هجوم تولیدکنندگان محتوا به یوتیوب برای تولید آثار بدون هرگونه نظارت قانونی و با رویای کسب درآمد سرشار دلاری، این پلتفرم مشهور را به محلی برای نمایش آثار نمایشی سطح پایین اما با رویکردی بهشدت مخرب از نظر فرهنگی تبدیل کرده است.
نسل اول جویندگان دلار
درآمد ارزی شاید مهمترین دلیلی باشد که افراد را ترغیب میکند راه بلاگری و تولید محتوا در یوتیوب را در پیش بگیرند. اخبار افسانهای از درآمد اینفلوئنسرهای ایرانی که به «یوتیوبر» تبدیل شدهاند و ویدیوهایشان با بازدید بالا به منبع درآمدی مطمئن و هنگفت بدل شده، بسیاری را به صرافت انداخته تا شانس خود را در غول بزرگ یوتیوب امتحان کنند.
آمار سایت «زلکا» نشان میدهد تنها در فاصله سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲، تعداد ایرانیانی که در یوتیوب فعال شدهاند بیش از ۱۰ برابر رشد داشته است؛ هجومی شاید سهمگینتر از آمریکاییهای گرسنهای که بیش از ۱۰۰ سال پیش با یک بیل به جان طبیعت افتادند تا طلا پیدا کنند و از فقر رها شوند. نظرسنجیهای داخلی نیز تأیید میکنند جذابیت یوتیوب و اینستاگرام برای نسل جوان (معروف به نسل Z ) رو به افزایش است و این نسل تمایل بیشتری دارد اوقات خود را با ویدیوهای اینستاگرام و یوتیوب بگذراند. آماری که سال گذشته از سوی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) منتشر شد نشان میدهد بیش از ۸۱ درصد ایرانیان حداقل در یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی حضور فعال دارند.
با این حال، در رقابت برای درآمدزایی، در حالی که تلگرام و اینستاگرام عمدتاً تنها از طریق دریافت آگهی درآمد دارند، فرمول یوتیوب که میزان بازدید را ملاک اصلی درآمد قرار میدهد از جذابیت بسیار بیشتری برخوردار است.
نسل اول یوتیوبرهای ایرانی غالباً بهصورت انفرادی فعالیت میکنند. محتوای طنز در میان تولیدکنندگان با استقبال بیشتری روبهرو شده و طنازی ذاتی ایرانیها نیز کمک کرده تا چند نفر در این مسیر به شهرت برسند. البته فودبلاگرها و بلاگرهای سفر هم مخاطبان خاص خود را دارند. اما در دو سال گذشته شاهد پوستاندازی جدی محتوای فارسی یوتیوب بودهایم.
مهاجرت برنامهسازان به یوتیوب و یک هشدار جدی
سازمان صداوسیما برای تولید محتوا مجموعهای از الزامات اخلاقی، حرفهای و حتی مالی دارد که در آن رعایت هنجارهای جامعه ایرانی و بهویژه تناسب فرهنگی با فرهنگ ایران اسلامی یک اولویت بهشمار میرود. همین نگاه در قوانین نظارت بر شبکه نمایش خانگی نیز وجود دارد و پلتفرمهای داخلی موظفاند حداقلهای اخلاقی و هنجاری را رعایت کنند.
اما آزمندی برخی تولیدکنندگان محتوا باعث شده تا در خلأ نبود قوانین نظارتی بر محتوای منتشرشده در پلتفرمهای خارجی، شاهد تولید برنامههایی با پروداکشن بسیار بزرگتر از توان یک یوتیوبر معمولی ایرانی و انتشار آنها در یوتیوب باشیم.
همانطور که در آمریکا جویندگان طلای اولیه جای خود را به صاحبان قمارخانهها و گردانندگان مراکز فحشا دادند، تولید محتوای فارسی در یوتیوب نیز از استودیوهای خانگی به برنامههای بزرگمقیاس در لوکیشنهای عظیم رسیده است. از تاکشوهایی که چهرههای آشنا و سابقاً تلویزیونی اجرا میکنند و مهمانشان از خواننده تا لات و چاقوکش را شامل میشود، تا رئالیتیشوهایی که در ایران یا کشورهای همسایه تولید میشوند و محتوای برنامههای شاخص فارسیزبان یوتیوب را تشکیل میدهند؛ برنامههایی با سطح پایین کیفی و اخلاقی که حتی صدای ایرانیان مقیم اروپا و آمریکا را هم درآورده است.
ولع برنامهسازی با هدف جلب حداکثری نگاه مخاطب و بالا بردن میزان «ویو» (که درآمد ارزی هنگفتی به دنبال دارد) رویکردی است که واکنشهای منفی گستردهای در میان ایرانیان به دنبال داشته و استفاده از عناوینی چون «فاضلاب ابدی» واکنشی کاملاً طبیعی به این نوع برنامههاست.
با این حال، برنامهسازانی که «فاضلابسازی» را راهی مطمئن برای کسب درآمد میدانند همچنان در یوتیوب فعالاند. به نظر میرسد در نبود قوانین نظارتی مشخص در این حوزه، باید از مراجع قضایی درخواست کرد تا بهعنوان مدعیالعموم وارد میدان شوند و از آسیب بیشتر به جایگاه خانواده ایرانی و هنجارهای اخلاقی که به آن افتخار میکنیم جلوگیری کنند.

