذارد و سلیقه او را به عاملی تعیینکنندهتر بدل میسازد. نکته قابل تأمل، اشاره متن فراخوان به نقش هیأت انتخاب برای بخشهای خاصی مانند پویانمایی و فیلماولی است که نشان میدهد ممکن است این تغییر به صورت مطلق و برایهمه بخشها نباشد.
اولویتهای موضوعی
یکی از جریانهای قابل رصد در میان فیلمهای متقاضی، تمرکز بر سوژه جنگ ۱۲ روزه است. منابع از ساخت دستکم هفت فیلم با اینمضمون خبر میدهند که از جمله آنان آثار کارگردانان شناختهشدهای چون محمدحسین مهدویان (ماجرای نیمهشب) و مصطفی رزاقکریمی (کافه سلطان) است. این حجم از تولید در بازه زمانی نسبتاً کوتاه، نشان از عزم بخشی از سینماگران برای ثبت هنری این واقعه دارد. با این حال، پرسش اینجاست که آیا این نزدیکی زمانی به رخداد، به عمق روایت و پرداخت سینمایی کمک خواهد کرد یا امکان تأمل و خلق آثاری ماندگار را محدود میسازد؟ نحوه مواجهه جشنواره با این دسته از آثار – از نظر تعداد پذیرشو جایگاه دادن به آنان – به خوبی نشان خواهد داد که فجر ۴۴ در ترازویداوری خود، به فوریت موضوعی وزن بیشتری میدهد یا فرصت پرداخت هنری را.
هوش مصنوعی در مقام یک پرسش
برای نخستین بار در تاریخ این جشنواره، هوش مصنوعی نه به عنوان یک ابزار، که به عنوان یک محور مورد توجه قرار گرفته است. فراخوان از بهرهگیری از این فناوری برای کشف استعدادهای جوان سخن گفته، بدون آنکه سازوکار دقیق آن را روشن کند. این ابهام، فضایی برای حدسوگمانفراهم آورده است؛ آیا سخن از استفاده از الگوریتم در مراحل اولیهگزینش است؟ یا ایجاد بخشی ویژه برای آثاری که با مشارکت خلاقانه هوش مصنوعی خلق شدهاند؟ عدم اختصاص جایزهای مشخص به اینحوزه در فهرست اولیه، بر این ابهام میافزاید. به نظر میرسد جشنواره در این مورد بیشتر در مقام طرح یک پرسش و گشودن یک بحث نو ظاهر شده، تا ارائه یک برنامه دقیق اجرایی.
احتمال حذف بخش غیررقابتی
خبر دیگر، احتمال حذف بخش خارج از مسابقه یا غیررقابتی است. اینبخش در ادوار گذشته، بستری برای نمایش فیلمهای مهم سال – بدون حضور در رقابت اصلی – فراهم میآورد. حذف آن، در صورت تحقق، میتواند به معنای متمرکز شدن بیشتر جشنواره بر رقابت اصلی و کاهش فضا برای نمایش فیلمهایی باشد که ممکن است به دلایل مختلف (مانند پیشاز این اکران گسترده) نخواهند یا نتوانند در بخش مسابقه حاضر شوند. این تغییر، همزمان میتواند باعث فشردهتر شدن برنامه و نیزمحدودتر شدن دسترسی رسانهها و مخاطبان به طیف وسیعتری از تولیدات سال شود.
در نهایت باید گفت، چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، خود را ناگزیر از عبور از قالبهای تثبیتشده چند دهه گذشته میبیند. شعار بازنگری اما زمانی معنا مییابد که در مرحله اجرا به وضوح قابل رصد باشد. آنچه اکنون در هالهای از ابهام قرار دارد، نه ضرورت تغییر، که کیفیت، جزئیات و نتایج عملی این تحول است. آیا حذف هیأت انتخاب به شفافیتبیشتر یا تنها به تمرکزگرایی میانجامد؟ آیا مواجهه با پدیدهای مانند هوش مصنوعی فراتر از یک اشاره نمادین خواهد رفت؟ و آیا جشنواره میتواند در میانه این تغییرات ساختاری، کیفیت هنری را به عنوان معیار نهایی حفظ کند؟ پاسخ این پرسشها را نه وعدههای کلی فراخوان، که ترکیب نهایی آثار انتخابشده، کیفیت برگزاری و نحوه مدیریتانتقادات نشان خواهد داد. موفقیت این بازنگری در گرو آن است که جشنواره بتواند بین نوگرایی در فرم و پایبندی به معیارهای اصیلهنری، تعادلی خردمندانه برقرار سازد.

