دیزاین بی هویتی

میزبانی دانشگاه تهران از هفته دیزاین چگونه به یک شوک فرهنگی تبدیل شد؟

6 دقیقه مطالعه

رویدادی که قرار بود نماد «دیزاین ایرانی» باشد، تنها در چند روز به محفلی برای نمایش گسست از همان هویت مدعی شده تبدیل شد. «هفته دیزاین تهران» که نخستین دوره رسمی خود را در آبان ۱۴۰۴ پشت سر می‌گذارد، به جای تبدیل شدن به ویترینی برای خلاقیت و صنعت بومی، صحنه‌ای شد برای تقلیدهای آشکار از زیبایی‌شناسی مصرفی غرب، سوءاستفاده برندها از فضای دانشگاه، قبح‌زدایی و رفتارهای خلاف عرف اجتماعی. درنهایت، لغو برنامه‌هایش در قلب نمادین آموزش عالی کشور به دلیل حواشی پیش‌آمده محقق شد.

این رویداد که تکامل‌یافته «رویداد طراحی مبلمان تهران» از سال ۱۳۹۸ است، در تئوری آرمان‌های بلندی داشت؛ برقراری پیوند بین صنعت و هنر، خلق محصولاتی مبتنی بر خلاقیت و درنهایت، تعریف «دیزاین ایرانی معاصر». اما در عمل، تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از گوشه و کنار این هفته، روایتی کاملاً متفاوت را به تصویر کشید: فضایی آکنده از ژست‌های عکاسی برای اینستاگرام، صحنه‌آرایی‌های شبیه به فشن‌شوهای غربی و محوریت بدن به جای محتوای هنری!

از آرمان شهر دیزاین تا کپی‌برداری از الگوهای غربی

دبیرکل این نمایشگاه، حسین نوروزی، در اظهارات اخیر خود از «هفته دیزاین» به عنوان یک «جنبش شهری» یاد کرده بود که گالری‌ها و فضاهای عمومی را رونق بخشیده است. اما واکاوی میدانی نشان می‌دهد این ادعا بیشتر به همزمانی افتتاحیه‌های مستقل با این رویداد برمی‌گردد تا یک حرکت ارگانیک و برنامه‌ریزی‌شده. بسیاری از مراکز هنری و تجاری صرفاً از عنوان پرطمطراق «هفته دیزاین» به عنوان چتری تبلیغاتی استفاده کردند تا محصولات خود را—که اغلب فاقد کوچک‌ترین نشانه‌ای از هویت بصری ایرانی-اسلامی بودند—در معرض دید عموم قرار دهند.

در این میان، نقش برندهای حاضر در رویداد قابل تأمل است. بررسی صفحات مجازی این برندها نشان از یک سیاست واحد دارد؛ تولید محتوای جنجالی برای دیده‌شدن. استفاده عمدی از مدل‌های بی‌حجاب در فضای نمایشگاه‌ها، نه یک اقدام هنری، که تاکتیکی آشکار برای ایجاد حاشیه و جذب مخاطب بود. این اقدام که با ترویج سبک زندگی غربی همراه شده بود، هدف اصلی رویداد، یعنی «تعریف دیزاین ایرانی» را به حاشیه برد و آن را با چالشی هویتی مواجه کرد.

محل وقوع: دانشگاه تهران!

بخش دانشجویی رویداد در «دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران» قرار بود قلب تپنده این اقدام باشد؛ فضایی برای عرضه اندیشه‌های ناب و ایده‌های اصیل نسل جوان. با این حال، این بخش به کانون اصلی حواشی بدل شد. انتشار ویدیوهایی از فضای این نمایشگاه که در آن‌ها بی‌حجابی و موسیقی نامتعارف به چشم می‌خورد، موجی از انتقادات را در فضای مجازی و رسانه‌ای به راه انداخت.

واکنش دانشگاه تهران به این ماجرا قابل بررسی است. این نهاد در ابتدا با انتشار اطلاعیه‌ای، افراد حاضر در ویدیوها را «بازدیدکنندگان غیردانشگاهی» خواند و ادعا کرد محتوای منتشرشده «تدوین‌شده و هدفمند» است. این موضع‌گیری دفاعی، بیش از آنکه قانع‌کننده باشد، پرسش‌ها درباره کیفیت نظارت و مدیریت رویداد در یکی از مهم‌ترین دانشکده‌های کشور را تشدید کرد.

در نهایت، تنها یک روز مانده به پایان رویداد، دانشگاه تهران با انتشار اطلاعیه‌ای دیگر، برگزاری برنامه‌های «هفته دیزاین» در این دانشکده را به طور کامل متوقف کرد. دلایل اعلام‌شده «تراکم جمعیت فراتر از تصور»، «مشکلات ایمنی» و «اختلال در برنامه‌های جاری» عنوان شد. با این حال، منابع آگاه نزدیک به دانشگاه، علت اصلی این تصمیم ناگهانی را افزایش فشارهای افکار عمومی و نگرانی از تبعات ادامه حواشی می‌دانند.

سکوت مدیران یا شانه خالی کردن از مسئولیت؟

در اوج این حواشی، واکنش مدیران اجرایی و اساتید دانشکده هنرهای زیبا حاکی از نوعی سردرگمی و فرافکنی بود. رئیس دانشکده صرفاً به «پیگیری برای حذف فیلم‌ها» اکتفا کرد و مدیر گروه طراحی صنعتی اعلام کرد «در جریان موضوع نیست». این سکوت و انفعال، شکاف عمیق بین مدیریت نظارتی و آنچه در عمل رخ داده را به خوبی نشان می‌دهد. گویی رویدادی با این عظمت و با این حجم از حاشیه، بدون برنامه‌ریزی و نظارت دقیق رها شده بود.

فستیوال‌زدگی به جای هویت‌گرایی

هفته دیزاین تهران در اولین آزمون رسمی خود، نه در ارائه تعریفی نو از «دیزاین ایرانی» که در ایجاد یک «فستیوال‌زدگی» هویت‌باخته موفق عمل کرد. این رویداد به جای تقویت پیوند صنعت و هنر با تکیه بر فرهنگ بومی، به بستری برای عادی‌سازی الگوهای رفتاری و بصری غربی تبدیل شد. سوءاستفاده برندها از فضای دانشگاه و مدیریت ضعیف اجرایی، باعث شد سرمایه‌گذاری و انرژی دانشجویان هنر در سایه‌ای از جنجال‌های غیرفنی گم شود.

به نظر می‌رسد برگزارکنندگان «هفته دیزاین تهران» پیش از برنامه‌ریزی برای دوره‌های آینده، باید در گام اول به یک پرسش بنیادین پاسخ دهند: آیا هدف، برگزاری یک «فستیوال» شیک و شبیه به نمونه‌های غربی با محوریت مد و مصرف‌گرایی است، یا خلق یک «اقدام فرهنگی» اصیل که ریشه در خاک، تاریخ و ارزش‌های فرهنگی این مرز و بوم دارد؟ پاسخ کدام است: تداوم بلبشوی کنونی، یا آغاز یک حرکت حساب‌شده و هویت‌مند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *