فرهنگ در تنگنای تورم

3 دقیقه مطالعه

در روزهایی که سفره‌های ایرانی زیر فشار تورم سنگین کمر خم کرده، یک حوزه خاص بیش از همیشه آسیب می‌بیند: عرصه فرهنگ و تفریح. آمارهای اخیر نشان می‌دهد که هزینه‌های مرتبط با کتاب، سینما،تئاتر و حتی سرگرمی‌های ساده خانوادگی، با شتابی نگران‌کننده افزایشیافته است. این گرانی نه تنها جیب مردم را خالی‌تر می‌کند، بلکه روح جامعه را نیز تهی می‌سازد. وقتی خانواده‌ای برای نان شب خود نگران باشد، چگونه می‌تواند به خرید کتاب یا بلیت کنسرت فکر کند؟ این دقیقاًنقطه‌ای است که تورم فرهنگی، جامعه را به سمت یک بحران عمیق‌تر سوق می‌دهد.
ابتدا باید دید این افزایش هزینه چه معنایی دارد. مردم برای همان سطح قبلی از مصرف فرهنگی – مثلاً چند کتاب در سال یا گاه‌به‌گاه رفتن به سینما – باید پول بیشتری بپردازند. در نتیجه، بسیاری ترجیحمی‌دهند کلاً از این هزینه‌ها صرف‌نظر کنند. نسل جوان که باید با ادبیات و هنر آشنا شود، حالا بیشتر وقت خود را در فضای مجازیسپری می‌کند؛ فضایی که پر از محتوای سطحی است و کمتر عمق می‌دهد. این عقب‌نشینی از فرهنگ، سرمایه انسانی کشور را ضعیف می‌کند. جامعه‌ای که کمتر کتاب می‌خواند، کمتر گفت‌وگوی جدی دارد و کمتر به هنرهای اصیل روی می‌آورد، به تدریج از خلاقیت و نوآوری فاصله می‌گیرد.
از سوی اجتماعی، تبعات حتی تلخ‌تر است. فرهنگ مانند چسبی است که مردم را به هم پیوند می‌دهد. وقتی هزینه رفتن به تئاتر یا موزه بالا می‌رود،خانواده‌ها کمتر با هم بیرون می‌روند، کمتر لحظات مشترک می‌سازند. نشاط اجتماعی کاهش می‌یابد و جای آن را یکنوع خستگی مزمن می‌گیرد. در لایه‌های پایین‌تر جامعه، این فشار بیشتر حس می‌شود؛جایی که کودکان از دسترسی به کلاس‌های هنری یا حتی یک فیلم خوب محروم می‌مانند. نتیجه؟ شکاف طبقاتی نه فقط اقتصادی، بلکه فرهنگیهم عمیق‌تر می‌شود. لایه‌های مرفه هنوز می‌توانند به فرهنگ دسترسیداشته باشند، اما اکثریت جامعه به حاشیه رانده می‌شود.
اما خطر بزرگ‌تر، فرسایش هویت ملی است. فرهنگ ایرانی با شعر، موسیقی و هنرهای سنتی‌اش شناخته می‌شود. وقتی این عناصر گران شوند، نسل جدید کمتر با آنها آشنا می‌شود و بیشتر به سمت محتوایخارجی کشیده می‌شود. این نه تنها سرمایه فرهنگی را نابود می‌کند، بلکه جامعه را در برابر نفوذ فرهنگی بیگانه آسیب‌پذیرتر می‌سازد. در بلندمدت، انسجام اجتماعی تضعیف می‌شود و آسیب‌های روانی مانند افسردگی و احساس بی‌معنایی افزایش می‌یابد.
مسئولان نمی‌توانند این مسئله را نادیده بگیرند. تورم فرهنگی فقط یکعدد نیست؛ تهدیدی علیه آینده کشور است. نیاز به سیاست‌هاییاست که تولید فرهنگی را حمایت کند، یارانه‌هایی برای مصرف کتاب و بلیت بدهد و هزینه‌ها را کنترل کند. اگر امروز فرهنگ قربانی معیشتشود، فردا جامعه هزینه‌های سنگین‌تری خواهد پرداخت. زمان آن رسیدهکه فرهنگ را از حاشیه به مرکز سیاست‌گذاری بیاوریم، پیش از آنکه دیر شود.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *