افسار گسیخته

برنامه بدون مجوز «گنگ»، نمادی از اقدام غیرقانونی و استحاله آرام است؛ استحاله‌ای هدفمند که برخی پلتفرم‌ها با اولویت دادن صرف به اقتصاد و دیده‌شدن، در دام فرهنگ غیررسمی می‌غلتند. لازم است این داستان را به‌خوبی فهم و فضای شبکه‌های نمایش خانگی را قانونمند سازیم

10 دقیقه مطالعه

انتشار برنامه «گنگ» با اجرای علی ضیا در پلتفرم فیلیمو، بار دیگر پرده از یک رویه خطرناک برداشت؛ عادت برخی پلتفرم‌های نمایش خانگی به دور زدن قوانین و تبدیل اقدامات غیرقانونی به یک الگوی تکرارشونده. این برنامه، نه تنها فاقد مجوز تولید و انتشار از سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر (ساترا) است، بلکه محتوای آن نیز در تضاد آشکار با هویت ایرانی-اسلامی قرار دارد.

این رویداد، بی گمان سه معضل اساسی  موازی را آشکار می‌کند؛ «عدم ضمانت اجرایی نهاد ناظر»، «تهاجم سازمان‌یافته به ارزش‌های فرهنگی و خانوادگی»، و «اجرای برنامه‌ای برای مهندسی سبک زندگی و عادی‌سازی هنجارشکنی».

 

عدم ضمانت اجرایی نهاد ناظر

یکی از مهم‌ترین مسائلی که انتشار برنامه‌هایی مانند «گنگ» برجسته می‌کند، عادت پلتفرم‌ها به دور زدن قوانین و نظارت‌های موجود است. فیلیمو، پس از انتشار سریال «تاسیان» بدون مجوز و اکنون با برنامه «گنگ»، عملاً نشان داده است که به بی‌قانونی عادت کرده است. این رویه، در حالی که به نظر می‌رسد به دلیل ضعف نظارتی و نبود قوانین کارآمد در این حوزه رواج یافته است، تهدید جدی برای حفظ هویت فرهنگی و رسانه‌ای کشور به شمار می‌رود. در واقع، نهاد ناظر به لحاظ قانونی ضمانت اجرایی ندارد و در حوزه نظارت و تنبیه تخلفات، آنچنان که در اظهارات مختلف مطرح می‌شود، ضروری است که قانونی جامع در این زمینه تصویب و اجرایی شود. وقتی یک پلتفرم به راحتی از مجوزهای لازم برای انتشار محتوا چشم‌پوشی می‌کند و هیچ‌گونه ضمانت اجرایی برای برخورد با تخلفات وجود ندارد، پیامد آن می‌تواند تبدیل این رفتار به یک رویه عادی و تکراری در سایر پلتفرم‌ها باشد.

 

الگوی رفتاری خطرناک پلتفرم ها

تاملی بر فعالیت برخی پلتفرم ها از الگوی رفتاری مشترک و خطرناک پلتفرم‌ها حکایت دارد.این پلتفرم‌ها با تکیه بر یک الگوی تکراری و خطرناک، عمل نقض قانون را به یک رویه عملیاتی تبدیل کرده‌اند. این الگو با انتشار  محتوای فاقد مجوز یا هنجارشکن آغاز می‌شود؛ نمونه‌های عینی آن را می‌توان در انتشار برنامه «گنگ» و سریال‌هایی مانند «شفرونی» توسط فیلیمو، و نیز مجموعه «کارناوال» در فیلمنت مشاهده کرد. پیامد مستقیم این اقدام، کمرنگ شدن مرز بین قانون و تخلف و ایجاد فضایی از رقابت ناسالم میان فعالان این عرصه است.

در مرحله دوم، این پلتفرم‌ها برای کاهش مقاومت عمومی و اعتباربخشی به محتوای غیرمتعارف، از جذابیت چهره‌های شناخته‌شده و دارای پیشینه رسانه‌ای رسمی بهره می‌برند. حضور مجری‌ای مانند علی‌ضیا با سابقه طولانی در تلویزیون ملی در برنامه «گنگ»، مصداق این استراتژی است که هدف آن عادی‌سازی چنین محتوایی برای مخاطب عام است.

