پخش برنامه بدون مجوز «گنگ» از پلتفرم فیلیمو، تنها یک تخلف رسانهای گذرا نیست، بلکه نماد بارز بلوغ یک رویه خطرناک و عادیشده در بخشی از اکوسیستم نمایش خانگی است؛ رویهای که در آن قانونگریزی به یک استراتژی عملیاتی تبدیل میشود. نام این برنامه که یادآور فیلم «گنگ اف نیویورک» با محوریت جهان بیقانون مافیا است، تشابهی تصادفی با واقعیت عملکرد سازندگانش ندارد. این همانندسازی، آشکارا نشان میدهد که چگونه یک پلتفرم رسمی، با عبور از خطوط قرمز حقوقی، در نقش یک «دار و دسته» خودخوانده ظاهر میشود که قواعد حاکم بر فضای رسانهای را به چالش میکشد.
این اقدام فیلیمو را نمیتوان ناشی از بیاطلاعی دانست. پلتفرمهای بزرگ نمایش خانگی به خوبی از مجرای قانونی تعریفشده برای انتشار محتوا آگاهند. انتخاب آگاهانه دور زدن این فرآیند، حاکی از یک محاسبه سود و ریسک است که در آن، منافع ناشی از جذب مخاطب با محتوای جنجالی و «ویو محور» بر منافع رعایت قانون پیشی میگیرد. این الگو، پیش از این و در مواردی مانند انتشار غیرقانونی سریال «تاسیان» نیز توسط فیلیمو تکرار شده و نشان از یک عادت سازمانی به قانونگریزی دارد.
این برنامه، در قالب یک سرگرمی موسیقایی، در حال اجرای یک پروژه مهندسی اجتماعی و بازتعریف هنجار است. محتوای آن با نمایش بیپرده صحنههایی مانند اجرای کنسرتهای مختلط و ترویج ادبیات و رفتاری خاص، سعی در عادیسازی و معرفی یک «سبک زندگی» بدیل دارد. این سبک زندگی که بر فردگرایی افراطی، مصرف نمایشی و بیاعتنایی به حریمهای اجتماعی متعارف تأکید میورزد، حتی در خاستگاههای غربی خود نیز همواره محل مجادلههای جدی فرهنگی و اجتماعی بوده است. ارائه آن به عنوان امری «مدرن» و «آزادانه» به مخاطب ایرانی، نه یک گفتوگوی فرهنگی، بلکه یک تحمیل یکسویه ذائقه و ارزشگذاری است که با بنیانهای هویتی جامعه ایرانی-اسلامی در تضاد آشکار قرار دارد.
نکته حیاتی و فریبنده این پروژه، در ترفند آن نهفته است. قانونشکنی آشکار و هنجارستیزی محتوایی در پوشش مفاهیمی چون «حمایت از موسیقی زیرزمینی»، «پاسخ به مطالبه نسلی» و «جسارت هنری» پنهان میشود. همانگونه که عذرخواهی یکی از مدعوین برنامه نشان داد، فضایی ایجاد میشود که در آن هر گونه مخالفت با این برنامه بیمجوز، به عنوان مخالفت با اصل «هنر رپ» یا «دوراندیشی» قالبزنی شود. این آدرس غلط دادن و ایجاد یک دوگانه کاذب، در حقیقت حیلهای برای فرار از پاسخگویی و در نهایت، عادیسازی سیستماتیک عمل متخلفانه است.
الگوی رفتاری فیلیمو در ماجرای «گنگ»- متشکل از نقض عمدی قانون، ترویج محتوای هنجارشکن، و سپس پنهان شدن پشت شعارهای فریبنده فرهنگی- یک چرخه معیوب و خطرناک را تشکیل میدهد. این چرخه با فرض سودآوری اقتصادی و فقدان بازدارندگی کیفری مؤثر به حرکت درمیآید.
«گنگ» و اقدامات مشابه آن، زنگ خطری فراتر از یک برنامه بیمحتواست. راه برونرفت، تنها در عبرت گرفتن از این تجربه و حرکت قاطع به سمت تدوین قوانین شفاف و جامع، تقویت نهاد ناظر و اعمال مجازاتهای بازدارنده خلاصه میشود.
