سالها پس از زلزله بم، زلزلهای که نهتنها خانهها که زندگی بسیاری را ویران کرد، «نوشتن» برای عصمت عسگری به سفری بدل شد از دل ویرانی به سمت بقا و گزینش راهی برای رسیدن به پناهگاه امن زندگی در روزگار پس از زلزله.
عصمت عسگری، نویسنده و بازمانده زلزله بم، شامگاه شنبه در شهر کتاب اصفهان و در سلسلهنشستهای «از کتاب تا زندگی»، اینبار با موضوع «سفر با کتاب در روزگار پس از زلزله»، از تجربه زیسته خود و پیوند خواندن و نوشتن با ادامه زندگی سخن گفت.
او روایت زندگیاش را از همان نقطهای آغاز کرد که همهچیز در چند ثانیه فرو ریخت؛ خانهای که مأمن چند نسل بود و زیستی که در یک لحظه به خاطرهای دردناک بدل شد.
به گفته عسگری پس از زلزله، او سالها نتوانسته به زندگی عادی بازگردد؛ بیخوابیها، حملات اضطرابی، فرارهای ناگهانی، بستری شدن، مصرف داروهای سنگین و ترس دائمی از خواب، تنها بخشی از روزهای سخت او بوده است.
به روایت خودش آنچه بیش از همه او را از پا انداخته نه فقط مرگ عزیزان، بلکه «تنهایی بعد از فاجعه» بوده است؛ تنهاییای که با پراکندگی بازماندگان خانواده در شهرهای مختلف، عمیقتر هم شد. او سالها میان کرمان و اصفهان؛ برای پیدا کردن ردی از بازگشت به زندگی آمد و شد داشت؛ بیآنکه بتواند درباره آنچه بر او گذشته بود حرف بزند.
به گفته وی، پس از اسکان در خطه اصفهان، نقطه عطف زندگیاش در مواجهه با رنج یک کودک شکل گرفت؛ کودکی بازمانده از زلزله که شبها از خواب میپرید و با خاطره فریادهای مادرش زندگی میکرد.
عسگری برای آرامکردن او، هر شب قصه میگفت؛ قصههایی که آرامآرام از دل واقعیتهای روزمره و زخمهای مشترک بیرون میآمدند.
همان شبها بود که به گفته وی، برای نخستینبار قلم به دست گرفت آنهم به توصیه ساده اما سرنوشتساز یک فروشنده لوازمالتحریر در اصفهان و شروع کرد به نوشتن آنچه دیده و زیسته بود.
وی گفت: نوشتن ناگهانی شروع شد؛ یک شب نشستم و تمام واقعه را نوشتم. اشک میریختم اما صبح که سر از نوشتن برداشتم، حس میکردم چیزی در من آرامتر شده است.
عسگری افزود: قصهها ابتدا برای آرامکردن کودک گفته میشد اما بهتدریج به نوشتن انجامید و همان نوشتهها، نخستین گامهای عبور از بحران برای من بود.
نوشتن برای عسگری آغاز یک راه تازه بود؛ پس از آن به کلاسهای داستان نویسی رفت و انگار شعلهای درونش پاییدن گرفت. کششی به نوشتن که جان و روحش را صیقل میداد تا جان مایه و رنگی به زندگی مشقتبارش باشد.
به گفته وی پس از آن در انجمنهای ادبی نشست و برخاست کرد، زیر نظر استادان مختلف آموزش دید و با وجود بازگشت مداوم علائم جسمی و روحی بدلیل یادآوری خاطرات گذشته، نوشتن را رها نکرد.
حالا عسگری، خاطراتش را پس از چندین بازنویسی و با همراهی برخی اساتید داستاننویسی توانسته در کتابی با قالب شاعرانه و داستانی به پایان برساند.
کتابی که نه صرفاً یک خاطرهنگاری، بلکه روایتی انسانی از فاجعهای جمعی است؛ روایتی که تلاش میکند درد را بدون اغراق، و رنج را بدون سانتیمانتالیسم بازگو کند.
عسگری معتقد است بسیاری از آثار هنری و سینمایی نتوانستهاند عمق تجربه بازماندگان را منتقل کنند و نوشتن از دل تجربه زیسته، ضرورتی است که هنوز به آن کم توجه شده است.
وی در ادامه صحبتهایش گفت: من با نوشتن رها شدم. نه اینکه فراموش کرده باشم، بلکه یاد گرفتم با خاطرهها زندگی کنم و حالا میخواهم نیمقرن دیگر زنده بمانم و بنویسم.
عسگری افزود: نوشتن برای من راهی برای فراموشی گذشته نبود بلکه به من کمک کرد با خاطرهها روبهرو شوم نه اینکه از آنها فرار کنم؛ مسیری که اگرچه دشوار بود اما مرا به زندگی بازگرداند.
نشست «از کتاب تا زندگی» از برنامههای فرهنگی شهر کتاب اصفهان با هدف پیوند تجربههای زیسته با کتاب و روایت است که به صورت مستمر و ماهانه در این پاتوق فرهنگی برگزار میشود.
هدف اصلی در این نشستها تاکید بر تجربههای شخصی و اثرگذاری کتابها و نوشتن در زندگی افراد و به واقع نمایش قدرت تحول آفرین کتاب و نوشتن در زندگی انسانهاست.
موضوع هر نشست حول تجربه فردی از کتابخوانی و نوشتن میچرخد و اینکه چگونه این فعالیتها توانستهاند در زندگی فردی یا اجتماعی تأثیرگذار باشند؛ فرصت مناسبی برای آشنایی با افرادی که به طرق مختلف با ابزار نوشتن یا کتاب توانستهاند تغییری در زندگی خود و دیگران ایجاد کنند.