سپس، در مرحله سوم، یک گفتمان انحرافی برای توجیه عمل غیرقانونی شکل می‌گیرد. در این گفتمان، نقض آشکار مقررات نه به عنوان یک تخلف، بلکه تحت عنوان «جسارت»، «نوآوری» یا «پاسخ به خواست مخاطب» بازتعریف و حتی تقدیر می‌شود، همان‌گونه که برخی از حامیان، انتشار برنامه «گنگ» را اقدامی جسورانه خواندند. نتیجه این کار، جابه‌جایی ارزش‌ها و جایگزینی تابوشکنی به جای خلاقیت هنری اصیل است.

اما حلقه تکمیل‌کننده و تشدیدکننده این چرخه، مرحله چهارم، یعنی مرحله عدم برخورد قاطع ناظر است. زیرا ناظر فاقد ابزارهای قانونی قاطع، سریع و بدون ابهام برای اعمال اقتدار خود است. و برخی پلتفرم ها با آگاهی به همین مهم در حال پیشبرد برنامه عادی سازی ناهنجاری خود می باشند.

 

تهاجم به کانون خانواده و هویت ملی

برنامه «گنگ» را نمی‌توان صرفاً یک سرگرمی بی‌ضرر دانست. این برنامه با فرم و محتوای خود، در حال اجرای یک پروژه استحاله تدریجی است که آسیب‌های آن مستقیماً متوجه بنیان‌های فرهنگی جامعه و کانون خانواده است.

تخریب حریم خانواده و عادی‌سازی رفتارهای غیرعرفی: یکی از واضح‌ترین مؤلفه‌های این برنامه، عادی‌سازی کنسرت‌های مختلط است . ارائه تصویری از حضور آزادانه و بی‌قید دختران و پسران در فضایی شبه‌کنسرتی، که با شوخی‌ها و تعاملات غیراخلاقی همراه است، مستقیماً با الگوی حفظ حیا و حریم جنسیتی در فرهنگ ایرانی-اسلامی در تضاد است. این نمایش، نه بازتاب واقعیت جامعه، که ساخت واقعیت و ذائقه‌سازی برای نسل جوان است تا این سبک از تعامل را طبیعی و مطلوب بپندارد. این روند، استحکام درونی خانواده را تضعیف و شکاف نسلی را عمیق‌تر می‌کند.

تضعیف هویت ملی و ترویج بی‌هویتی هنری: محتوای برنامه «گنگ» عمدتاً حول محور موسیقی رپ فارسی می‌چرخد. در حالی که نمی‌توان همه اشکال این هنر را نادیده گرفت، محوریت بخشیدن به چهره‌ها و مضامینی که گاه با ستایش فرهنگ مصرفی غربی، فردگرایی افراطی و بی‌اعتنایی به نمادهای ملی همراه است، خطرناک تلقی می‌شود. این برنامه با تقلید سطحی از فرمت‌های برنامه‌سازی غربی (مانند شوهای مشابه در یوتیوب)، عملاً به تولید «نسخه‌ای وطنی» از همان محتوا می‌پردازد که هیچ نسبتی با اصالت هنری و فرهنگی ایران ندارد. این روند، نه گفت‌وگو، که یکطرفه‌سازی ذائقه و جایگزین کردن هویت اصیل با یک بی‌هویتی التقاطی است.

تابوشکنی نظام‌مند و تقدس‌زدایی از ارزش‌ها: زمانی که حامیان چنین برنامه‌ای، انتشار بدون مجوز و محتوای هنجارشکن آن را «جسارت» می‌نامند، در حقیقت در حال ایجاد یک گفتمان انحرافی هستند . در این گفتمان، نقض قانون و عبور از خطوط قرمز فرهنگی، نه به عنوان تخلف، که تحت عنوان «نوآوری»، «شجاعت» و «پاسخ به نیاز نسل جوان» بازتعریف و تقدیر می‌شود . این دقیقاً همان فرآیند تبدیل تابو به امر عادی است. وقتی «جسارت» در نقض قانون معنا شود، احترام به قانون امری کهنه و «بی‌جسارت» جلوه می‌کند.

 

عادی‌سازی یک الگوی نامطلوب

پلتفرم‌هایی مانند فیلیمو، با تولید و ترویج محتوایی مانند «گنگ»، منفعل نیستند. آنها در حال فعالیت در حوزه سبک زندگی و ارائه یک مدل یا الگوی خاص به مخاطب، به ویژه نوجوانان و جوانان، هستند. این الگو چند مولفه دارد:

  1. اولویت سرگرمیِ بی‌پروا: در این مدل، هر چیزی که «حاشیه» و «سرگرمی» ایجاد کند، ارزشمند است، فارغ از اینکه آیا آموزشی، اخلاقی یا هویت‌ساز است یا خیر.
  2. ستایش شهرتِ فارغ از مسئولیت: تمرکز بر چهره‌هایی مانند علی‌ضیا که از سرمایه اجتماعی ناشی از رسانه ملی برای عادی‌سازی محتوای غیرمتعارف استفاده می‌کنند، پیام می‌دهد که شهرت، مجوز عبور از همه قیود است.
  3. ترویج اتمیزه شدن اجتماعی: تأکید بر فردیت مطلق، بیانِ بی‌قیدِ هر خواسته، و کم‌رنگ کردن مفاهیمی مانند تعهد جمعی، احترام به حریم دیگران و تعلق به ارزش‌های فرافردی، از جمله پیام‌های پنهان این برنامه است که در بلندمدت انسجام اجتماعی را تحلیل می‌برد.

 

لزوم برخورد جدی و تصویب قوانین شفاف

تمامی تحلیل‌های فوق، یک نتیجه‌گیری راهبردی را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد؛ ضعف در برخورد، تشویق به تکرار تخلف است. اگر برنامه «گنگ» با اقدام قاطع ساترا و نهادهای قضایی مواجه نشود، عملاً این نهاد از چرخه نظارتی حذف شده است . برای خروج از این بحران، اقدامات قاطع زیر ضروری است:

برخورد قضایی بی‌امان و بدون اغماض: دستگاه قضایی باید به طور جدی وارد شود و با عوامل تولید و انتشار برنامه «گنگ» بر اساس قوانین موجود برخورد کند. این برخورد باید به اندازه‌ای جدی و بازدارنده باشد که برای دیگر پلتفرم‌ها به عنوان یک پیش‌آگاهِ قدرتمند عمل کند.

تصویب قوانین شفاف و جامع: تجربه نشان داده قوانین موجود و شیوه اجرای آنها کارآمد نیست. مجلس شورای اسلامی باید قانونی جامع، شفاف و فاقد ابهام را برای نظارت بر پلتفرم‌های نمایش خانگی تصویب کند. این قانون باید اختیارات کافی برای ناظر، ضمانت اجرای قوی، و سازوکارهای شفاف شکایت را پیش‌بینی کند. همچنین، مسئولیت‌های سنگین مالی و حقوقی برای پلتفرم‌های متخلف در نظر گرفته شود.

در مجموع می توان گفت، برنامه «گنگ» فیلیمو، فقط یک برنامه نیست. این برنامه، نقطه تلاقی سه بحرانِ نظارتی، فرهنگی و سبک‌زندگی است. بی‌عملی در برابر آن، به معنای رسمیت بخشیدن به حکومت پلتفرم‌ها بر فرهنگ جامعه و پذیرش استحاله آرام ارزش‌های نسل آینده است. زمان آن فرا رسیده که با عزمی ملی، قضایی و قانون‌گذارانه، به این رویه خطرناک پایان داده شود. آینده فرهنگی جامعه در گرو برخوردی است که امروز با این پدیده می‌شود. اگر امروز با قاطعیت با «گنگ» برخورد نشود، فردا شاهد ده‌ها برنامه مشابه خواهیم بود که مرزهای فرهنگ و قانون را جابه‌جا کرده‌اند.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *