گنجینههای سرگردان ایران، این سفیران خاموش تمدن کهن، در موزههای جهان آوارهاند. از بریتانیا تا آمریکا، از فرانسه تا ایتالیا،آثار هنری ایرانزمین در ویترینهای موزههای جهانی به نمایش درآمدهاند، در حالی که میتوانند در موطن اصلی خود، روایتگر تاریخچندینهزارساله این مرزوبوم باشند.
سایه استعمار بر میراث فرهنگی
داستان غمانگیز خروج میراث فرهنگی ایران به دوران قاجار بازمیگردد؛روزگاری که هیئتهای باستانشناسی خارجی با مجوزهای رسمی،گنجینههای ایران را در چمدانهای دیپلماتیک جای میدادند. گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس پرده از حقایق تلخی برمیدارد «کاوشهایباستانشناسی ویلیام کنت لوفتوس انگلیسی در شوش در سال ۱۸۴۹، طلیعهدار خروج نظاممند آثار تاریخی ایران بود.»
قراردادهای ناعادلانه، تقسیم نابرابر
در سالهای ۱۸۸۴ و ۱۸۹۵، قراردادهای انحصاری با فرانسه منجر به تقسیم آثار کشفشده میان دولت ایران و کاوشگران خارجی شد. غریبانه اینکه قانون حفظ آثار ملی سال ۱۳۰۹، اگرچه گامی به جلو محسوب میشد، اما کماکان مجوز خروج «قانونی» آثار نفیس را صادر میکرد.
الواح تخت جمشید؛ اسیران دانشگاه شیکاگو
یکی از دردناکترین نمونهها، الواح تخت جمشید است که به امانت به موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو سپرده شد، اما بخش عمدهای از آنها هرگز بازنگشت. این الواح که روایتگر زندگی کارگران و سربازان هخامنشی هستند، کماکان در آمریکا باقی ماندهاند.
چالشهای حقوقی؛ دیواری بلند به بلندای قوانین بینالمللی
الحاق ایران به کنوانسیون ۱۹۷۰ یونسکو بدون حق شرط بر ماده ۴، عملاً مالکیت کشورهای مقصد بر آثار خارجشده را به رسمیت شناخت. یک حقوقدان بینالمللی در تحلیل این گزارش میگوید: «این اشتباه راهبردی، دست ایران را در بسیاری از پروندههای استرداد بسته است.»
کنوانسیون یونیدرویت ۱۹۹۵؛ مانع جدید در راه بازگشت
کنوانسیون یونیدرویت ۱۹۹۵ با الزام به پرداخت غرامت به دارندگان حسننیت، هزینههای استرداد را به شدت افزایش داده است. گاهی این هزینهها آنقدر بالاست که عملاً استرداد را غیرممکن میسازد.
ضعفهای اجرایی
در این میان، گزارش مرکز پژوهشها از عدم تشکیل «کمیته ملی استرداد» علیرغم تصویب آییننامه مربوطه در سال ۱۳۸۱ خبر میدهد. نبود بایگانی جامع آثار مسروقه و پایگاه اطلاعرسانی یکپارچه، ایران را از پیگیری بسیاری از آثار محروم کرده است.
موفقیتهای اخیر؛ نوید فردایی بهتر
در شهریور ۱۴۰۴، ۱۳ اثر تاریخی از ایتالیا بازگردانده شد. این موفقیت حاصل همکاری نزدیک پلیس میراث ایتالیا و سفارت ایران بود. علی دارابی، معاون میراث فرهنگی، از پیگیری هفت پرونده استرداد در سطح بینالمللی خبر داده است. همچنین، آثار تاریخی ایران از چین بازگردانده شدهاند که بخشی از نمایشگاه «شکوه ایران باستان» بودند. وزیر میراث فرهنگی از ۱۰ پرونده فعال در کشورهای مختلف خبر داده و اعلام کرده که ماهانه آثار متعددی به موزههای کشور بازمیگردند.
دیپلماسی فرهنگی؛ سلاح جدید ایران
این موفقیتها حاکی از بهکارگیری دیپلماسی فرهنگی فعال توسط ایران است. برای نمونه، بازگشت ۱۱۰۰ گلنبشته هخامنشی از آمریکا در سالهای اخیر، نشاندهنده پیگیریهای حقوقی موفق است. همچنین،ابهامات قانونی همچنان مانع بزرگ استرداد اموال تاریخی هستند، اما با هفت پرونده مفتوحه، ایران در حال غلبه بر این چالشهاست.
راهکارهای راهبردی
گزارش مرکز پژوهشها اما برای شتاببخشیدن به موضوع استرداد، پیشنهادهای زیر را مطرح میکند:
– تشکیل کارگروه ملی تحت نظارت مستقیم رئیسجمهور
– ایجاد پایگاه داده جامع از آثار بهیغما رفته
– رصد مستمر حراجهای بینالمللی
– پیگیری حقوقی قویتر در محاکم بینالمللی
بیتردید، بازگشت میراث فرهنگی تنها بازگرداندن تکههای سنگ و سفال نیست، بلکه بازیافت هویت تاریخی و احیای حافظه جمعی ملتی است که تمدنساز بودهاند. همانطور که گزارش مرکز پژوهشها تاکید میکند: «میراثفرهنگی، ثروت عمومی است و باید برای نسلهای آینده حفظ شود.» بازگشت هر اثر تاریخی به ایران، نه یک پیروزی، که اجرایعدالت تاریخی است. گنجینههای ایران، دیر یا زود، به خانه بازخواهند گشت.

