دولت باغبان فرهنگ باشد

4 دقیقه مطالعه

کلیشه‌های ثابتی مانند کوچک شدن سفره مردم با بالارفتن تورم، که با رویکرد اقتصادی و معیشتی بیان می‌شوند و هر بار که تکرار می‌شوند، چیزی از حقیقت تلخ آن کم نمی‌کند، یک بخش سیاه اما کمتر دیده‌شده را پنهان می‌کنند و آن نابودی سبد فرهنگی خانوار است. البته طبق نظریه «مازلو» انسان ابتدا به دنبال رفع نیازهای بیولوژیک خود است و اگر شرایط برای تأمین آن نیازها سخت شود، آدمی مجبور است از دیگر نیازهای خود بکاهد تا بتواند بقای خود را تضمین کند. ماجرای تاریک کوچک شدن سفره مردم و تأثیر مخرب تورم بر زندگی‌ها، روی دیگرش به معنای حذف فرهنگ از هزینه‌های خانوار است. خانواده‌ای که به‌سختی قوت غالب خود را تأمین می‌کند، دیگر نه وقت دارد و نه پولی برای پرداختن به فرهنگ. به همین دلیل تورم اولین قربانی خود را فرهنگ و محصولات فرهنگی قرار می‌دهد.

 

سال گذشته آمار تکان‌دهنده‌ای از کاهش شدید شمارگان کتاب ارائه شد. کتاب‌ها با ریزش ۵۰ درصدی تعداد شمارگان مواجه شدند؛ یعنی در بهترین حالت در چاپ نخست یک کتاب، نیمی از افرادی که در سال‌های پیش به آن دسترسی داشتند، دیگر امکان خرید کتاب ندارند؛ اما این با فرض این است که خریدار پول کافی برای خرید کتاب مورد علاقه‌اش داشته باشد! در حالت دوم خریدار حتی پولی ندارد که بتواند کتاب بخرد؛ یعنی تورم در اینجا تأثیر خود را کاملاً می‌گذارد.

 

در نمایشگاه کتاب امسال نرخ خرید کتاب تا ۷۰ درصد نسبت به سال ۱۴۰۳ ریزش داشته است؛ این رقم بالاتر از نرخ تورم سالانه است. بر اساس آمار رسمی، در تورم نقطه‌به‌نقطه آبان‌ماه، حوزه فرهنگ با تورم ۴۶.۳ درصدی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ به عبارت دیگر خرید محصولات فرهنگی در آبان‌ماه امسال نزدیک به ۵۰ درصد گران‌تر از بازه مشابه سال گذشته است. مردم توان خرید کتاب را از دست داده‌اند و کتابفروشی‌ها مجبور به تغییر شغل شده‌اند. آن کتابفروشی‌هایی که هنوز سرپا مانده‌اند نیز از شرایط ناگوار فرهنگی گلایه دارند. به گفته مدیر کتابفروشی «خانه آبی»، میزان فروش کتاب نسبت به دوران پیش از جنگ ۱۲ روزه به یک‌پنجم تقلیل پیدا کرده است و چشم امید کتابفروش‌ها به فروش اقلام جانبی مانند لوازم‌التحریر دوخته شده است.

 

در این شرایط آیا مسئولان امر باید منتظر مرگ کسب‌وکار کتابفروشی‌ها بمانند؟ خیر. دولت ابزارهای متعددی برای حمایت از کسب‌وکارهای مختلف دارد و باید به این نکته توجه کند که کتاب مهم‌ترین کالای فرهنگی در جهان است و هزینه کردن برای حمایت از کتاب و کتابخوانی، سرمایه‌گذاری برای آینده فرهنگی کشور است. نسلی که کتاب می‌خواند، نسلی است که در مقابل آفت‌های متعدد فرهنگی و اجتماعی واکسینه می‌شود. دولت باید در مقوله فرهنگ و سبد فرهنگی با چرتکه و ماشین حساب سر و کار نداشته باشد، بلکه با نگاه باغبانی نگاه کند؛ باغبانی که اگر دانه فرهنگ را در ذهن پویای جامعه بکارد، در آینده نسلی فرهنگی و فرهیخته را در کنار خود خواهد داشت.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *