فعالیت های یک پلتفرم نمایش خانگی داخلی، به یک معما در فضای رسانهای کشور تبدیل شده است. معمایی که رگههای آن از شبکههای ماهوارهای تا کنسرتهای پراکنده ایرانیان در آن سوی مرزها، از پیامهای رمزآلود فضای مجازی تا اعترافات غیرمترقبه دستاندرکاران سابق امتداد یافته است. اما هسته مرکزی این معما چیست؟.بی گمان آنچه این پلتفرم را به سوژه بدل میکند، راهبرد دوگانهای است که گویی با علم به نواقص و خلأهای قانونی موجود تنظیم شده است.
افشای یک پیوند نانوشته
اگر شایعات درباره ارتباط بین این پلتفرم و یک پلتفرم بینالمللی سالها در حد حدس و گمان بود، اظهارات رسمی یک سهامدار و مدیر سابق، این گمانهها را به یک اعتراف قابل توجه تبدیل کرد. او صراحتاً تأیید کرد که پلتفرم بینالمللی متعلق به مجموعه این پلتفرم داخلی است و برای دسترسی ایرانیان خارج از کشور و امکان پرداخت با کارتهای اعتباری جهانی راهاندازی شده است. این ادعا نشان میدهد که گروه تجاری مالک این پلتفرم با راهاندازی یک پلتفرم خواهر در خارج از کشور، یک مدل کسبوکار دوگانه جغرافیایی را پیادهسازی کرده است که با سیاستگذاری هماهنگ در داخل مدیریت میشود.
با این حال، نکته جالب نه در اصل این مدل، که در انتقاد مستقیم این فرد از مدیرعامل پلتفرم داخلی است. او با بیان این که «هیچ تصمیمی در مجموعه این پلتفرم داخلی و پلتفرم بینالمللی بدون تصمیم مدیرعامل گرفته نمیشود»، مسئولیتپذیری را به بالاترین سطح میرساند و پرده از یک مدیریت متمرکز برمیدارد. او از «تغییر رویکرد» مدیرعامل در مواجهه با پلتفرمهای تبلیغاتی و استفاده از افراد خاص به عنوان سفیر برند پلتفرم بینالمللی انتقاد میکند و آن را فاقد آیندهنگری میداند. این نقد درونی از جانب یک ذینفع سابق، نشان میدهد که راهبرد خارج از چارچوب، حتی در داخل مجموعه نیز محل بحث و چالش بوده است.
پازل تبلیغات معنادار
زندگی مستقل پلتفرم بینالمللی( چهره خارجی این پلتفرم) تنها در ادعاها و ساختارهای حقوقی خلاصه نمیشود. مشهودترین جلوه آن، فعالیتهای تبلیغاتی پراکنده است که در کانونهای خاصی متمرکز شده است. ویدیویی که در فضای مجازی دست به دست شد، صحنهای از یک کنسرت خصوصی با حضور یک خواننده در خارج از کشور را نشان میداد. در این ویدیو، که گویی بهصورت «مردمی» ضبط شده، در پسزمینه، لوگوی پلتفرم بینالمللی به وضوح دیده میشد.
این هماهنگی زمانی معنای عمیقتری مییابد که تبلیغات سنگین شبکههای ماهوارهای برای معرفی این پلتفرم بینالمللی را بهیاد آوریم، جایی که عموماً از محتوای اختصاصی پلتفرم داخلی به عنوان نقطه قوت اصلی یاد میشود. این روند، گویای یک جریان تبلیغاتی تنظیمشده است؛ ارتباط با چهرههایی با مخاطب گسترده در جامعه ایرانیان مهاجر، تولید محتوایی که ظاهراً ارگانیک و مردمی به نظر میرسد، و تقویت آن با پخش هدفمند در رسانههایی که خارج از حیطه نظارت مستقیم داخلی قرار دارند. به عبارت دیگر، جذب مخاطب و سرمایه از داخل کشور، و مصرف آن در شبکهای تبلیغاتی که خارج از دسترس مقررات داخلی عمل میکند.
چرایی امکانپذیری یک مدل دوگانه
اما این پرسش مطرح است که چرا این مدل دوگانه برای این پلتفرم ممکن شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از ضعف نظارتی، عدم ضمانت اجرایی قانون و توان خاص رانت محور جست. یک تحلیلگر در این باره معتقد است: «وقتی مشاهده میکنیم میبینیم که قانون کافی است اما سؤال اینجاست که چرا نظارت اتفاق نمیافتد». او عملکرد فراقانونی پلتفرمها را به هیچ شکلی قابل پذیرش ندانسته و بر لزوم برخورد قاطع تأکید میکند.
از سوی دیگر، ادامه روند تولید و پخش محتواهای فاقد مجوز مانند یک برنامه خاص که اخیراً و با جنجال فراوان با دستور قضایی توقیف شد، نشان از جسارت ناشی از عدم بازدارندگی کافی قانونی دارد. این محیط، به یک پلتفرم خاص اجازه میدهد تا همزمان با فعالیت داخل، برای رفع محدودیتهای قانونی و مالی، یک بازوی خارجی نیز تأسیس کند؛ عملی که هر پلتفرم رقیبی در صورت انجام با برخوردهای قاطعانهای مواجه خواهد شد.
با شرح این مستندات، مهمترین پرسش این است اگر هر کدام از پلتفرمهای رقیب از چنین تبلیغاتی خارج از چهارچوب رسمی بهرهمند شوند، با تصمیمات سختی مواجه نخواهند شد؟ این وضعیت با توجه به اینکه این پلتفرم در چند سال گذشته برای بسیاری از آثارش پروانه تولید و نمایش دریافت نکرده، زمینه گسترش عبور از قوانین را در آینده توسعه نخواهد داد؟
نکته مهمتر این است که این پلتفرم طی سه سال گذشته و به صورت مستمر عملکرد فراقانونی خود را دنبال میکند و تبدیل به یک سازمان تصمیمگیر شده به صورتی که میتواند برنامهای را بدون مجوز تولید و پخش کند که البته با ورود قاطع دستگاه قضایی مواجه و توقیف میشود؛ اما میتوان پیشبینی کرد که این نقطه پایان مسیر فراقانونی این پلتفرم نخواهد بود.

